X
تبلیغات
ستاد عمره دانش آموزی

ستاد عمره دانش آموزی
عمره دانش آموزی - احکام حج - تاریخ وجغرافیای کشور عربستان - اماکن زیارتی و تاریخی و..
  رديف        نام    نام خانوادگي
1 حسین بزرگی زاده    مدیر
2 میرمحمد میری         معاون
3 حسین

عربابوزید 

 روحانی

4 حسین عسکری گوهری
5 سهراب کریم زاده
6 الهام قمی اویلی
7 نصرت حسینی رنجبر
8 مهرنوش فلاح اسطلخ
9 آذر حاجی مزدارانی
10 علی اله بداشتی
11 حسن اقا بابائی
12 علی محمد ضرغام زاد
13 شایسته خواجه افضلی
14 صدیقه بلورچی
15 هما برادران عطار
16 بحجت یزدانی کچوئی
17 داود بارانی
18 سیدمجید طیب
19 احترام قنواتی مقدم
20 کبری جعفری 
21 مریم مبین زاد
22 فاطمه صغری بزرگی زاده
23 سیده زهرا موسوی
24 معصومه نهاوندی
25 امیرعلی داودزاده
26 ارم کابلی منفرد
27 نادره اسحاقیان
28 حکیمه غفوری
29 عفت امیری چایجانی
30 مریم سیادت جو
31 علی قربان نژاد
32 حسین خوش چهره
33 احسان آقائی
34 خورشید علیزاده
35 حسین کهفی
36 مجید حسینی فر
37 زهرا موثق سیچانی
38 منصوره میسمی خرازی
39 علی زنده دل
40 عصمت اکبری جور
41 مهین زاده نوری
42 عاطفه مبین زاد
43 هاجر معقول
44 مرضیه افضلان
45 بهرام شریف طهرانی
46 محمدرضا گنجی
47 سیدعلی اعظم موسویان
48 محسن افروزی
49 معصومه بیرانوند
50 فرحناز ابراهیمی نیا
51 قمر رزاقی
52 معین قربان نژاد
53 سوسن طوسی
54 حمیدرضا قاری قرآن
55 زهره امینی
56 فاطمه افشاری
57 سیما بزرگی زاده
58 بی بی رقیه نجاتیان قرشی
59 زینب رستمی
60 علی صفدر عباسیان
61 مهناز تسلیمی
62 حسن ملک پور
63 بتول صلحی زاده
64 زهرا محصل
65 بمانعلی زارع جمال
66 طیبه سرشاد
67 شهناز فروزنده
68 معظمه امانی
69 مهدی بوند
70 مهیندخت خیامی
71 براتعلی سلمانی
72 ربابه مهدوی
73 فاطمه نوری کشتکار
74 زهرا گنجی
75 حسین سردار
76 منیژه رحمت خواه
77 حسین غلباش قره
78 مرجان غلباش قره
79 کریم دانش دوست
80 فرشته چهاردولی
81 سهراب صادقی گندمانی
82 فرشته اکبری گندمانی
83 رسول مصطفی زاده
84 پروانه اسراری
85 محمود زنگی آبادی
86 مهری محمدعلی یزدی
87 ارمیا زنگی ابادی
88 امید پشت کوهی
89 عفت اله وردی
90 فاطمه پشت کوهی
91 علیرضا رستگاران
92 طاهره موسوی
93 زینب رستگاران
94 مطهره رستگاران
95 محمدحسین رستگاران
96 ایرج اقابابائی
97 حکیمه غلامیان
98 مجتبی صالحی
99 جمیله ذوالفقاری
100 رضوان محمدپور
101 منیر رازانی دوست
102 محمدصادق ترکاشوند
103 محمد بهرامن

 

تاریخ اعزام ۱۲/۵/۱۳۸۶


موضوعات مرتبط: عمره دانش آموزی
[ یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ] [ 3:58 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
 

بسمه تعالی

 

 

 

  

اطلاعات مورد نیاز زائران عمره مفرده

 

زائر گرامی

با سلام و احترام

نظر به اینکه هدف شما از این سفر پربرکت بهره مندی از همه فرصت ها و ظرفیت ها در انجام تکالیف شرعی و الهی است با مطالعه این موارد می توانید ضمن دریافت پاسخ برخی از سوال ها و آگاهی از محدودیت ها در طول سفر با پیش بینی های لازم و کسب آمادگی در رفع موانع اقدام نموده و تدارک شایسته ای برای انجام این مهم فراهم سازید .

از این رو توصیه می شود مطالب زیر را که در سه بخش تنظیم گردیده است به دقت مطالعه و مورد توجه ویژه قرار دهید تا مدیریت کاروان را نیز که مفتخر به خدمتگزاری میهمانان خداست در انجام وظایف محوله مساعدت ویاری فرمائید.

 

الف - نکات عمومی

1-  این توفیق ( زیارت بیت ا... الحرام و حرم نبوی و ... ) صرفاً با دعوت از سوی خداوند متعال برایتان فراهم شده است، پس در طول سفر طوری عمل کنید که شایسته میهمان عزیزی چون شما و میهمانداری چون او باشد.

2-  تهیه لوازم احرام برای خواهران شامل مانتو، مقنعه ، شلوار ، جوراب ، کفش و چادر سفید و برای آقایان شامل دمپایی سفید، حوله یا پارچه سفید (دوعدد) بدون دوخت به عهده زائر
می باشد.

3-  تهیه وسایل مورد نیاز و ضروری از جمله : لباس شخصی، نخ و سوزن، سنجاق، ناخن گیر، قیچی کوچک ، مسواک و خمیر دندان ، شامپو و صابون بدون عطر

4-  حضور به موقع در ساعت اعلام شده در حرکت های جمعی ( زیارت دوره ، حضور در فرودگاه و جلسات توجیهی در مکه و مدینه و ...) و توجه به اطلاعیه ها برای حفظ حقوق دیگران

5-  ورود اشیاء ممنوعه ( از قبیل چاقو ، قیچی ، اسباب بازی کنترل دار، میکرو، اسپری و ...) همراه با زائر به داخل هواپیما مجاز نیست و اینگونه اشیاء را باید در ساک قرار داده و به قسمت بار سپرد .

1

 

 


 

6-    به همراه داشتن شناسنامه ، دفترچه بیمه، گواهینامه و... به هیچ وجه نیازی نیست .

7-    تهیه ارز لازم به میزان موردنیاز

8-  ورود برخی از کالاها ( از جمله یخچال، تلویزیون و ... ) به کشور ممنوع و میزان حجم کالاها نیز محدود است لذا قبل از خرید کالا به این نکته مهم توجه شود.

10- میزان بار مجاز هر زائر برای تحویل به قسمت بار هواپیما حداکثر 30 کیلو گرم (در دو ساک از پیش تعیین شده) خواهد بود و برای هر کیلوگرم اضافه بار در فرودگاه جده معادل 6 دلار ( 21 ریال سعودی) اخذ می­گردد.

11- صرف غذا ( صبحانه ، نهار و شام ) فقط در ساعات اعلام شده در رستوران هتل انجام می­شود.

12- هزینه مکالمه از عربستان به ایران ( استفاده از مخابرات عربستان سعودی) برای هر دقیقه مکالمه حدود 7 ریال سعودی است.

13- کـد مکالمه از مدینه و مکه به تهران ( 009821)، از تهران به مدینه  ( 009664 )  و از تهران به مکه (­­009662) می­باشد.

14- به بستگان خود توصیه نمایید از ابتدای وقت اذان شرعی به افق عربستان تایک ساعت پس از آن از تماس تلفنی با شماخودداری نمایند. ( اوقات شرعی در عربستان 5/0 ساعت بعد از اوقات شرعی در تهران است.)

15- هزینه( کرایه ) تاکسی درعربستان سعودی برای 1 تا 3 نفر در یک مسیر حداقل 10 ریال سعودی است و باید قبل از سوار شدن میزان کرایه را با راننده به توافق رسید.

16- تبدیل دلار به ریال سعودی درعربستان، به ازای هر یکصد دلار بین373 تا 375 ریال سعودی در نوسان است.

17- در حال حاضر ارزش هر ریال سعودی حدود 250 تومان ایران است.

18- تبدیل پول ایران به ریال سعودی در صرافی­های عربستان به ضرر زائر خواهد بود از همراه داشتن پول ایرانی به میزان غیر ضروری پرهیز کنید ( ضمناً چک مسافرتی،تضمینی و ... درعربستان فاقد اعتبار است)

19-هنگام خروج ازکشور زائر نمی­تواند صنایع دستی ، انگشتر، فرش دست باف و... ) ( باستثناء نیاز شخصی ) به همراه داشته باشد.

 

ب - نکات شرعی و دینی

1-  این فرصت مغتنمی است که خداوند برای شما ایجادکرده است. لذا با صحت اعمال و استفاده بهینه از اوقات خود انشاء ا...،  با اندوخته­ای مناسب از سفر بازگردید.

2-  دقت در انجام تکالیف واعمال شرعی بسیار خوب است. لکن وسواس در آنهاوعدم اعتماد به نفس ایجاد اشکال خواهد نمود.

 

2

 

 


 

3-    برای حفظ وحدت، نمازهای یومیه خور را حتی­المقدور به جماعت و با اتصال کامل صفوف در حرم­های مطهر بخوانید.

4-    در هنگام نماز از حرکت درمقابل صفوف نمازگزاران جداً خودداری فرمائید.

5-    در مساجد و حرم­های مطهر سکوت را رعایت نموده و نماز، زیارت نامه دعا و قرآن را آهسته بخوانید.

6-    در هنگام نماز در مسجدالنبی و مسجدالحرام تلفن همراه خود را خاموش نگهدارید.

7-  استفاده از مهر، کاغذ یا هر شیئی دیگر برای سجده کرده ضرورتی نداشته و سجده بر روی سنگفرش­ها و فرش های حرمین شریفین صحیح است (داشتن سجاده برای رعایت بیشتر بهداشت بلامانع است).

8-  از خواندن نماز در داخل و کنار دیوار قبرستان بقیع و یا برداشتن خاک از بقیع که موجب وهن شیعه است خودداری نمائید.

9-             از بوسیدن و دست کشیدن به حرم مطهر حضرت رسول(ص) خودداری فرمائید.

10-     خواهران از پوشیدن لباس نامناسب ( که درشأن زائران ایرانی نمی­باشد) به ویژه هنگام تردد در داخل هتل خودداری نمایند.

11-     علامت گذاری یا هر گونه یادداشت روی صفحات قرآن داخل حرمین شریفین جرم تلقی و گذاشتن قرآن روی زمین ( حتی هنگام قرائت) بی احترامی محسوب می­شود.

12-         کتب ادعیه و زیارات قبل از سفر درحد ضرورت در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

13-     درب­های مسجد الحرام در تمام ساعات شبانه روز برای زائران باز، لکن مسجد النبی (حرم حضرت رسول (ص) ) در ساعات محدودی از شب بسته خواهد بود.

14-     ورود به قبرستان بقیع فقط برای آقایان و 2 ساعت پس از نماز صبح و احتمالاً 2 ساعت بعد از نماز عصر مجاز خواهد بود.

15-پاسخ هر گونه سوال شرعی خود را حتماً از روحانی کاروان بخواهید.

 

ج- نکات ایمنی و بهداشت

1-  در طول سفر همواره کارت شناسایی مخصوص ، شماره تلفن و آدرس هتل را به همراه داشته باشید ( همراه داشتن پول زیاد، طلا و جواهرات و ... مناسب نیست )

2-  انجام واکسیناسیون و دریافت کارت آن قبل از سفر برای ارائه به مأموران هنگام خروج از کشور و ورود به عربستان سعودی الزامی است.

3-  اشیاء قیمتی و پول اضافی خود را به صندوق امانات هتل تحویل دهید و برای خرید و هزینه های ضروری پول خود را در کیف مخصوص ( گردن آویز ) گذاشته و به همراه ببرید.

 

3

 


 

4-    تردد در خیابان های مکه و مدینه حتماً با دقت  ودر بزرگراهها از محل خط کشی عابر پیاده باشد.

5-  همراه داشتن هر مقدار مواد مخدر در عربستان جرم محسوب و به شدت با آن برخورد
می شود.( شامل قرص های کدئین دار نیز می باشد)

6-    کلیه زائران در طول سفر بیمه هستند و از خدمات درمانی رایگان استفاده خواهند نمود.

7-    چون سرویس های بهداشتی در مکه و مدینه غالباً فرنگی هستند روش استفاده از آنها را بدانید.

8-    از نوشیدن آب بسیار سرد و قرار گرفتن در معرض باد مستقیم کولرها پرهیز نمایید.

9-    حتی المقدور آب و چای به مقدار زیاد مصرف کنید.

10-         آبهای لوله کشی صرفاً برای استحمام و شستشو است و برای نوشیدن حتماً از آبهای معدنی پلمپ شده استفاده نمائید.

11-         از بیرون بردن غذا از رستوران بویژه در اتاقهای هتل خودداری فرمائید.

12-         خواهران از رفتن به بازار و خروج از هتل در شب به تنهایی پرهیز نمایند .

13-     حق تقدم افراد مسن و کودکان و خواهران را در استفاده از امکانات عمومی (آسانسور ، رستوران ، اتوبوس و ... ) رعایت فرمائید

14-     در صورتی که باید به علت بیماری خاصی از داروی ویژه استفاده کنید حتماً داروها را به میزان مصرف حداقل پانزده روز تهیه و با نسخه پزشک به همراه داشته باشید.

15-         نصب برچسب مشخصات روی هر دو ساک الزامی است .

16-         هنگام خروج از هتل کلید اتاق خود را حتماً به بخش مربوط تحویل دهید.

17-         شایع ترین بیماری در عربستان سرماخوردگی است لذا در صورت نیاز می توانید از ماسک استفاده نمایید.

18-     عکس و فیلم برداری ( به هر طریق ) در داخل حرمین شریفین و اماکن مذهبی ممنوع 
می باشد.

 

4

 

 


موضوعات مرتبط: عمره دانش آموزی
[ یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ] [ 3:45 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 11:11 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

شِعْب ابى طالب

منطقه كوهستانى پيرامون مكه، سبب به وجود آمدن شِعْب هاى بسيارى در مكه و اطراف آن شده است. شِعْب به محدوده قرار گرفته ميان دو كوهِ نزديك به هم گويند و ممكن است وسعت آن به اندازه هاى مختلف باشد. گفتنى است فاصله دو كوه، كه مرز خروجى شهر است، «ثنيّه» ناميده مى شود.

وجود شعب هاى زياد در مكه، سبب پيدايش اين ضرب المثل شده است كه: «اهل مكة اعلم بشعابها»; «مردم مكه شعب هاى خود را بهتر از ديگران مى شناسند.»

پيشتر آورديم كه وقتى قُصَىّ بن كلاب بر مكه حاكم شد، هر خاندانى از قريش را در جايى از مكه سكونت داد. او وَجْه كعبه را، كه شامل شعب ابى طالب به سمت معلاة مكه بود، براى خاندان خود و فرزندانش عبدمناف و عبدالدار برگزيد. اين شعب، به لحاظ نزديكى به كعبه، بهترين نقطه مكه بوده و در اصل حد فاصل كوه ابوقبيس و كوه خَنْدمه است.

شِعْب مزبور در اختيار خاندان بنى هاشم بوده و در دوره هاى مختلف به نام هاى متفاوتى چون «شعب بنى هاشم»، «شعب ابى طالب»، «شعب على بن ابى طالب» و «شعب ابى يوسف» ناميده مى شده است. چهره هاى برجسته اين خاندان در اين شعب به دنيا

 

مولِدُ النبى (صلى الله عليه وآله)

خانه اى را كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آن متولد شد و در محل شعب ابى طالب قرار داشت، «مولد النبى» مى نامند. در قرن دوم هجرى، خيزران، همسر هارون، آن محل را خريد و به مسجد تبديل كرد. در قرن هاى بعد، مسلمانان اين محل را بسيار گرامى و محترم مى داشتند و بهويژه در شب تولد رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مراسمى در آنجا برگزار مى كردند. سلاطين عثمانى به اين محل توجه زيادى داشتند. از جمله سلطان سليمان فرزند سليم، در سال 935 دستور بازسازى مولد النبى را داد. پيش از وى، الملك
المظفر غسانى حاكم يمن و پيش از او فرج بن برقوق از مماليك، و پيش از وى اشرف شعبان حاكم مصر و قبل از او، براى نخستين بار الناصر عباسى، در آنجا بناهايى ساخته
بودند.(1)

 

ـــــــــ

1 . منائح الكرم، ج 3، ص 264 و 265

همچنين سلطان محمدبن مراد عثمانى (م 1012)، به يكى از ]غلامان[ خود با نام غضنفرآغا دستور داد تا آنجا را بازسازى كند. او نيز با صرف پول فراوان، بنا و مناره بزرگى براى آن ساخت وموقوفاتى جهت آن در مملكت عثمانى معين كرد و براى آنجا، مؤذن و خادم و امام جماعت گمارد. مدرسى را نيز معين كردند تا هفته اى دو روز در آنجا تدريس كند.(1)

يك زائر كه در سال 1315 قمرى به زيارت اين خانه توفيق يافته، مى نويسد:

«روز جمعه، چهاردهم، به زيارت حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) در موضعى كه مشهور به مولد النبى(صلى الله عليه وآله) است، رفتيم و آن موضع واقع است در سوق الليل. از در
داخل شديم و تخميناً چهارده پله پايين رفتيم. وارد اتاقى شديم كه مسمّى به
مسجد است. بعد از آن، به اتاق ديگر رفتيم. در اين اتاق ضريحى است. درِ ضريح را خادم باز كرد. داخل در اين ضريح گودالى واقع است. در وسط آن سنگ سبزى بود كه محل تولد حضرت ختمى مرتبت بود. آن موضع مطهّر را تقبيل نموده و صورت را بر آن ماليده و به خاك پاك و غبار نور آثار آن مكان رفيع البنيان، كه رشك كحل الجواهر است، ديده را منوّر نموده، پس از آن در مسجد آمده هر يك دو ركعت نماز تحيّت بجا آورديم و از آن مكان بيرون آمديم.»(2)

 

در پى روى كار آمدن دولت سعودى، با اصرار «شيخ عباس قطان» (م1370) شهردار وقت مكه (از 1347 تا 1364 ق.) و درخواست وى از ملك عبدالعزيز، قرار بر آن شد تا در آنجا كتابخانه اى بنا كنند كه به آن «مكتبة مكّة المكرّمه» نام نهادند و تاكنون برقرار است.(3)

ـــــــــــ

1 . منائح الكرم، ج 3، ص 506

2 . سفرنامه ملابراهيم كازرونى، ميراث اسلامى ايران، دفتر پنجم، ص 366. وى در ادامه از زيارت خانه خديجه(عليها السلام) نيز سخن گفته است.

3 ـ فى رحاب بيت الله الحرام، ص 263 ; التاريخ القويم، صص 173 ـ 171

خانه حضرت خديجه كبرى(عليها السلام)

خانه منسوب به حضرت خديجه(عليها السلام)، محلّ زندگى مشترك پيامبر(صلى الله عليه وآله) و همسرش خديجه و محلّ تولد فاطمه زهرا(عليها السلام) بوده است. اين خانه مورد عنايت و توجّه مسلمانان بوده و يكى از بهترين مكان هاى مكه شناخته مى شده است. در نقشه اى كه از اين خانه وجود دارد، مصلاّى رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و مولد فاطمه(عليها السلام) در آن مشخص گرديده است. بر اساس نقل هاى تاريخى، محل تولد حضرت زهرا(عليها السلام) در خانه مادرش خديجه بوده كه خانه ياد شده نيز در شعب ابى طالب قرار داشته است.

پس از هجرت پيامبر(صلى الله عليه وآله)، عقيل اين خانه را تصرف كرد; گويا نزديك تر از او به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) كسى نبوده تا در آن حيص و بيص فشار قريش، خانه را تصرف كند. بعدها معاويه، خانه ياد شده را از عقيل خريد و آن را تبديل به مسجد كرد. در نزديكى همين خانه، ابوسفيان نيز خانه اى داشته است. اين همان خانه اى است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)در فتح مكه فرمود: «دَخَلَ دَارَ أَبِي سُفْيَانَ فَهُوَ آمِنٌ».(1)

به نوشته محمدطاهر كُردى، روى اين محل، در گذر تاريخ، بناهاى فراوانى ساخته شده و آخرين آنها بنايى است كه به عنوان «محل ولادت حضرت زهرا(عليها السلام)» ساخته اند. بانى اين بنا نيز شيخ عباس قطان شهردار مكه بوده كه به سال 1368 قمرى، در آنجا محلى براى حفظ و قرائت قرآن بنا كرد. ابن بنا تا زمان تأليف كتاب كردى، به عنوان مدرسه حفظ قرآن برقرار بوده است.(2) پيش از اين، در دوره عثمانى، در محل خانه خديجه، تكيه اى ساخته شده بود كه به نام «تكية السيدة فاطمه» شهرت داشت.(3) در بازسازى هاى اخير، محل خانه خديجه و مدرسه ياد شده، از ميان رفته است.

 

ــــــــ

1 . تهذيب الأحكام، ج6، ص136 ; بحار الانوار، ج 21، ص 103

2 . التاريخ القويم، ص 174

3 . همان.

نكاتى در باره چند محل تولد

پيشتر گفتيم كه در مولد النبى كه در سوق الليل بوده، اكنون «مكتبة المكة المكرّمه» قرار دارد. اين بنا تنها بنايى است كه در فضاى باز پشت مسعى و روبروى كوه ابوقبيس برجاى مانده است. در فاصله اندكى از آن، محل خانه خديجه بوده كه در آنجا «مولد السيدة فاطمة الزهراء» بوده است.

فاسى مى نويسد: سه نقطه در اين خانه وجود دارد كه زيارت مى شود; نخست «مولد فاطمه»، دوم جايى كه آن را «قبّة الوحى» مى نامند و سوم «المختبأ». وى سپس مى افزايد: در آن، جاهاى ديگرى است كه صورت مسجد دارد. بنا به نقل محب الدين طبرى، اين خانه بهترينِ مكان ها، پس از مسجد الحرام در مكه است.(1)

نقطه اى ديگر از شعب ابى طالب، به عنوان «مولد على(عليه السلام)» شناخته شده كه البته در تعارض با اخبارى است كه محلّ تولد آن حضرت را در درون كعبه ذكر كرده است.(2)

جاى ديگرى از مكه به «مولد حمزه» مشهور است. محل آن بنا به نقل فاسى، در پايين مكه (مسفله) نزديك باب اليمن بوده است.

محل ديگرى به عنوان «مولد جعفر» در نزديكى دار ابى سعيد، نزديك دارالعجله بوده است. فاسى گويد: برخى آن را مولد جعفر بن ابى طالب مى دانند; اما بر بالاى آن كتيبه اى است كه بر رويش نوشته شده: «مولد جعفر الصادق و دخله النبى(صلى الله عليه وآله)». فاسى مى افزايد: منافاتى ندارد كه هم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به آن داخل شده باشد و هم مولد جعفر الصادق باشد.

خانه ارقم بن ابى ارقم

ارقم، هفتمين شخصى بود كه اسلام را پذيرفت. خانه او در كنار كوه صفا قرار

ـــــــــ

1 . العقد الثمين، ج 1، ص 98

2 . در اين باره بنگريد به كتاب: مولود كعبه، علامه محمدعلى اردوبادى، ترجمه عيسى اهرى، قم، رسالت، 1379

داشت و محل امنى براى مسلمانان محسوب مى شد. در نقلى آمده است كه زمانى چهل مرد و بيش از ده زن در آنجا مخفى شده بودند.(1)

به هر روى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در سال چهارم بعثت همراه يارانش در آنجا بسر مى برد و كسانى كه قصد مسلمان شدن داشتند، به آنجا، نزد آن حضرت هدايت مى شدند. اين خانه در تاريخ اسلام بگونه اى اهميت داشته كه به صورت يك مقطع تاريخى درآمده است و حوادث دوران مكه در كتاب هاى سيره با ذكر اينكه قبل از خانه ارقم رخ داده يا بعد از آن، مشخص مى شود.

اين خانه توسط خيزران، همسر هارون، كه در سال 171 به حج آمده بود، خريدارى شد و در تاريخ به نام او; يعنى «دار خيزران» شهرت يافت. مسلمانان با آگاهى نسبت به ارزش اين خانه، آن را مسجد كردند; شايد هم خود خيزران آن را به صورت مسجد درآورده است. محل ياد شده كه مركزى براى حفظ قرآن بچه ها بوده، در فاصله 48 مترى ابتداى سعى از كوه صفا قرار داشته و در سال 1375 هجرى قمرى در توسعه اى كه زمان سعود بن عبدالعزيز صورت گرفت، داخل مسجد گرديد.(2) اكنون به ياد آن، اولين درى كه از آن سمت به مسجد باز مى شود، به عنوان باب ارقم نامگذارى شده و احتمال داده شده است كه محل آن در جاى پله برقى باشد كه در اين قسمت ساخته شده است.

در نقل هاى تاريخى آمده است كه خانه ارقم بر روى صفا بوده است; «أَسْلَمَ الأرقم سابع سبعة و كانت دارُهُ عَلَى الصَّفا». مقصود از اين سخن، آن است كه خانه ارقم كه در دامنه صفا بوده، امروزه داخل مسجد شده و تنها بخشى از خود كوه صفا در ابتداى مسعى، برجاى مانده است.

در كتيبه اى كه از سال 555 روى اين خانه وجود داشته، آمده بوده است: اينجا محلّ اختفاى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و معروف به دار خيزران است كه بنده نيازمند درگاه خداى،

ـــــــــــــ

1 . فاكهى، اخبار مكه، ج 4، ص 14

2 . التاريخ القويم، ج 2، ص 88

جمال الدين شرف الإسلام ابوجعفر محمد بن على بن ابى منصور اصفهانى، وزير شام و موصل آن را به سال 555 بنا كرد.(1) طبعا بعد از آن، بارها تعميراتى در آنجا صورت گرفته است.

كوه و غار حِرا

كوه حرا به نام «جبل النور»، «جبل القرآن» و «جبل الاسلام» نيز شناخته مى شود. اين كوه كه يكى از مكان هاى مقدس مكه و از آثار مذهبى باقى مانده از عصر رسالت به شمار مى رود، در شمال شرق مكه واقع شده و دويست متر از سطح دريا ارتفاع دارد. بر روى اين كوه، گياه يا آبى ديده نمى شود. گفتنى است كه در امتداد اين كوه، كوه هاى اطراف عرفات قرار داشته و همچنين با كوه هاى طائف نيز پيوند دارد.

ــــــــــــ

1 . التاريخ القويم، ص 90

حدود پنجاه متر مانده به قله كوه، غار حِرا قرار دارد كه تنها فضايى به گنجايش نشستن پنج نفر داشته و در جايى از آن، تنها يك نفر مى تواند بايستد.

غار حِرا محل عبادت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بوده و آن حضرت چندى از ايام سال، بهويژه ماه مبارك رمضان را در آن بسر مى برده است. در همين غار بود كه نخستين بار بر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) وحى نازل شد و پنج آيه آغازين سوره علق براى آن حضرت فرود آمد: "  اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ اْلإِنْسانَ مِنْ عَلَق * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ اْلأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ " . بنابراين، اين غار از بهترين و متبرّك ترين نقاط مكه محسوب مى شود; جايى كه مسلمانان آگاه و توانمند براى زيارت بدانجا مى روند و در آنجا نماز مى گزارند.

كوه ثَبير كه در برابر كوه حِرا در سوى ديگر جاده قرار دارد، از مكان هاى مقدس به شمار مى رود. گفته اند كه خداوند از اين كوه، گوسفندى را براى ذبح نزد اسماعيل(عليه السلام)فرستاده است.

كوه و غار ثور

كوه ثور، كوهى است بزرگتر از كوه حِرا كه در جنوب شرقى مسجدالحرام در راه طائف و در فاصله اى دورتر نسبت به مكه واقع شده است. مى گويند اين كوه به نام «ثوربن منات» خوانده شده است.

سه كوه متصل به يكديگر را به نام كوه ثور مى شناسند و غار ثور در سوّمين آنها قرار دارد. زمانى كه مشركان مكه به قصد كشتن رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بسيج شدند، آن حضرت پس از خروج از خانه، در حالى كه به طور اتفاقى ابوبكر را ديد، همراه وى به سمت جنوب مكه به راه افتاد. طبعا آن حضرت براى رفتن به يثرب مى بايست به شمال مكه مى رفت; اما براى گمراه كردن مشركان، راه جنوب را برگزيد و به كوه ثور رسيد. آن حضرت، به همراه ابوبكر وارد غار ثور شد و مدت سه روز در آن مخفى بود. مشركان تا نزديكى غار ثور آمدند، اما به اعجاز الهى، عنكبوتان تارهايى را بر درِ غار تنيدند تا مشركان را از رفتن به درون آن منصرف كنند; چراكه آنان با ديدن تارهاى عنكبوت

تصور كردند كسى وارد غار نشده است! خداوند در قرآن از اين غار ياد كرده است:

"  إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها... " .

«اگر او ]پيامبر [را يارى ندهيد، ]بدانيد كه [خداوند او را هنگامى كه كافران آواره اش ساختند، يارى داد، آنگاه كه يكى از آن دو به هنگامى كه در غار بودند، به همراهش ]ابوبكر[ گفت: نگران مباش كه خدا با ماست. آنگاه خداوند آرامش خودش را بر او نازل كرد و به سپاهيانى كه نمى ديدشان، يارى داد.»(1)

كوه ثور در ميان چند خيابان، با نامهاى خيابان ثور، جاده طائف و جاده كدى قرار گرفته است. بيشتر مسير كوه به سمت غار، به صورت پله كان براى مشتاقانِ صعود آماده شده

ــــــــــ

1 . توبه : 40

است كه به طور طبيعى زمانى حدود 5/1 ساعت را براى رسيدن به غار طلب مى كند.
 

خود غار نيز دو مسير ورودى و خروجى دارد كه به احتمال، مسير اصلى آن سمت قبله آن بوده و مسير پشتى آن، كه از آنجا وارد غار مى شوند، بعدها درست شده است. در محدوده داخلى آن هم چند نفر مى توانند بنشينند و دست كم دو تا سه نفر مى توانند نماز نشسته به جاى آورند. در نزديكى غار ثور، غار كوچكترى نيز وجود دارد كه زير سنگى است كه بمانند نوعى كاسه وارونه قرار گرفته است. فاكهى در قرن سوم هجرى، از محل غار به عنوان مسجد غار ثور ياد كرده است.(1)

قبرستان مَعْلاة

قبرستان مَعلاة ـ محله بالا ـ يا حُجون كه در ميان ايرانيان به قبرستان ابوطالب شهرت يافته قبرستانى كهن است كه به دليل درآغوش گرفتن بسيارى از چهره هاى
 

ــــــــ

1 . اخبار مكه، ج 5، ص 35

 

برجسته و ممتاز از اجداد و اصحاب رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و علما و تابعين، پس از قبرستان بقيع، قبرستانى مورد توجه و اعتناى مسلمانان بوده و از زيارتگاه هاى عمومى زائرانِ خانه خدا به شمار مى آيد. اين مكان را در قرون اخير به نام «مقبره بنى هاشم» نيز مى شناسند. سنگى كه در مدخل ورودى قبرستان نصب شده نشان مى دهد كه قبرستان ياد شده در سال 1383 ق. تجديد بنا شده است. در حال حاضر، با كندن كوه حجون تلاش مى شود تا محدوده قبرستان در آن سمت نيز گسترش يابد. در گذشته ورود به قبرستان ممنوع بود، اما در حال حاضر امكان ورود به قبرستان براى مردان وجود دارد.

دفن شدگان در قبرستان معلاة

* عبدالمطّلب ـ گفته مى شود يكى از چهره هاى مهم بنى هاشم كه در قبرستان حجون دفن شده، عبدالمطّلب، جدّ پيامبر(صلى الله عليه وآله)است. او از افراد بسيار با شخصيت شهر مكه بود كه

ميان عرب ها نفوذى فراوان داشت. عبدالمطّلب دو سال سرپرستى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را عهده دار بود. برخى از اعمال او كه به احتمال قريب به يقين، برگرفته از سنّت ابراهيمى و از مكتب حُنَفا بود، همچون سنّتى در ميان عرب ها مورد پيروى قرار گرفت و حتى اسلام نيز شمارى از آنها را تأييد كرد. عبدالمطّلب را بايد يكى از احياگران آيين ابراهيمى دانست.

* ابوطالب ـ چهره شاخص ديگر، ابوطالب فرزند عبدالمطّلب و عموى پيامبر(صلى الله عليه وآله)است. وى در پرده تقيّه توانست حمايتى قابل ستايش از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در برابر فشار مشركان به عمل آورد. او در برابر تهديدهاى قريش، حاضر نشد رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را به آنان تسليم كند و حمايت آشكار خود را از آن حضرت در همه مراحل اعلام كرد. اشعار زيادى از ابوطالب بر جاى مانده كه، علاوه بر ايمان عميق او، نشان دهنده چهره ادبى اين بزرگمرد هاشمى است. اين اشعار، ضمن ديوان وى كه در قرن سوم فراهم آمده، موجود و به چاپ رسيده است. بر اساس اسناد دقيق تاريخى، وى بزرگترين حامى پيامبر(صلى الله عليه وآله) در سال هاى خفقان در مكه بود. ابوطالب در همان آغاز بعثت، فرزندانش على و جعفر را به خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرستاد و خود نيز تا سال دهم بعثت كه زنده بود، هرگز در دفاع از آن حضرت كوتاهى نكرد.

* خديجه(عليها السلام) ـ چهره ديگر مدفون در قبرستان ابوطالب، حضرت خديجه است. او زنى فداكار و ايثارگر و نخستين زن مؤمن به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بود. وى تمامى اموال خود را وقف پيشبرد اسلام كرد و در برابر فشارى كه قريش بر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) وارد مى كردند، بهترين يار صميمى او در خانه محسوب مى شد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) هميشه از او به نيكى ياد مى كرد تا جايى كه حسادت برخى از همسران وى برانگيخته مى شد، اما آن حضرت از تحسين خديجه(عليها السلام) خوددارى نمى كرد.

گفتنى است كه روى قبر حضرت خديجه بقعه اى بوده كه آن را خراب كرده اند. همين طور بقعه هاى ديگرى روى برخى از مزارهاى ديگر وجود داشته كه تخريب

شده است.(1)

اين كه بقعه ها دقيقا روى محل دفن اجداد پيامبر(صلى الله عليه وآله) ساخته شده باشد، ترديدهايى وجود دارد، زيرا تا پيش از قرن دهم، مورخان مكه از محل قبر اين بزرگواران در قبرستان ياد شده، سخن نگفته اند. اما بر اساس آنچه در منابع تاريخى آمده، شكى نيست كه اين افراد در قبرستان ياد شده دفن شده اند. و اين مطلب در منابع تاريخى آمده است.

* عالمان شيعه ـ بسيارى از عالمان شيعه نيز كه در مكه درگذشته يا به شهادت رسيده اند در اين قبرستان مدفونند. يكى از آنها سيد زين العابدين كاشانى است كه از بانيان تجديد بناى كعبه در سال 1039 هجرى است. در آن سال كعبه در سيل خراب شد و اين روحانى سيد، با كمك شمارى ديگر آن را بازسازى كرد.(2)

* مشاهير شيعه و سنّى ـ محيى لارى در قصيده بلند خود با نام «فُتُوح الحَرَمَيْن»، از برخى از چهره هاى زاهد و صوفى ياد كرده كه در اين قبرستان دفن شده اند. از آن جمله شيخ على كرمانى، خواجه فُضَيل عياض و شيخ اسماعيل شيروانى است. لارى به قبر عبدالله بن زبير هم اشاره كرده است. عبدالله بن زبير در سال 73 در كنار همين قبرستان توسط حَجّاج بدار آويخته شد. قبر عبدالله بن عمر نيز به گفته لارى در همين حوالى بوده است. به نقل فاكهى، مورخ شهير مكه، فرزند عمر در باغ خرمانيه ـ جايى كه اكنون شهردارى مكه است ـ دفن شده كه در حال حاضر، محل قبر وى بر كسى دانسته نيست.(3) منصور عباسى هم كه در مكه درگذشت، در همين قبرستان مدفون شده است.

گاهى به غلط ـ و البته تنها ميان ايرانيان ـ از اين قبرستان به عنوان شِعْب ابى طالب نام برده مى شود. همان گونه كه گفته شد، محل واقعى شعب ابى طالب جايى است كه

ــــــــــ

1 ـ درباره خراب كردن آن و آثار بجاى مانده، ملاحظه فرماييد گزارش فارسى كتاب «فى منزل الوحى» از محمد حسين هيكل را در مجله ميقات، ش 9، ص 222 . در باره قبرستان ابوطالب نگاه كنيد به مقاله «جنة المعلاة» از سيدعلى قاضى عسكر در فصلنامه «ميقات حج»، ش 4، صص174 ـ 165

2 . پيش از اين در باره اين شخص توضيحاتى داده شد.

3 ـ فاكهى، اخبار مكه، ج 3، صص 89 و 90

اكنون با نام شعب على شناخته مى شود و از فضاى باز خارج مسعى تا انتهاى سوق الليل ـ خانه هاى روبروى مسعى در بلنداى كوه ـ امتداد مى يابد; به عبارت ديگر، حدّ فاصل ميان كوه ابوقبيس، تونل كنار آن، كوهى كه در كنار تونل واقع شده تا «مكتبة المكّة المكرمه»، تا بناى دورات مياه كه مركز آن محل ايستگاه اتوبوس است، شعب ابى طالب نام دارد. در كنار آن سوق الغزّه و شعب عامر است كه در كنار كوه خندمه واقع شده است.

مقبره شهداى فخّ

حسين بن على بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب، در سال 169 هجرى، قيامى را بر ضد هادى عباسى (خلافت از 169 ـ 170) در منطقه فخ از شهر مكه ترتيب داد. وى قيامش را در مدينه آغاز كرد و پس از تسلط بر اين شهر، از آنجا كه زمان حج نزديك بود، همراه سيصد تن از شيعيان و نزديكانش به سوى مكه حركت كرد. وى در منطقه فخ با سپاه عباسيان مواجه شد و در نبردى كه صورت گرفت به شهادت رسيد. همراه وى شمار ديگرى از سادات حسنى نيز به شهادت رسيدند.

شهيد فخ، در شمار علويان حَسَنى، شهيدى است كه از سوى امامان شيعه(عليهم السلام) مورد تأييد قرار گرفته است. به علاوه ضمن رواياتى كه نقل شده، خبر شهادت او از زبان پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز نقل شده است. از جمله آن كه:

ابوالفرج اصفهانى روايتى از امام باقر(عليه السلام) نقل كرده كه حضرت فرمود: رسول خدا(صلى الله عليه وآله)زمانى كه از فخ مى گذشت، ايستاد، ركعتى نماز گزارد و وقتى ركعت دوم را خواند گريه كرد. اصحاب نيز گريه كردند، وقتى دليلش را پرسيدند، حضرت فرمود:
جبرئيل به من خبر داد كه: «يا محمد اِنّ رجلا مِنْ وُلْدك يُقْتَل في هذا المكان و أجر الشهيد مَعَهُ، اجر الشهيدين».(1) «اى محمد، مردى از فرزندان تو در اين جا كشته مى شود كه

ــــــ
1 . مقاتل الطالبيين، ص 367

اجر شهيد همراه او، اجر دو شهيد است.»

همو روايت ديگرى نقل كرده است كه وقتى حضرت به موضع فخ رسيد، با اصحابش نماز ميّت خواند و سپس فرمود:

«يُقْتَلُ هاهُنا رَجُلٌ مِنْ أهل بَيْتي في عصابة مِنَ المؤمنين، ينزل لهم بأكفان و حنوط من الجنة، تسبق أرواحهم أجسادهم اِلَى الجَنّة».(1)

«در اينجا شخصى از اهل بيت من با جمعى از يارانش به شهات مى رسند كه كفن
و كافور آنان از بهشت مى رسد و ارواحشان زودتر از اجسادشان به سوى بهشت
مى شتابد.»

همچنين نقل شده است كه در سفرى كه امام صادق(عليه السلام) به مكه داشتند، به يكى از اصحاب فرمودند: وقتى به فخ رسيديم، مرا آگاه گردان. وقتى به آنجا رسيدند، حضرت پياده شده، وضو گرفتند و نمازى خواندند و سپس سوار شدند. آن صحابى علت اين كار را پرسيد. حضرت روايت سابق الذكر را از پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى او نقل كردند.(2)

زمانى كه سرهاى شهدا را نزد هادى آوردند، موسى بن جعفر(عليهما السلام) و شمارى از علويان حاضر بودند. حضرت در باره شهيد فخ فرمود: «مَضى والله مُسْلِماً صالحاً صوّاماً قوّاماً آمِراً بالمعروف، ناهِياً عَنِ المُنْكر».(3)

در حال حاضر اين مقبره در خيابان شهدا قرار دارد كه تمامى آن منطقه را به نام منطقه شهدا مى شناسند و اين نام هم دقيقا به خاطر شهادت شهيد فخ در آنجاست. يك خيابان فرعى از خيابان شهدا به فاصله نزديكى از تقاطع شهدا ـ تنعيم به سمت مقبره مى رود. مقبره مزبور در پايين كوهى قرار گرفته كه اكنون يك سمت آن مقبره و سمت ديگر آن ميدان فوتبال است. اين مقبره به عبارتى در پشت مسجد البوقرى واقع است.

 

ــــــــــ

1 ـ مقاتل الطالبيين، ص 366

2 ـ همان.

3 ـ مقاتل الطالبيين، ص 380 ; بحارالأنوار، ج48، ص164

مقبره مزبور به خاطر راه، سه پاره شده و يك مثلث كوچك آن، در حال از بين رفتن است. بخشى از آن با يكى دو متر ارتفاع از سطح خيابان قرار دارد. اين بخش، در خرداد و تير سال 1381 با ايجاد يك چهارديوارى در اطراف آن و با تابلوى مقبرة
عبدالله بن عمر رقم (2) از طرف شهردارى ساخته شده است. طبق نوشته فاكهى مقبره عبدالله بن عمر در منطقه محصب بوده است كه شرح آن خواهد آمد. روشن نيست وجه نامگذارى آن به اسم اين شخص، با چه هدفى صورت گرفته است.

بخش اصلى برجاى مانده از قبرستان شهداى فخ در يك چهارديوارى قديمى، در جنب كوه واقع شده و درى مسدود دارد. در ميانه اين چهارديوارى، مقبره نيمه مخروبه اى نيز هست كه از بالاى كوه تا اندازه اى قابل رؤيت است. قاعدتاً همانجا بايد مقبره حسين بن على، شهيد فخ باشد كه حاكمان آن ديار به دلايل مذهبى، آن را
بسته اند.

محصَّب

منطقه محصّب در راه حرم به منا (در طريق مسجدالحرام) واقع است، ميان پل حُجون تا جايى كه اكنون شهردارى مكه واقع شده; يعنى امانة العاصمة المقدسه. به عبارتى از ميدان معابده تا پل حجون.

رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در بازگشت از منا به همراه مسلمانان در اين منطقه توقف كرده است. در باره حدود اين منطقه اقوال مختلفى وجود دارد،(1) با اين حال تعريف فوق نسبتاً دقيق است.

دليل انتخاب محصّب براى نزول رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن بود كه زمانى در اين منطقه قريشيان قراردادى بر ضد آن حضرت امضا كردند. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود ما، مخصوصاً پس از ورود به مكه، در آنجا كه خيف بنى كنانه است، فرود خواهيم آمد; «اِذا قَدمنا مَكّة اِنْ شاءَ اللهُ تَعالى نَزَلْنا بِالْخَيف الَّذي تَحالفُوا عَلَينا فِيه».(2)

در اين محل مسجدالاجابه قرار دارد كه در جاى ديگر به آن پرداخته ايم. مسجد ديگرى هم وجود دارد كه هيچ اشاره اى به نماز خواندن رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آنجا نشده و اكنون كتيبه اى بر در آن است كه بازسازى آن را در عهد ملك عبدالعزيز در سال 1362 نشان مى دهد. اين مسجد روبروى ريع ذاخر در اين سوى خيابان و در كنار قصر السقاف قرار دارد. گويا اين همان مسجدى است كه در آن بر ابوجعفر منصور خليفه عباسى بعد از مردنش در مكه نماز خوانده شده است.(3) منصور در قبرستان مَعْلاة يا حجون دفن شده و قبر او هنوز هم مشخص است.

در انتهاى حىّ جُمَّيْزه (محله پشت قبرستان معلاة; همان محلّه اى كه اكنون مدخل ورودى قبرستان در ابتداى آن باز مى شود) محله جعفريه قرار دارد كه گويا به نام

ــــــــــ

1 . فاكهى، اخبار مكه، ج 4، صص 72 و 73

2 . ازرقى، اخبار مكه، ج 2، ص 162

3 . فاكهى، اخبار مكه، ج 4، ص 75

ابوجعفر منصور است. يكى از زائران پر سابقه اظهار مى كرد: سى سال پيش، در اين
محل خانه اى بود به نام خانه امام جعفر صادق(عليه السلام) كه همراه برخى از مطوفى ها به آنجا رفته است. روزى همراه ايشان به آنجا رفتيم امّا يافتن و شناسايى آن محل برايش ممكن نبود. در باره حدود مَعْلاة و مسفله، فاكهى و ازرقى توضيحاتى را آورده اند. در حدود معلاة از دار جعفر ابن محمد، بدون هيچگونه توضيحى ياد شده است.(1) محتمل است كه اين خانه، خانه جعفر بن محمد بن سليمان امير مكه باشد نه خانه امام صادق(عليه السلام) و يا حتى منسوب به ابوجعفر منصور.

جايى كه اكنون امانة العاصمه است تا حدود ابتداى ريع ذاخر، حائط يا باغ خرمان است كه بخشى از آن قبرستان بوده و به اعتقاد فاكهى عبدالله بن عمر در آنجا دفن شده است.(2) بنابر اين، اين عقيده كه وى در مقبره شهداى فخ يا قبرستان ابوطالب مدفون است، درست به نظر نمى رسد. اين در حالى است كه اخيرا تابلوى مقبره عبدالله بن عمر دركنار مقبره شهداى فخ نصب شده است.

     

ابولهب عموى پيامبر(صلى الله عليه وآله) و در عين حال يكى از تندخوترين دشمنان آن حضرت بود كه وجود ايشان را در طايفه بنى هاشم اسباب ضعف اين طايفه و عاملى براى دشمنى طوايف ديگر با بنى هاشم مى دانست. به همين دليل مى كوشيد تا با مبارزه با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن حضرت را از فعاليت باز دارد. همين دشمنى ها بود كه خداوند، از ميان دشمنان آن حضرت، تنها نام ابولهب را در قرآن ياد كرد و در سوره اى كه نازل شد وى و همسرش را سخت توبيخ نمود. زمانى كه سپاه قريش براى نبرد بدر از مكه خارج شده بود، وى در اين شهر درگذشت و جنازه اش را در گودالى دفن كردند. نكته در اين است

ـــــــــ

1 . فاكهى، اخبار مكه، ج4، ص 130 ; ازرقى، اخبار مكه، ج 2، صص 93، 266

2 . فاكهى، اخبار مكه، ج 3، صص 89 و 90


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
مكه مكرمه

حج امانتى الهى و چهارمين ركن اسلام است، سه ركن پيش از آن عبارتند از «نماز»، «زكات»، و «روزه». در اهميت حج همين بس كه در روايت آمده است: «اگر مسلمانى مستطيع شود و به مكه نرود و بميرد، شايسته نام مسلمانى نيست و يهودى يا نصرانى از دنيا خواهد رفت.»

 شبه جزيره عربستان

عربستان سعودى دو ميليون و دويست و چهل هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و جمعيت آن حدود 13 ميليون نفر است. اين كشور در جنوب غربى آسيا واقع شده و از شمال به كشور اردن هاشمى، عراق و كويت و از شرق به‏

خليج فارس و شيخ نشين‏هاى جنوبى آن و درياى عمان، و از جنوب به جمهورى يمن و از مغرب به درياى سرخ محدود است. پادشاهى در عربستان موروثى است و شخص پادشاه بر وزيران رياست دارد. پايتخت عربستان رياض است و مراكز دينى اين كشور دو شهر مكه و مدينه‏اند. ساكنان عربستان مسلمانند اما در فروع، پيرو مذهب احمد بن محمد بن حنبل (م - 242) و در اصول اعتقاد، پيرو مكتب ابوالحسن اشعرى (م - 330) مى‏باشند. گروهى از آنان پيروان محمد بن عبدالوهاب‏اند. وى در شهر «عُيَيْنه» از بلاد نجد متولد شد. فقه حنبلى را از پدر خويش آموخت و سرانجام بر اثر خواندن كتاب‏هاى ابن تيميه (661 - 728) و شاگرد او ابن قيم (691 - 751) روش آنان را پذيرفت. اين دو در اصطلاح، معروف به ظاهرى هستند؛ يعنى بر ظاهر معناى قرآن و احاديث اعتماد مى‏كنند. محمد بن سعود سر سلسله خاندان سعودى، كه در دهكده درعيه (نزديك رياض فعلى) اقامه داشت، به وى گرويد و پس از او نيز پادشاهان ديگر از وى پيروى كردند. محمد بن عبدالوهاب و گرويدگان به وى، ساختن قبر و هر گونه نما روى قبرها را بدعت و كفر مى‏دانند و بدين‏

جهت آثار قبرهايى را كه در «بقيع»، «اُحُد»، «مكه» و ديگر جاها بود ويران كرده، قبرها را با زمين هموار ساختند. در عربستان سعودى پيروان ديگر مذاهب اسلامى نيز وجود دارند؛ و از جمله در مدينه، مكه و قطيف، اقليت شيعه زندگى مى‏كنند.

 مكه

‏ مكه ‏ام القرى و مركز ظهور دين اسلام است و گذشته از شرافت و قداستى كه از آغاز خلقت و به خصوص از زمان حضرت ابراهيمعليه السلام داشت، نخستين آيه‏هاى قرآن كريم نيز در آنجا بر رسول خداصلى الله عليه وآله فرود آمد. و نيز آنجا زادگاه آن حضرت و امير مؤمنانعليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است. مكه در ارتفاع 330 متر از سطح دريا قرار دارد و رشته كوه‏هاى متعددى آن را فرا گرفته است. فاصله مكه تا بندر جده حدود هشتاد كيلومتر و درجه حرارت آن در زمستان و تابستان ميان 18 تا 47 درجه بالاى صفر متغير است. هر چند اين شهر از هزاران سال پيش به قداست معروف بوده اما سراسر اين تاريخ جز آغاز و آخر آن به درستى روشن نيست. به فرموده قرآن كريم، نخستين كس ابراهيم بود كه خانواده خود را در اين سرزمين بى آب و

علف جاى داد تا اين كه در دوره‏هاى پس از آن، گروهى به نام «عماليق» بر آن مسلط شدند. در سده چهارم ميلادى بر اثر به هم خوردن اوضاع اجتماعى و اقتصادى جنوب عربستان، دسته‏هايى از مردم جنوب به ديگر نقاط شبه جزيره مهاجرت كردند. تيره‏اى كه به نام «جُرْهم» معروف بودند در مكه ساكن شدند و كار اداره شهر را به عهده گرفتند. پس از آنان تيره «خزاعه» بر آنجا سلطه يافتند و در آغاز سده ششم ميلادى قصى فرزند كلاب، جدّ اعلاى رسول خداصلى الله عليه وآله قريش را، كه در بيابان‏ها و دره‏هاى بيرون مكه مى‏زيستند، به شهر آورد و رياست مكه را در دست گرفت و «دار الندوه» را تأسيس كرد. دار الندوه نخستين و تنها مجلس مشاوره در سراسر عربستان بود. اين مجلس سپس منزلگاه خلفا و امرا گرديد، سپس اندك اندك بناى آن رو به ويرانى نهاد و سرانجام جزو مسجد گرديد و امروزه هيچ نشانى از آن نمانده است.

مسجد الحرام‏

 نام مسجدى است كه گرداگرد كعبه قرار دارد و قديمى‏ترين و معروفترين مسجد در تاريخ اسلام به شمار مى‏رود. تاريخ نشان مى‏دهد كه تا پس از رحلت رسول‏

گرامىصلى الله عليه وآله مردم خانه‏هاى خود را نزديك به خانه كعبه مى‏ساختند، سپس در دوران خلفا از آن جلوگيرى كرده و به تدريج بر مساحت مسجد افزودند؛ به شكلى كه هم اكنون حدود يكصد و هشتاد هزار متر مربع مساحت دارد. شصت و دو در بزرگ و كوچك براى آن ساخته‏اند؛ سه در اصلى و بزرگ آن به نام‏هاى «باب العمره»، «باب السلام» و «باب ملك عبد العزيز» معروف است و بر هر يك دو مناره به ارتفاع 92 متر با قاعده‏اى به ابعاد 7 * 7 متر قرار دارد و بر تارك هر مناره، هلالى به ارتفاع 6/5 متر از برنز طلاكارى است. هفتمين مناره مسجد بر در «باب الصفا» است. دو مناره بزرگ نيز كه هر يك به ارتفاع 89 متر است در ضلع غربى مسجد، در توسعه اخير بنا گرديده است كه بدين ترتيب تعداد آنها به نُه عدد رسيده است. مسجد با وسعت فعلى گنجايش حدود 820 هزار نمازگزار را دارد.

 خانه كعبه‏

 كعبه ساختمان چهار گوشه مسقفى است در داخل مسجد الحرام كه نماى ظاهرى آن را سنگ‏هاى مايل به رنگ خاكسترى تشكيل مى‏دهد و در تمام مدت سال، با

پرده‏اى سياه كه حاشيه فوقانى آن با نخ‏هاى طلايى قلاب دوزى شده، پوشيده است. بلندى خانه كعبه تقريباً 15 متر است. طول ضلع درِ كعبه، يعنى از ركن اسود تا ركن عراقى 68/11 متر طول ركن عراقى تا شامى؛ طرفى كه حجر اسماعيل در آن قرار دارد 9 متر و 90 سانتى متر طول ركن شامى تا ركن يمانى 04/12 متر و طول ركن يمانى تا ركن اسود 18/10 متر است. درِ خانه بر ضلع شرقى قرار دارد و بلندى آن از زمين دو متر است. و در تمام سال، جز هنگامى كه بخواهند داخل خانه را شستشو كنند، و يا ميهمانى بلند پايه از كشورهاى اسلامى داشته باشند بسته است.

 اركان كعبه

‏ هر يك از چهار ضلع خانه يا چهار ركن آن، به نامى موسوم است، ركن شمالى را «عراقى»، ركن غربى را «شامى»، ركن جنوبى را «يمانى» و ركن شرقى را «اسود» گويند. خانه كعبه مربع شكل و مسقف و داخل آن داراى سه ستون است. در بازسازى سال 1375 ه ش. ديوارهاى داخلى آن را تعمير و سنگ‏هاى جديد بر آن نصب كرده‏اند.

حجر الاسود

حجر الاسود كه در ركن شرقى است و به ارتفاع تقريبى يك و نيم متر از زمين قرار گرفته، سنگى است سياه مايل به سرخى و بيضى شكل به قطر سى سانتيمتر كه در آن نقطه‏هاى قرمز ديده مى‏شود و در پوششى از نقره قرار گرفته است.

ناودان

‏ ناودان بر بام خانه، ميان ركن عراقى تا شامى و بر فراز حجر اسماعيل واقع است. گويند آن را نخست حجاج بن يوسف نهاد تا باران بر بام خانه جمع نشود. در روايت آمده است كه دعا در زير ناودان كعبه مستجاب است.

حجر اسماعيل‏

 حجر اسماعيل ميان ركن شامى و عراقى و با ديواره‏اى به صورت نيم دايره، به ارتفاع 30/1 و عرض 50 سانتيمتر قرار دارد. گويند هاجر و اسماعيل و حدود 70 پيامبر در آنجا مدفون اند.

مُلْتَزَم

‏ آن قسمت از ديوار خانه، كه ميان حجر الأسود و درِ خانه كعبه واقع است را ملتزم نامند؛ زيرا حاجيان خود را موظف و ملزم مى‏دانند كه در آنجا دعا كنند.

مستجار

 مستجار در كنار ركن يمانى و در قسمت مقابل درِ كعبه واقع شده و آن زمان كه كعبه دو در داشته، درِ ديگر آن در اين محل بوده و سپس مسدود گرديده است و گويند همان جايى است كه براى فاطمه بنت اسد هنگام ولادت مولود كعبه، علىعليه السلام شكافته شد.

شاذروان

‏ برآمدگى كوتاهى را كه در اطراف ديوار كعبه - جز سمت حجر اسماعيل - وجود دارد «شاذروان» نامند.

مقام ابراهيم

‏ در فاصله حدود 13 مترى ديوار كعبه و در سمت حجر الاسود، بنايى با قبه‏اى كوچك و طلايى رنگ وجود دارد. درون آن سنگى است كه جاى پايى در آن ديده مى‏شود و آن‏منسوب به‏جاى پاى‏ابراهيمعليه السلام است. در گذشته، بر روى اين محل قبه‏اى بزرگ از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود

كه اطراف آن را با آيات قرآن مزين كرده بودند و چون از فضاى مطاف مى‏كاست در سال 1385 ه . ق. به دستور دولت سعودى تخريب و به جاى آن ضريحى كوچك به شكل كنونى ساخته شد.

 پرده كعبه

‏ بر روى كعبه پوششى است سياه رنگ كه آن را «كسوه» و يا «پرده كعبه» مى‏نامند. نخستين كسى كه خانه كعبه را پرده پوشانيد به قولى «تُبع حميرى» پادشاه يمن بود. اميرمؤمنان على بن ابى طالبعليه السلام نيز همه ساله از عراق براى كعبه پرده‏اى مى‏فرستاد. چون مهدى عباسى به خلافت رسيد خادمان كعبه از انبوهى پرده‏ها بر روى كعبه شكايت كردند و گفتند بيم آن مى‏رود كه خانه صدمه ببيند. مهدى دستور داد پرده‏ها را بردارند و تنها يك پرده بر آن بگذارند و سالى يك بار آن را عوض كنند اين سنت تا به امروز ادامه دارد. و بر آن آيه‏هايى از قرآن كريم قلاب دوزى شده است.

زمزم

هنگامى كه ابراهيم همسرش هاجر و اسماعيل را به مكه‏ آورد و كنار كعبه سكونت داد، اسماعيل به شدت تشنه شد و مادر به دنبال آب ميان صفا و مروه دويد و سرانجام جبرئيل بال و يا پاشنه پاى خود را بر زمين كوفت و زمزم جوشيد، پس از مدتى آثار چاه از ميان رفت تا آن كه عبدالمطلب بار ديگر آن را حفر نمود و از آن زمان تا كنون حاجيان از اين آب بهره‏مند مى‏شوند. در توسعه اخير سالن‏هاى جداگانه‏اى براى زنان و مردان، در طبقه زيرزمين مطاف، در كنار چاه ساخته شده و زائران از شيرهاى آبى كه در آنجا نصب شده و نيز از ظرف‏هاى ويژه‏اى كه در نقاط مختلف مسجد الحرام از آب زمزم پر مى‏شود استفاده مى‏كنند.

صفا و مروه‏

صفا و مروه نام دو كوهى است كه در مسعى قرار دارد و در موسم حج، حاجيان هفت بار فاصله ميان آن دو را طى مى‏كنند. با افزايشى كه در مساحت مسجد الحرام صورت گرفته، مسعى و مسجد الحرام به هم متصل شده است. طول آن 5/394 و عرض آن 20 متر است و ارتفاع طبقه اول 12 و طبقه دوم 9 متر مى‏باشد. هم اكنون قسمتى از كوه صفا باقى مانده ولى بخش عمده‏اى از كوه مروه در سال‏

1374 شمسى با هدف گسترش محل، برداشته شده و تنها بخشى از كوه در محل دور زدن زير پاى سعى كنندگان باقى مانده است. مسعى مجموعاً 18 در دارد.

حِرا

 در شمال مكه كوهى است بلند، مشرف بر منا به نام كوه نور كه در دامنه جنوبى‏اش به فاصله 160 مترى از قله آن، غارى است به نام «حرا» و يكى از مكان‏هاى مقدس شهر مكه است. حضرت محمدصلى الله عليه وآله پيش از بعثت، در آنجا با خدا خلوت مى‏كرد و نخستين آيه‏هاى قرآن در آنجا بر پيامبر نازل شد.

زادگاه رسول خداصلى الله عليه وآله

رسول خداصلى الله عليه وآله در خانه‏اى، در شعب ابى طالب چشم به جهان گشود. چون آن حضرت از مكه به مدينه هجرت كرد، عقيل آن خانه را گرفت و سپس به محمد بن يوسف ثقفى فروخت، سپس خيزران مادر هارون، آن را مسجد كرد تا مردم در آن نماز بگزارند. در سال 1009 ه . ق. سلطان محمد پسر سلطان مراد آن را از نو عمارت كرد و براى آن قبه و مناره ساخت و مؤذن و

خادم و امام جماعت گمارد. آن جا اكنون كتابخانه عمومى شهر مكه است.

دار ارقم

‏ اين همان منزلى است كه پيامبرصلى الله عليه وآله و مسلمانان نخستين، در آغاز اسلام، پنهانى در آنجا جمع مى‏شدند و خدا را عبادت مى‏كردند. دار ارقم نزديك صفا و خارج مسجد الحرام بوده است. سپس در آن جا كتابخانه‏اى ساختند كه در سال 1395 ه . ق. ويران شد. و در توسعه‏اى كه در زمان سعود بن عبدالعزيز صورت گرفت، داخل مسجد گرديد.

 غار ثور

 كوه ثور در سه كيلومترى جنوب شهر مكه و در جنوب منطقه‏اى به نام «مسفله» قرار دارد كه غار ثور بر روى آن واقع است. اين غار به ثور بن عبد مناف منسوب بوده و پيامبرصلى الله عليه وآله هنگام هجرت به طرف مدينه، سه شبانه روز در آن پنهان شدند و خداوند با بستن تار عنكبوت بر دهانه غار، آن حضرت را از شر مشركان نگاه داشت و پس از رفع خطر به مدينه هجرت كرد.

شعب ابى طالب‏

شعب ابى طالب، يا شعب على، جايى است كه مشركان مكه پيامبرصلى الله عليه وآله و بنى هاشم را حدود سه سال در آنجا محصور كردند و مردم را از ديدار و معامله با آنان منع نمودند. اين دره به سوى كوه ابوقبيس سرازير است و همان جايى است كه كتابخانه مكه - هم اكنون - در آن جاست و در كنار مسجد الحرام واقع است.

عرفات‏

 صحرايى است، در شرق مكه اندكى متمايل به جنوب در فاصله بيست و يك كيلومترى، بر سر راه طائف. گفته‏ اند در آنجا آدم و حوا با هم آشنا شدند. در جهت شمالى اين دشت كوهى است كه آن را جبل الرحمه يا جبل عرفات نامند. صحراى عرفات در اين سال‏ها درختكارى شده و هر حاجى بايد از ظهر روز نهم ذوالحجه تا غروب شرعى آن روز، در اين صحرا به قصد قربت وقوف نمايد.

مشعر الحرام‏

مشعر يا مزدلفه جايى است كه حاجيان پس از عرفات‏ بدان جا مى‏روند و تا سر زدن آفتاب در آن مى‏مانند. مشعر ميان دو تنگناى عرفه از يك سو و محسِّر از سوى ديگر واقع شده است.

منا

 دره‏اى است به عرض تقريباً پانصد متر و طول حدود سه كيلومتر و نيم كه حاجيان بايد از طلوع خورشيد روز دهم تا ظهر روز دوازدهم - جز ساعاتى كه اجازه داده شده - آنجا را ترك نكنند و در آن مكان بمانند. آن جا را «مُنى»، «مَنى‏» و «مِنى‏» هر سه خوانده‏اند و براى هر يك وجه تسميه‏اى نيز ذكر كرده‏ اند.

 جمرات‏

 جمع جمره، به معناى توده‏اى از سنگ است. جمره‏هاى سه گانه، در منا و نزديك به مكه است. نوشته‏اند در اينجا بود كه آدم شيطان را كه در پى وى مى‏رفت با افكندن سنگ ريزه از خود راند. و حاجيان با تأسى به آن حضرت و به عنوان يك واجب دينى، روزهاى 10 تا 12 به طرف ستون‏هاى سنگى هر يك از جمره‏ها سنگ پرتاب مى‏كنند.

مساجد مكه

مسجد تنعيم

‏ اين مسجد نزديك‏ترين مسجد به حدود حرم، و در راه مدينه واقع است كه غالباً براى عمره مفرده از اين مسجد محرم مى‏شوند.

مسجد جن

‏ اين مسجد در پايين كوه حجون، به سمت حرم، حدود 50 متر پس از پل حجون و نزديك قبرستان ابوطالب واقع است. سبب ناميده شدن آن به جن، آن است كه سوره مبارك جن در اين مكان بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد. نام ديگر آن مسجد الحرس است.

 مسجد خَيف

‏ مسجد خيف بزرگ‏ترين مسجد منا است و در سمت جنوبى و بر جانب چپ كسى است كه از سوى عرفات به منا مى‏آيد. گويند رسول خداصلى الله عليه وآله در حجة الوداع خيمه خود را در اين مكان زد و در جايى كه محراب مسجد است، پنج نماز، از نماز ظهر تا نماز صبح خواند.

معتمد عباسى به سال 256، محمد بن على اصفهانى به سال 559، ابن مرجانى به سال 720، قايتباى به سال 874، سلطان محمد قزلويه به سال 1072 و سليمان آغا از جانب سلطان محمد به سال 1092 هر يك تعميراتى در آن انجام داده‏اند. و در سال‏هاى اخير بناى قديمى ويران و مسجد زيبا، با گنجايشى وسيع در آن مكان، ساخته شده است. اين مسجد تنها در ايام منا باز است و متأسفانه اجتماع افراد بى سرپناه در آنجا مانع از حضور زائران - جز در اوقات نماز - مى‏شود و به سختى مى‏توان در آنجا نماز گزارد.

قبرستان ابوطالب‏

 محوطه وسيعى است كه در كنار پل حجون قرار دارد و اكنون گورستان مردم مكه است. در گذشته به نام «شِعب ابى دُب» معروف بوده و عبدمناف، عبدالمطلب، ابوطالب، خديجه كبرىعليها السلام و تعداد زيادى از صحابه، تابعين و علما در آنجا مدفون اند. برخى به غلط گمان كرده‏اند شعب ابى طالب اين‏جاست. نام اين قبرستان، مَعلاة است ولى در ميان ايرانيان به قبرستان ابوطالب شهرت دارد.


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:55 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
بقیع

 بقيع غَرقَد، گورستان مدينه منوره است كه در زمان رسول خدصلى الله عليه وآله بسيارى از صحابه و پس از رحلت ايشان چهار تن از امامان معصومعليهم السلام و نيز تعدادى از بزرگان تابعين و سادات اهلبيت عصمت و طهارت در آن به خاك سپرده شده‏اند. از آن زمان تا كنون هزاران نفر از دانشمندان، زاهدان و صالحان، كه در مدينه از دنيا رفته‏اند، نيز در همين گورستان دفن شده‏اند. پيامبرصلى الله عليه وآله براى آرميدگان در اين قبرستان احترام خاص قائل بود. يكى از موالى پيامبر خدصلى الله عليه وآله گويد: نيمه شبى پيامبرصلى الله عليه وآله مرا از خواب بيدار كرد و فرمود: من فرمان يافته‏ام تا براى دفن شدگان در بقيع طلب آمرزش كنم، همراه من بيا. و من همراه آن حضرت حركت كردم، وقتى در ميان قبور بقيع قرار گرفت، مدتى طولانى براى مدفونين آن از

نماى بيرونى در بقيع‏ خداوند طلب مغفرت و آمرزش كرد؛ «فَاسْتَغْفَرَ لاَِهْلِهِ طَويلاً». پيامبرصلى الله عليه وآله هرگاه از كنار قبرستان بقيع مى‏گذشت، مى‏فرمود: «السَّلامُ عَلَيْكُمْ مِنْ دِيَارِ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لاحِقُونَ». آن حضرت بسيارى اوقات در لحظات پايانى شب، كنار قبرستان بقيع مى‏آمد و به دفن شدگان آن درود مى‏فرستاد و برايشان طلب مغفرت مى‏كرد.

و نيز برخى شب‏ها تنها به بقيع آمده و در آن جا به راز و نياز با خدا مى‏پرداختند. امّ قيس گويد: كنار رسول خدصلى الله عليه وآله در بقيع ايستاده بودم، آن حضرت فرمود: «امّ قيس! از اين قبرها هفتاد هزار نفر برانگيخته شده و بدون حساب وارد بهشت مى‏شوند. چهره‏هاى آنان همچون قرص ماه مى‏درخشد.» علت آن كه بقيع را «بقيع الغرقد» ناميده‏اند آن است كه نوعى درخت خاردار در اين گورستان مى‏روييده كه نامش غرقد بوده و از اين رو به بقيع غرقد معروف شده است. اكنون آن درختان از بين رفته‏اند، ليكن نامشان مانده است. برخى نيز گفته‏اند: بقيع غرقد به زمينى گفته مى‏شود كه نوعى درخت بلند توت آن را پوشانده باشد. اين گورستان كه در قسمت شرقى مسجد النبى واقع است، در دوره جاهلى اهميت چندانى نداشته، ليكن پس از هجرت رسول خدصلى الله عليه وآله به مدينه و دفن بسيارى از چهره‏هاى سرشناس مسلمان در آن، از اهميت و قداست ويژه‏اى برخوردار گرديده است. بقيع تا يك صد سال پيش ديوار و حصارى نداشت، اما هم اكنون با ديوارى بلند محصور گشته و از گذشته تا كنون‏ قسمتى از فضاى داخلى قبرستان‏ مسلمانان از هر فرقه و مذهب، پس از زيارت رسول خدصلى الله عليه وآله به اين مكان مى‏آيند و اهل بيت پيامبرعليهم السلام و ديگر آرميدگان در اين گورستان را زيارت مى‏كنند. قبور ائمه معصومعليهم السلام و تعداد ديگرى از دفن شدگان در بقيع، پيشتر داراى قبه و سرپناه بود، ليكن اكنون همه آنها تخريب گرديده و اين قبرستان به صورت فضاى باز و ساده‏اى درآمده و تنها برخى از قبور با ديواره‏هاى كوتاه مشخص، باقى مانده است.

دفن شدگان در بقيع‏

روبروى درِ كنونى، كمى در سمت راست، قبور مطهر چهار امام معصومعليهم السلام قرار دارد:

 1 - امام حسن بن على عليهما السلام‏ امام

 مجتبىعليه السلام در نيمه رمضان سال سوم هجرت در مدينه زاده شد و از همان دوران كودكى مورد علاقه شديد رسول خدصلى الله عليه وآله قرار گرفت، پس از رحلت آن حضرت، در كنار پدر بزرگوارش امير مؤمنانعليه السلام، در جنگ‏هاى جمل، صفين و نهروان شركت جست و پس از شهادت پدر، به امامت‏منصوب‏وحدود شش ماه خلافت كرد. سپس معاويه جنگى را بر آن حضرت تحميل نمود و مردم ايشان را تنها گذاشتندتااين‏كه سرانجام به تحريك معاويه پسر ابو سفيان، درسال‏50ه .ق.توسطهمسرش‏جَعده‏دختراشْعَث بن قيس، مسموم و به شهادت رسيد و در بقيع به خاك سپرده شد.

 2 - امام زين العابدين على بن الحسين عليهما السلام

‏ امام سجادعليه السلام در سال 38 ه . ق. به دنيا آمد و در دوران امامت حسن بن علىعليهما السلام و پدر بزرگوارش حسين بن علىعليهما السلام رشد يافت. در كربلا همراه پدر بود اما به دليل‏

بيمارى نتوانست سلاح به دست گيرد. آن حضرت را با ديگر اسيران به شام بردند و از آن پس نزديك سى و چهار سال امامت داشت و سرانجام در سال 94 ه . ق. به تحريك وليد بن عبدالملك مسموم و به شهادت رسيد و در كنار امام مجتبىعليه السلام در بقيع آرميد. زهد و عبادت و كرم و بزرگوارى آن حضرت زبان زد خاص و عام و دوست و دشمن بود.

3 - امام محمد بن على بن الحسين عليهم السلام‏

امام باقرعليه السلام در سال 58ه . ق. به دنيا آمد و تا سال 94ه . ق. در كنار پدر بزرگوارش در مدينه زندگى كرد. پس از شهادت پدر رهبرى را در دست گرفت و شاگردان فراوانى را تربيت كرد. در نشر معارف اسلامى و اهل بيت پيامبرعليهم السلام گام‏هاى بلندى برداشت. آن حضرت را «باقر العلوم» يعنى شكافنده دانش‏ها لقب دادند. امام باقرعليه السلام در سال 114 و يا 117ه . ق. به تحريك هشام بن عبدالملك به شهادت رسيد و در كنار پدر بزرگوارش در بقيع به خاك سپرده شد. 4

 - امام جعفر بن محمد الصادق عليهما السلام

‏ آن حضرت در سال 80 يا 83ه . ق. به دنيا آمد و پس از شهادت پدر، رهبرى پيروان اهل بيتعليهم السلام را بر عهده گرفت و در دوران حيات پر بار خود، هزاران شاگرد را در رشته‏ها و علوم مختلف تربيت كرد. منصور دومين خليفه عباسى بر آن حضرت به شدّت سخت گرفت و سرانجام در 25شوال‏148ه . ق. به تحريك وى، آن حضرت مسموم گرديد و به شهادت رسيد و در بقيع كنار جد و پدرش دفن شد. در كنار قبور چهار امام از اهل بيت رسول خدصلى الله عليه وآله دو قبر ديگر وجود داد كه يكى از آنها قبر

عباس بن عبدالمطلب

عموى پيامبرصلى الله عليه وآله و ديگرى قبر فاطمه بنت اسد مادر اميرمؤمنان علىعليه السلام است. عباس بن عبدالمطلب‏ وى از شخصيت‏هاى بزرگ قريش و 2 يا 3 سال از رسول‏خدصلى الله عليه وآله بزرگتربود. در مكه از اظهار ايمان خوددارى مى‏كرد، در سال دوم با اكراه به همراه قريش در جنگ بدر شركت جست سپس به اسارت مسلمانان درآمد و با فديه آزاد شد و سرانجام در زمره بهترين ياران پيامبرصلى الله عليه وآله به شمار آمد. پس از رحلت رسول خدصلى الله عليه وآله به امير مؤمنان على بن ابى طالبعليه السلام وفادار ماند و در سال 32 ه . ق. در زمان عثمان در مدينه درگذشت و در قبرستان بقيع دفن گرديد.

قبور ائمه بقيععليهم السلام: 1 - امام حسن مجتبىعليه السلام، 2 - امام سجّادعليه السلام، 3 - امام محمّد باقرعليه السلام، 4 - امام جعفرصادقعليه السلام‏ و نيز عباس بن عبدالمطّلب‏

فاطمه بنت اسد

او همسر ابوطالب، مادر على بن ابى طالبعليه السلام و از نخستين بيعت كنندگان با رسول خدصلى الله عليه وآله بود و به عنوان همسر ابوطالب در سرپرستى پيامبر سهم به سزايى داشت. وى از آن چنان قداستى برخوردار گرديد كه به درون كعبه راه يافت و فرزندش على بن ابى طالب عليه السلام را در آن جا به دنيا آورد.

مزار فاطمه بنت اسد، مادر امير مؤمنان علىعليه السلام‏ در رحلت او رسول خدصلى الله عليه وآله به شدت متأثر شد و بر جنازه‏اش نماز گزارد و در حالى كه بر وى مى‏گريست او را در قبر نهاد.

 قبور فرزندان رسول خدصلى الله عليه وآله

در قبرستان بقيع سه تن از دختران رسول خدصلى الله عليه وآله به نام‏هاى زينب، ام كلثوم و رقيّه و نيز ابراهيم پسر آن حضرت دفن شده‏اند. زينب‏ بزرگترين دختر پيامبرصلى الله عليه وآله زينب بود كه از خديجه متولد شد. او با ابوالعاص بن ربيع ازدواج كرد و در سال هشتم هجرى قمرى بدرود حيات گفت. ام كلثوم‏ همسر عُتيبه بن ابى‏لهب بود. او در سال سوم هجرت به عقد عثمان‏ درآمد ودرسال 9 ه . ق. وفات يافت و در حالى كه پيامبرصلى الله عليه وآله بر او مى‏گريست در بقيع به خاك سپرده شد.

رقيه‏ درمكه‏ به‏ عقد عتبة بن ابى لهب و پس از وى به عقد عثمان درآمد. او به حبشه هجرت كرد و از حبشه به مدينه آمد و سرانجام در سال دوم هجرت بر اثر بيمارى وفات يافت. برخى وفات او را سال چهارم هجرت ذكر كرده‏اند. پيامبرصلى الله عليه وآله دستور داد او را در بقيع به خاك سپردند.

ابراهيم عليه السلام‏ ابراهيم فرزند رسول خدصلى الله عليه وآله در سال 8 ه . ق. در مدينه‏

از مادرش ماريه قبطيّه متولد شد. پيامبرصلى الله عليه وآله به وى علاقه شديد داشت و عاطفه نشان مى‏داد، اما او سرانجام در سال دهم هجرت، پس از يك سال و ده ماه از دنيا رفت و به دستور رسول خدا، در كنار قبر عثمان بن مظعون در بقيع به خاك سپرده شد. محلّ ولادت او «مَشربه امّ ابراهيم» لقب گرفت كه هم اكنون از آثار اسلامى مدينه به شمار مى‏آيد.

آرامگاه ابراهيم فرزند پيامبرصلى الله عليه وآله‏

همسران پيامبر مدفون در بقيع

‏ 1 - ام سلمه: وى از زمره نخستين گروندگان به اسلام بود و در سال 6ه . ق. بدرود حيات گفت و در بقيع به خاك سپرده شد.

2 - زينب بنت جحش (دختر عمه پيامبر)

وى ابتدا به عقد زيد بن حارثه درآمد و پس از آن كه زيد در سال پنجم هجرت طلاقش داد، با رسول خدصلى الله عليه وآله ازدواج كرد و سرانجام در سال 20 ه . ق. در سن پنجاه سالگى درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد.

 3 - ماريه قبطيه: مادر ابراهيم، پسر رسول خدصلى الله عليه وآله است. وى در سال 16 ه . ق. در مدينه درگذشت و در بقيع دفن گرديد.

 4 - زينب بنت خُزَيمه: وى همسر يكى از صحابه رسول خدا (عبداللَّه بن جحش) بود كه پس از شهادت او، به عقد پيامبرصلى الله عليه وآله درآمد و پس از دو يا سه ماه در حالى كه بيش از سى سال نداشت، در سال چهارم هجرت بدرود حيات گفت و در بقيع آرميد

. 5 - عايشه دختر ابوبكر: وى در سال چهارم بعثت به دنيا آمد و سه سال پس از مرگ خديجه با رسول خدصلى الله عليه وآله ازدواج كرد و در سال 57 يا 58 ه . ق. درگذشت و در بقيع دفن شد.

- حفصه دختر عمر بن خطاب: وى 5 سال قبل از بعثت زاده شد. ابتدا با خُنيس بن حُذافه ازدواج كرد و پس از درگذشت او به عقد پيامبر در آمد و بنا به گفته واقدى، در سال 45 ه . ق. در مدينه از دنيا رفت و در بقيع دفن شد.

7 - ام حبيبه دختر ابوسفيان: وقتى عبداللَّه بن جحش، شوهر ام حبيبه در حبشه نصرانى شد، و از دنيا رفت، وى به عقد رسول خدصلى الله عليه وآله درآمد و در سال 42 يا 44 ه . ق. در مدينه درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد. 8

 - جُويريه بنت حارث: وى‏در سال‏پنجم ياششم هجرت‏پس‏ازغزوه‏بنى المصطلق به ازدواج رسول خدصلى الله عليه وآله درآمد و در سال 50 يا 56 ه . ق. در مدينه وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد.

 9 - صفيه: او ابتدا همسر «سَلاّم بن مِشْكم» و سپس همسر كنانة بن ابى الحُقيق بود كه كنانه در جنگ خيبر كشته شد و صفيه اسير گرديد و رسول خدصلى الله عليه وآله وى را آزاد كرد و به همسرى گرفت. وى در سال 50 ه . ق. در مدينه وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد.

 10- سوده دختر زمعة بن قيس: وى همسر پسر عمويش «سكران بن عمرو» بود كه پس از وفات او، به عقد رسول خدصلى الله عليه وآله درآمد. در سال 50 يا 54 ه . ق. در مدينه وفات يافت و در بقيع دفن شد.

11- ريحانه بنت زيد: وى در سال ششم هجرت به عقد رسول خدصلى الله عليه وآله درآمد وپس از حجةالوداع درگذشت ودربقيع‏به خاك سپرده شد.

قبور همسران پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله‏

قبر عمه‏ هاى پيامبرصلى الله عليه وآله‏

صفيه، دختر عبدالمطّلب‏ وى همسر عوّام بن خُوَيلد و مادر زبير بود، در نبرد احد در زمره زنانى بود كه به سوى احد آمد و بر شهادت حمزه مرثيه سرايى كرد و در جنگ خندق يك يهودى مهاجم را از پاى درآورد. وى در سال 20 ه . ق. در حالى كه 75 ساله بود بدرود حيات گفت و در بقيع به خاك سپرده شد.

امّ البنين و عمّه‏هاى پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله‏

عاتكه، دختر عبدالمطّلب: در برخى نقل‏ها آمده است كه عاتكه پس از آمدن به مدينه، در اين شهر وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد. برخى نيز نوشته‏اند كه عاتكه به مدينه نيامد و در مكه رحلت كرد.

]قبور ديگر زنان با فضيلت‏

1 - ام البنين: ام البنين دختر حزام بن خالد بود كه به همسرى على ابن ابى‏طالبعليه السلام در آمد و از آن حضرت چهار پسر به نام‏هاى: عباس، جعفر، عثمان و عبداللَّه به دنيا آورد كه همگى همراه با حسين بن علىعليهما السلام در كربلا به شهادت رسيدند. ام البنين در مدينه وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد. 2 - حليمه سعديه: وى مادر رضاعى پيامبرصلى الله عليه وآله بود. پس از آن كه در مدينه بدرود حيات گفت، در بقيع دفن گرديد.

مزار حليمه سعديّه‏

 ديگر مدفونين بقيع‏

 1 - عقيل بن ابى‏طالب: مادرش فاطمه بنت اسد بود. او برادر امير مؤمنان علىعليه السلام و از آن حضرت بيست سال بزرگتر بود. در راه گسترش اسلام فداكارى‏هاى بسيارى از خود نشان داد و در دوران پيرى نابينا شد. وى قبل از واقعه حَرّه در سال 20 هجرى قمرى درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد.

آرامگاه عقيل بن ابى‏طالب‏

2 - عبداللَّه بن جعفر: مادرش اسماء بنت عُميس بود. اسماء پس از آن كه همراه شوهرش جعفر به حبشه هجرت كرد، عبداللَّه و دو فرزند ديگرش محمد و عون را در آن جا به دنيا آورد. عبداللَّه در جنگ موته پدر را از دست داد و در طول حيات رسول خدصلى الله عليه وآله و سپس همراه با امير مؤمنان فداكارى‏هاى بسيارى در راه گسترش اسلام از خود نشان داد. حضرت علىعليه السلام زينب كبرىعليها السلام را به ازدواج او درآورد، فرزندش عون در كربلا به شهادت رسيد و دو

فرزند ديگرش نيز به دست امويان در واقعه حرّه در مدينه به شهادت رسيدند. وى در سال 80 هجرت به سن 90 سالگى در مدينه درگذشت و در كنار عقيل در بقيع دفن شد.

 3 - محمد بن على معروف به ابن حنفيّه‏ او از شخصيت‏هاى معروف صدر اسلام و فرزند بزرگوار اميرمؤمنان عليه السلام است. در جنگ‏هاى آن حضرت با قاسطين و مارقين و ناكثين شركت داشت و در سال 81 ه . ق. درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد.

 4 - ابوسفيان بن حارث: وى كه پسر عموى پيامبرصلى الله عليه وآله بود، در سال 20 هجرى در مدينه درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد. 5

 - اسماعيل بن جعفر: او فرزند امام صادق عليه السلام بود كه با اهل و عيال خود در منطقه عُرَيض به سر مى‏برد و سرانجام در دوران حيات پدر بزرگوارش در سال 143 ه . ق. زندگى را بدرود گفت و در فاصله حدود 15 مترى قبور ائمه در بقيع به خاك سپرده‏

شد. پس از احداث خيابان اباذر قبر اسماعيل به داخل بقيع منتقل گرديد.

 6 - عثمان بن مظعون: وى‏از افاضل صحابه پيامبرصلى الله عليه وآله و سيزدهمين كسى بود كه به رسول خدصلى الله عليه وآله ايمان آورد. او دوبار به حبشه هجرت كرد و در جنگ بدر شركت داشت و پس از بازگشت در بيست و دومين ماه هجرت درگذشت. عثمان بن مظعون نخستين مهاجرى بود كه در مدينه درگذشت و در بقيع دفن شد.

 7 - اسعد بن زراره: وى از بيعت كنندگان با پيامبر در عقبه و نخستين كسى بود كه به دستور رسول خدصلى الله عليه وآله نماز جمعه را در مدينه اقامه كرد. او در سال اول هجرت و در حالى كه هنوز بناى مسجد النبىصلى الله عليه وآله به پايان نرسيده بود درگذشت. رسول خدصلى الله عليه وآله بر نعش او حاضر شد و وى را غسل داد و كفن پوشانيد و در حالى كه مى‏گريست او را در بقيع به قبر نهاد. 8 - خُنيس بن حُذافه: وى از هجرت كنندگان به حبشه و از نخستين اسلام آورندگان بود و بر اثر زخمى كه در جنگ بدر برداشت،

سرانجام به‏شهادت رسيد. پيامبرصلى الله عليه وآله بر جنازه‏اش نماز گزارد و او را كنار قبر عثمان بن مظعون در بقيع به خاك سپرد.

 9 - سعد بن معاذ: سعد از قبيله اوس و از صحابه بزرگ پيامبرصلى الله عليه وآله بود و در جنگ بدر پرچم دار اوسيان بود. در جنگ خندق مجروح شد و در آستانه شهادت قرار گرفت و سرانجام همزمان با غزوه بنى‏قريظه از دنيا رفت. پيامبرصلى الله عليه وآله بر او نماز گزارد و او را در بقيع، نزديك قبر فاطمه بنت اسد به خاك سپرد.

 10 - عبداللَّه بن مسعود: او از نخستين كسانى است كه به رسول خدصلى الله عليه وآله ايمان آورد و در خواندن و آموختن قرآن به مرتبه والايى دست يافت و در جمع آورى قرآن نيز نقش داشت. وى در سال 32 ه . ق. بدرود حيات گفت و در كنار قبر عثمان بن مظعون در بقيع به خاك سپرده شد. 11

 - ابوسعيد خُدرى: وى‏از صحابه رسول‏خدصلى الله عليه وآله بودودر جنگ احد شركت داشت. داراى دو خصلت علم و شجاعت بود. پس از

رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله از راويان مناقب اهل بيت به شمار مى‏آمد. وى سرانجام در سال 64 يا 74 ه . ق. در مدينه وفات يافت و در نزديكى قبر فاطمه بنت اسد به خاك سپرده شد. 12 - مقداد بن اسود: او از صحابه جليل القدر رسول خدصلى الله عليه وآله و مورد علاقه آن حضرت بود. در سال 33 ه ق. در سن 70 سالگى در جُرُف، سه مايلى مدينه درگذشت. جنازه‏اش را به مدينه حمل كرده، در بقيع به خاك سپردند.

13 - ارقم ابن ابى ارقم: از نخستين گروندگان به اسلام بود و خانه‏اش در مكه مركز تبليغ و تعليم رسول خدصلى الله عليه وآله گرديد. در بسيارى از نبردها و حوادث صدر اسلام حضور داشت و سرانجام در سن 80 سالگى درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد.

14 - حكيم بن حِزام: وى پسر برادر حضرت خديجه بود كه در روز فتح مكه اسلام آورد و پس از سال 54 ه . ق. در مدينه درگذشت و در بقيع آرميد.

15 - جابر بن عبداللَّه: از صحابى مشهور بود. او در 19 غزوه شركت داشت. سرانجام پس از 94 سال، به سال 90 ه . ق. درگذشت و در بقيع جاى گرفت. 16

 - زيد بن ثابت: وى از جمع آورندگان قرآن بود كه در سال 45 يا 50 هجرى وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد.

 17 - سهل بن سعد ساعدى: وى در سال 88 ه . ق. پس از يك صد سال زندگى در مدينه درگذشت.

18 - مالك بن انس: وى از ائمه چهار گانه اهل سنت و پيشواى مالكى‏ها است كه در ميان سال‏هاى 174 تا 179 ه . ق. در مدينه وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد.

 19 - نافع المدنى: او از بزرگان تابعين بود و در ميان سال‏هاى 117 تا

120 ه . ق. در مدينه درگذشت و در كنار قبر مالك بن انس در بقيع به خاك سپرده شد. 20 - نافع، شيخ القراء: وى يكى از قراء سبعه است كه حدود 70 سال براى مردم مدينه قرآن خواند. وى در سال 169 در مدينه وفات نمود و در بقيع آرميد

. 21 - اُسامة بن زيد: وى در سال 54 ه . ق. در سن 57 سالگى در مدينه درگذشت.

 22 - زيد بن سهل، ابوطلحه انصارى‏ او از صحابه رسول خدصلى الله عليه وآله است كه در سال 34 ه . ق. و يا در سال چهلم وفات رسول خدصلى الله عليه وآله در مدينه درگذشت.

23 - شهداى حَرّه: تعدادى از شهداى واقعه حَرّه نيز كه به دستور يزيد و توسط مسلم بن عقبه و سربازان وى به شهادت رسيدند، در قبرستان بقيع مدفون‏اند.

مزار شهداى واقعه حرّه‏ برخى از چهره‏هاى سرشناس ديگر صدر اسلام كه در بقيع به خاك سپرده شده‏اند عبارتند از: 1 - عبدالرحمان بن عوف‏ 2 - عثمان بن عفان‏ 3 - سعد بن ابى وقاص‏ 4 - ابوهريره‏ 5 - صُهَيب بن سنان‏ 6 - اُسيد بن حُضير

7 - حُوَيطب بن عبدالعُزّى‏ 8 - رُكانة بن عبد يزيد 9 - عبداللَّه بن سَلام‏ 10 - عبداللَّه بن عمرو 11 - ابوسلمة بن عبدالاسد 12 - عبداللَّه بن عتيك‏ 13 - قتادة بن نعمان‏ 14 - عمرو بن حَزم‏ 15 - محزمة بن نوفل‏ 16 - عبداللَّه بن اُنيس‏ 17 - براء بن معرور 18 - جُبير بن مُطْعِم‏ 19 - مِسْطَح بن اُثاثه‏ 20 - معاذ بن عَفْراء 21 - ابن عمرو بن نفيل‏ 22 - مالك بن تيّهان‏ 23 - ابوالسيد ساعدى‏ 24 - محمد بن مَسْلمه‏ 25 - عُوَيْم بن ساعده‏ 26 - كعب بن عمرو

بيت الأحزان‏ در قسمت شمالى قبور ائمه بقيع، مكان كوچكى وجود داشته كه فاطمه زهرعليها السلام پس از مرگ پدر، به آن جا مى‏آمده و به شدت مى‏گريسته است. اين مكان به بيت الاحزان و يا مسجد فاطمه معروف بوده، و تا اوايل سده اخير بنايى داشته كه مردم در آن جا زيارت خوانده و نماز مى‏گزاردند. زيارت ائمه بقيع عليهم السلام‏ چون خواستى اين بزرگواران را زيارت كنى آنچه در آداب زيارت ذكر شده (از غسل، طهارت، پوشيدن جامه‏هاى پاك و پاكيزه، استعمال بوى خوش و اذن دخول و امثال آن) اينجا نيز به جاى آور، و در اذن دخول بگو: «يا مَوالِىَّ يا اَبْناءَ رَسُولِ اللَّهِ ، عَبْدُكُمْ وَ ابْنُ اَمَتِكُمْ ، اَلذَّلِيلُ بَيْنَ اَيْدِيكُمْ ، وَ الْمُضْعَفُ فِي عُلُوِّ قَدْرِكُمْ ، وَ الْمُعْتَرِفُ بَحَقِّكُمْ ، جاءَكُمْ مُسْتَجِيراً بِكُمْ ، قاصِداً اِلى‏ حَرَمِكُمْ ، مُتَقَرِّباً اِلى‏ مَقامِكُمْ ، مُتَوَسِّلاً اِلَى اللَّهِ تَعالى‏ بِكُمْ ، ءَ اَدْخُلُ يا مَوالِىَّ ، ءَ اَدْخُلُ يا اَوْليِاءَ اللَّهِ ، ءَ اَدْخُلُ يا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِينَ بِهذَا

الْحَرَمِ ، اَلْمُقِيمِينَ بِهذَا الْمَشْهَدِ». و بعد از خضوع و خشوع و رقت قلب داخل شو و پاى راست را مقدم دار و بگو: «اَللَّهُ اَكْبَرُ كَبِيراً ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِيراً ، وَ سُبْحانَ اللَّهِ بُكْرَةً وَ اَصِيلاً ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ ِالصَّمَدِ ، اَلْماجِدِ الْأَحَدِ ، اَلْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ ، اَلْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِ ، اَلَّذِي مَنَّ بِطَوْلِهِ ، وَ سَهَّلَ زِيارَةَ ساداتِي بِاِحْسانِهِ ، وَ لَمْ يَجْعَلْنِي عَنْ زِيارَتِهِمْ مَمْنُوعاً ، بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ». پس نزديك قبور مقدّسه ايشان برو، و رو به قبر ايشان كن و بگو: «اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَئِمَّةَ الْهُدى‏ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَهْلَ التَّقْوى‏ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيُّهَا الْحُجَجُ عَلى‏ اَهْلِ الدُّنْيا ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيُّهَا الْقُوَّامُ فِي الْبَرِيَّةِ بِالْقِسْطِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الصَّفْوَةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ آلَ رَسُولِ اللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَهْلَ النَّجْوى‏ ، اَشْهَدُ اَنَّكُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَ نَصَحْتُمْ وَ صَبَرْتُمْ فِي ذاتِ اللَّهِ ، وَ كُذِّبْتُمْ وَ اُسِيئَ اِلَيْكُمْ فَغَفَرْتُمْ ، وَ اَشْهَدُ اَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ ، وَ اَنَّ طاعَتَكُمْ مَفْرُوضَةٌ ، وَ اَنَّ قَوْلَكُمُ الصِّدْقُ ،

وَ اَنَّكُمْ دَعَوْتُم فَلَمْ تُجابُوا ، وَ اَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطاعُوا ، وَ اَنَّكُمْ دَعائِمُ الدِّينِ وَ اَرْكانُ الْأَرْضِ ، لَمْ تَزالُوا بِعَيْنِ اللَّهِ ، يَنْسَخُكُمْ مِنْ اَصْلابِ كُلِ‏ّ مُطَهَّرٍ ، وَ يَنْقُلُكُمْ مِنْ اَرْحامِ الْمُطَهَّراتِ ، لَمْ تُدَنِّسْكُمُ الْجاهِلِيَّةُ الْجَهْلاءُ ، وَ لَمْ تَشْرَكْ فِيكُمْ فِتَنُ الْأَهْواءِ ، طِبْتُمْ وَ طابَ مَنْبَتُكُمْ ، مَنَّ بِكُمْ عَلَيْنا دَيَّانُ الدِّينِ ، فََجَعَلَكُمْ فِى بُيُوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ ، وَ جَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ رَحْمَةً لَنا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنا ، اِذِ اخْتارَكُمُ اللَّهُ لَنا ، وَ طَيَّبَ خَلْقَنا بِما مَنَّ عَلَيْنا مِنْ وِلايَتِكُمْ ، وَ كُنَّا عِنْدَهُ مُسَمِّينَ بِعِلْمِكُمْ ، مُعْتَرِفِينَ بِتَصْدِيقِنا اِيَّاكُمْ ، وَ هذا مَقامُ مَنْ اَسْرَفَ وَ اَخْطَأَ وَ اسْتَكانَ وَ اَقَرَّ بِما جَنى‏ ، وَ رَجى‏ بِمَقامِهِ الْخَلاصَ ، وَ اَنْ يَسْتَنْقِذَهُ بِكُمْ مُسْتنْقِذُ الْهَلْكى‏ مِنَ الرَّدى‏ ، فَكُونُوا لِي شُفَعاءَ ، فَقَدْ وَفَدْتُ اِلَيْكُمْ اِذْ رَغِبَ عَنْكُمْ اَهْلُ الدُّنْيا ، وَاتَّخَذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً ، وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها. يا مَنْ هُوَ قائِمٌ لا يَسْهُو ، وَ دائِمٌ لا يَلْهُو ، وَ مُحِيطٌ بِكُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ ، لَكَ الْمَنُّ بِما وَ فَّقْتَنِي ، وَ عَرَّفْتَنِي بِما اَقَمْتَنِي عَلَيْهِ ، اِذْ صَدَّ عَنْهُ عِبادُكَ وَ جَهِلُوا مَعْرِفَتَهُ ، وَ اسْتَخَفُّوا بِحَقِّهِ ، وَ مالُوا اِلى‏ سِواهُ ، فَكانَتِ الْمِنَّةُ مِنْكَ عَلَىَّ مَعَ اَقْوامٍ خَصَصْتَهُمْ بِما خَصَصْتَنِي بِهِ ، فَلَكَ الْحَمْدُ اِذْ كُنْتُ عِنْدَكَ فِي مَقامِي هذا

مَذْكُوراً مَكْتُوباً ، فَلا تَحْرِمْنِي ما رَجَوْتُ ، وَ لا تُخَيِّبْنِي فِيما دَعَوْتُ ، بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ». پس دعا كن براى خود، هر چه خواهى. به تصريح بسيارى از بزرگان، بهترين زيارت براى ائمه بقيع همان زيارت جامعه كبيره است كه در ادعيه و زيارات مشتركه ذكر شده و داراى مفاهيم عالى و بيان اوصاف و مناقب اهل بيت است.

 زيارت اهل قبور «اَلسَّلامُ عَلى‏ اَهْلِ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، مِنْ اَهْلِ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، يا اَهْلَ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، كَيْفَ وَ جَدْتُمْ قَوْلَ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، مِنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، يا لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، اِغْفِرْ لِمَنْ قالَ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، وَ احْشُرْنا فِي زُمْرَةِ مَنْ قالَ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِىٌّ وَلِىُّ اللَّهِ». از امير مؤمنانعليه السلام روايت شده كه هر كس به قبرستان وارد شود و زيارت بخواند، خداوند متعال ثواب پنجاه سال عبادت به او عطا فرمايد و گناه پنجاه سال او و پدر و مادرش را ببخشد. از پيغمبر خدصلى الله عليه وآله نقل است هر كس‏ هفت مرتبه سوره « اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ القَدْرِ» را نزد قبر مؤمنى بخواند، خداوند متعال فرشته‏اى را نزد قبر او مى‏فرستد كه پرستش خدا كند، و ثوابش را به نام آن ميت مى‏نويسد. پس چون روز قيامت شود، به هر هولى از اهوال قيامت برسد، خداوند آن هول را از او بر طرف كند، تا اين كه داخل بهشت شود.

 زيارت وداع ائمه بقيع عليهم السلام‏ مرحوم شيخ طوسى و سيد بن طاووس گفته‏اند كه چون خواستى ائمه بقيع را وداع كنى، بگو: «اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَئِمَّةَ الْهُدى‏ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ ، اَسْتَوْدِعُكُمُ اللَّهَ وَ اَقْرَأُ عَلَيْكُمُ السَّلامَ ، آمَنَّا باِللَّهِ وَ باِلرَّسُولِ وَ بِما جِئْتُم بِهِ وَ دَلَلْتُمْ عَلَيْهِ ، اَللَّهُمَّ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ». پس دعا بسيار كن و از خداوند بخواه كه بار ديگر تو را به زيارت ايشان برگرداند و اين آخرين عهد و زيارت تو نباشد.


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

مسجد النبی صلی الله علیه و آله و سلم

مسجد النبىصلى الله عليه وآله‏ نخستين اقدام رسول خدا در مدينه منوره ساختن مسجد بود. پيش از آن، در قبا نيز مسجدى به دست آن حضرت و اصحاب بزرگوارشان ساخته شد كه چنين اقدامى نشان از اهميت نقش مسجد در اسلام دارد. مسجد النبىصلى الله عليه وآله‏ شريف‏ترين مسجد پس از مسجد الحرام، مسجد النبى است كه در مدينه منوّره واقع شده است. رسول خدصلى الله عليه وآله درباره نماز خواندن در اين مسجد فرمود: «صَلَاةٌ فِي مَسْجِدِي هَذَا تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ عَشَرَةَ آلافِ صَلَاةٍ فِي غَيْرِهِ مِنَ الْمَسَاجِدِ إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَإِنَّ الصَّلَاةَ فِيهِ تَعْدِلُ مِائَةَ أَلْفِ صَلَاةٍ». «نماز در مسجد من نزد خداوند، برابر با ده هزار نماز در مساجد ديگر است، جز مسجد الحرام، كه نماز در آن برابر با صد هزار نماز است.»

مسجد النبىصلى الله عليه وآله در بناى نخستين‏ بيشتر مورّخان معتقدند كه مساحت مسجد در آغاز، حدود 1060 متر مربّع بوده است. (يعنى 70 ذراع طول و 63 ذراع عرض) امّا پس از بازگشت رسول خدصلى الله عليه وآله از غزوه خيبر در سال 7ه . ق، به دليل افزايش تعداد مسلمانان، به مساحت مسجد افزوده شد و طول و عرض آن هر يك، به حدود يكصد ذراع افزايش يافت و مساحت آن به 2475 متر مربّع رسيد و در نتيجه مسجد به شكل مربّع در آمد. مسجد النبىصلى الله عليه وآله در توسعه عمر بن خطاب‏ عمر بن خطّاب در سال 17ه . ق. از طرف غرب 20 ذراع (10متر)، از جانب قبله 10 ذراع (5متر) و از سوى شمال 30 ذراع (15متر) به مسجد افزود و در نتيجه طول مسجد به 140 متر و عرض آن به 60 متر و مساحت آن به 3575 متر مربّع رسيد. مسجد النبىصلى الله عليه وآله در توسعه عثمان بن عفان‏ عثمان بن عفان در سال 29 - 30ه . ق، 496 متر مربّع به‏

مسجد النبىصلى الله عليه وآله افزود و مساحت آن به 4071متر مربّع رسيد و تا زمان وليد بن عبدالملك به همين شكل باقى ماند. مسجد النبىصلى الله عليه وآله در توسعه وليد بن عبدالملك‏ وليد در سالهاى (88 - 91ه . ق.) 2369متر مربّع به مساحت مسجد افزود و مساحت آن به 6440متر مربّع رسيد. مسجد النبىصلى الله عليه وآله در توسعه مهدى عباسى‏ مهدى عباسى در سال 161ه . ق، بار ديگر دست به توسعه مسجد زد و مساحت آن را به 8890 متر مربّع رساند. توسعه مسجد النبىصلى الله عليه وآله در عصر مماليك‏ در عصر مماليك، قايتباى به سال 888ه . ق. 120 متر مربّع به مساحت مسجد افزود و مساحت آن را به 9010 متر مربع رساند. مسجد النبىصلى الله عليه وآله در توسعه دوران عثمانى‏ سلطان عبدالمجيد عثمانى در سالهاى (1265 -

1277ه . ق.)، 1293متر مربّع به مساحت مسجد افزود و مساحت آن را به 10303 متر مربع رساند. افزوده‏هاى دوره سعودى در مسجد النبىصلى الله عليه وآله‏ پس از روى كار آمدن سعوديان، در توسعه اوّل سال (1372ه . ق.) 6024 متر مربّع به مساحت مسجد افزوده شد و مساحت كلّ مسجد را به 16327 متر رسيد. در توسعه دوّم كه از سال 1405ه . ق. آغاز شد. 82000 متر مربع ديگر به مساحت مسجد افزوده شد و مساحت آن به 98500 متر مربع رسيد كه بيش از 167000 نمازگزار را در خود جاى مى‏دهد. گفتنى است كه با توسعه اطراف حرم هزاران‏

نفر ديگر به ظرفيت نمازگزاران افزوده شده است. آنچه از آثار و اسامى امامان شيعه و خلفا و برخى صحابه بر كتيبه‏هاى مسجد النبىصلى الله عليه وآله به چشم مى‏خورد، يادگارى از سلاطين عثمانى است كه ميانِ فرق اسلامى جمع كرده است. و جالب است كه نام امام زمان به صورت «محمّد المهدى» بر يكى از كتيبه‏ها به گونه‏اى نوشته شده كه كلمه «حى» از درون اين طرح جلوه‏گر است.

بخش‏هاى مختلف مسجد النبىصلى الله عليه وآله‏ روضه شريف: قسمتى از مسجد النبى كه در ناحيه جنوب شرقى (رو به سمت قبله) قرار دارد، به نام روضه مطهر شناخته مى‏شود. اين قسمت فضيلت زيادى دارد و در حديثى از رسول خدصلى الله عليه وآله به عنوان باغى از باغ‏هاى بهشتى معرفى شده است؛ «مَا بَيْنَ قَبْرِي وَ مِنْبَرِي رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ» روضه شريف 330 متر است كه طول آن 22 متر و عرض آن 15 متر مى‏باشد. در محدوده روضه مطهّره سه مكان مقدّس ديگر نيز وجود دارد كه عبارتند از: 1 - مرقد مطهّر پيامبرصلى الله عليه وآله 2 - منبر 3 - محراب. مرقد مطهّر رسول خدصلى الله عليه وآله‏ يكى از بهترين نقاط مسجد، مدفن رسول خداست. پيامبرى كه محبوب خدا و خلق بود و ميراث‏هاى گرانبهاى اسلام، حاصل تلاش بيست و سه ساله آن حضرت است. در كناره شرقى مسجد، رسول خدصلى الله عليه وآله حجره‏هايى براى زندگى همسران خود ساخته بود كه تا قريب نود سال پس از

رحلت آن حضرت نيز سرپا بود. ابتدا حجره‏اى براى سوده، پس از آن براى عايشه و در امتداد آن حجره‏اى براى حضرت فاطمهعليها السلام ساخته شد. مورّخان نوشته‏اند كه رسول خدصلى الله عليه وآله در حجره‏اى كه وفات يافت، دفن شد. مرقد رسول خدصلى الله عليه وآله در زمان خليفه دوّم در اتاق كوچكى قرار داشت و تا زمان توسعه مسجد در عهد وليد، به همان شكل باقى بود، در آن زمان كه قسمت شرقى مسجد توسعه يافت مرقد مطهّر نيز در مسجد قرار گرفت. اكنون محدوده حجره طاهره كه مرقد نيز داخل آن قرار دارد 240 متر (16متر طول و 15متر عرض) مساحت دارد كه ضريحى مطلّا در اطراف آن كشيده شده است. در چهار گوشه حجره طاهره چهار ستون مستحكم بنا شده است كه گنبد سبزى بر روى آن قرار دارد. اين حجره داراى چند در است. درِ حجره‏فاطمهعليها السلام كه نشانه محلّ حجره آن حضرت است. درِ تهجّد در شمال حجره و درِ وفود يا باب الرحمه در جهت غرب و درِ توبه ياباب الرسول در جهت جنوب (قبله). در حجره طاهره محلّى به عنوان قبر فاطمهعليها السلام با بقعه كوچكى مشخص شده و در داخل ضريح جاى گرفته است. در قسمت جنوبى اين بقعه نيز محراب فاطمهعليها السلام قرار دارد.

منبر: يكى از مكانهاى مقدّس در مسجد، محلّ منبر رسول خدصلى الله عليه وآله است. در روايات آمده است كه پيامبر در آغاز با تكيه بر درخت خرما، به ايراد خطبه مى‏پرداخت، يكى از اصحاب پيشنهاد ساختن منبرى را داد تا رسول خدصلى الله عليه وآله روى آن بنشيند تا هم مردم او را ببينند و هم آن حضرت از ايستادن خسته نشود. اين منبر داراى سه پلّه بوده است. منبر رسول خدصلى الله عليه وآله هشت بار نوسازى شده هر بار در جاى پيشين خود قرار داده شده است.

منبرى كه در حال حاضر وجود دارد منبرى است كه سلطان مراد عثمانى در سال 999ه . ق. دستور ساخت و نصب آن را داد. اين منبر داراى دوازده پلّه مى‏باشد و يك اثر ارزشمند هنرى است. محراب: محراب در محلّى ساخته شده است كه رسول خدصلى الله عليه وآله در آنجا نماز مى‏گزارد. و در اينكه محلّ نماز آن حضرت همين محراب فعلى است ترديدى نيست. زمانى كه وليد دستور توسعه مسجد را داد و عمر بن عبدالعزيز آن را اجرا كرد، بر جايگاه نماز رسول خدا محرابى ساخته شد. محراب‏هاى ديگرى نيز كه محلّ نماز برخى خلفا بوده در مسجد ساخته شده است.

ستون‏هاى مسجد سقف‏مسجدپيامبرصلى الله عليه وآلهبرستون‏هايى‏قرارداشت‏كه علاوه برنگهدارى‏سقف، مورد استفاده رسول خدا و اصحاب آن حضرت بود، از ستون‏هاى هشتگانه زمان آن حضرت خاطرات ويژه‏اى باقى مانده كه موجب تقدّس آن شده است. هر بار كه مسجد باز سازى مى‏شده محل اين ستون‏ها تغيير نمى‏كرده، جز اين كه ستون‏هاى قديمى جاى خود را به ستون‏هاى جديد مى‏داده است. طبيعى است با توسعه مسجدستون‏هاى‏جديدى‏نيزبر آن افزوده مى‏شد؛ به طورى كه اكنون نزديك به 706 ستون در مسجد وجود دارد. ستون‏هايى كه در محلّ قديمى مسجد، در قسمت جنوبى آن قرار داشته اكنون با رنگ سفيد از بقيّه ستون‏ها مشخص شده كه ويژگى برخى از آنها عبارت است از: 1 - ستون مَحْرَس: على بن ابى‏طالبعليه السلام در كنار اين ستون مى‏ايستاد و از رسول خدصلى الله عليه وآله محافظت مى‏كرد. اسطوانه محرس را به نام استوانه على بن ابى‏طالبعليه السلام نيز مى‏شناسند؛ زيرا آن حضرت در كنار آن نماز مى‏گزارده است.

2 - ستون توبه: اين ستون را «استوانه ابولبابه» نيز ناميده‏اند. چه اينكه ابولبابه، پس از كارى كه به سود يهوديان بنى‏قريظه از او سر زد، تحت فشار وجدان قرار گرفت و به منظور توبه و تنبيه خويش، خود را به ستون بست و افزون بر ده شبانه روز بر آن حال باقى ماند و تنها در اوقات نماز و هنگام قضاى حاجت دخترش او را از ستون مى‏گشود. تا اينكه بر پيامبر خدصلى الله عليه وآله در مورد پذيرش توبه ابولبابه وحى نازل شد، آن حضرت به مسجد آمد و او را از ستون باز كرد. نماز و توبه در كنار اين ستون فضيلت دارد.

3 - ستون وفود: يكى از كارهاى روزانه رسول خدصلى الله عليه وآله ملاقات با سران قبايل بود. محلّ اين ملاقاتها در كنار ستونى از ستون‏هاى مسجد بود كه بعدها به نام اسطوانة الوفود معروف شد و اكنون نيز به همين نام شناخته مى‏شود. 4 - ستون سرير: محلّى است كه رسول خدصلى الله عليه وآله تختى از شاخه‏هاى خرما در كنار آن مى‏گذارد و روى آن به استراحت مى‏پرداخت. 5 - ستون مهاجرين: علّت انتخاب نام مهاجرين براى اين ستون، شايداين بوده است كه مهاجران مكّه در كنار اين ستون نماز مى‏گزاردند و مى‏نشستند. اين‏ستون به نام عايشه نيز شناخته مى‏شود؛ زيرا از عايشه نقل شده است كه اگر مردم فضيلت نماز در كنار اين ستون را مى‏دانستند بر سر آمدن كنار آن قرعه مى‏زدند و به همين دليل به آن «ستون قرعه» هم گفته شده است.

6 - ستون تهجّد: در روايت است كه پيامبر خدصلى الله عليه وآله شب هنگام كه مردم، مسجد را به سوى خانه‏هايشان ترك مى‏كردند، حصيرى در كنار اين ستون مى‏گستراند و به تهجّد و نماز شب مى‏پرداخت و به همين مناسبت به اين اسم معروف شد. 7 - ستون مربَّعَة القبر: اين استوانه كه به آن مقام جبرئيل نيز مى‏گويند چسبيده به ضلع شمالى ضريح مطهّر است و درِ خانه حضرت فاطمهعليها السلام از آنجا گشوده مى‏شده است. و اين همان درى است كه به روايت ابن عبّاس پيامبر خدصلى الله عليه وآله هر روز پنج بار - در وقت نمازهاى پنجگانه - به مدّت نه ماه كنار آن در مى‏ايستاد و مى‏گفت: «اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ " إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً " ».(احزاب 33)

8 - ستون مخلّقه: رسول خدصلى الله عليه وآله در آغاز بر تنه درخت خرمايى تكيه مى‏كرد و خطبه مى‏خواند. نوشته‏اند زمانى كه براى آن حضرت منبر ساخته شد از اين درخت ناله‏اى برخاست شبيه ناله شتر ماده‏اى كه از بچه خود جدا شود و از اين رو، اين ستون را، ستون حنّانه ناميده‏اند. ستون مخلقه در محلّ همان تنه نخل نصب شده است و از آنجا كه با خَلُوق خوشبو و معطّر مى‏شده، ستون مخلّقه ناميده شده است. صفّه‏ صفّه نام مكانى است كه گروهى از مهاجران مسلمان بى‏سرپناه در سال‏هاى اوّليه هجرت در آنجا سكونت داشتند. زمينى كه به آنها اختصاص داده شده بود حدود 96متر مساحت داشت و مسقّف بود و در ميان باب جبرئيل و باب النساء قرار داشت. افرادى مانند بلال، ابوذر، مقداد، حذيفه و... از اصحاب صفّه بوده‏اند. مقام جبرئيل: اين محلّ بدان جهت به عنوان مقام جبرئيل شناخته‏

شد كه اين فرشته مقرّب الهى از آنجا بر رسول خدصلى الله عليه وآله وارد مى‏شد و به خدمت آن حضرت مى‏رسيد. اين محلّ اكنون داخل حجره شريفه قرار دارد و قابل دسترسى نيست. درهاى نخستين مسجد 1 - باب الرَّحمه: اين در، در ديوار غربى مسجد قرار دارد. نامگذارى اين در به «رحمت» برگرفته از حديثى رسول خدصلى الله عليه وآله است كه به درخواست شخصى كه از اين در وارد شده بود، از خداوند طلب نزول باران كرد و پس از هفت روز نيز طبق درخواست همان شخص تقاضاى قطع باران گرديد. اين در را باب «عاتكه» نيز مى‏نامند. 2 - باب جبرئيل: اين در، مدخل ورودى رسول خدصلى الله عليه وآله بوده و در ديوار شرقى مسجد قرار دارد، در روايت آمده است: رسول خدصلى الله عليه وآله در مدخل اين در با جبرئيل ملاقات كرد و از اين رو به باب جبرئيل نامگذارى شد.

3 - باب السلام: اين در نيز در ديوار غربى مسجد قرار دارد و از زمان بناى نخستين مسجد وجود داشته است. 4 - باب النساء: يكى از درهاى مهم، كه با توسعه مسجد در عهد خليفه دومّ ايجاد شد، باب النساء است. كه هم‏اكنون نيز بدين نام شهرت دارد. اين در، اختصاص به رفت و آمد زنها به مسجد داشته است. در توسعه‏هاى بعدى، ده‏ها درِ جديد به مسجد افزوده شده است.

مناره‏هاى مسجد زمانى كه وليد مسجد را توسعه داد، چهار مناره بر چهار گوشه مسجدالنبى ساخت، اين مناره‏ها در گذر زمان جاى خود را به مناره‏هاى بزرگتر و محكم‏ترى داده و مناره‏هاى جديدى نيز براى مسجد ساخته شد. چهار مناره اصلى مسجد عبارتند از: مناره‏هاى سليمانيه و مجيديه كه در دو سوى ضلع شمالى قرار گرفته و مناره‏هاى قايتباى و باب السلام كه در دو سوى ضلع جنوبى (قبله) واقع شده‏اند. در حال حاضر مناره‏هاى ديگرى نيز بر مسجد افزوده شده و تعداد آنها به ده رسيده است.

زيارت حضرت رسولصلى الله عليه وآله‏ هرگاه به مدينةالرّسول وارد شدى، پس از غسل زيارت وخواندن اذن دخول از درِ جبرئيل داخل شو، ومُقدّم دار پاى راست را، پس صدمرتبه اَللَّهُ اَكْبَرُ بگو. آنگاه دو ركعت نماز تحيّت مسجد بگزار و به سمت حجره شريفه حركت كن و در آنجا بايست وبگو: «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يارَسُولَ اللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَبِىَّ اللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَبْنَ عَبْدِاللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَمَ النَّبِيِّينَ ، اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ الِرّسالَةَ ، وَ اَقَمْتَ الصَّلاةَ ، وَ آتَيْتَ الزَّكاةَ ، وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ ، وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ ، وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتّى‏ اَتيكَ الْيَقِينُ ، فَصَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ وَ عَلى‏ اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ». پس رو به قبله بايست به گونه‏اى كه دوش چپ به جانب قبر باشد، و دوش راست به جانب منبر، و بگو: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَ حْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ ،

وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ، وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ ، وَ اَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّكَ ، وَ نَصَحْتَ لاُِمَّتِكَ ، وَ جاهَدْتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ، وَ عَبَدْتَ اللَّهَ حَتّى‏ اَتيكَ الْيَقِينُ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ، وَ اَدَّيْتَ الَّذِي عَلَيْكَ مِنَ الْحَقِ‏ّ ، وَ اَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ ، وَ غَلُظْتَ عَلَى الْكافِرِينَ ، فَبَلَّغَ اللَّهُ بِكَ اَفْضَلَ شَرَفِ مَحَلِ‏ّ الْمُكَرَّمِينَ ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَنا بِكَ مِنَ الشِّرْكِ وَ الضَّلالَةِ ، اَللَّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَ صَلَواتِ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ اَنْبِياءِكَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ ، وَ اَهْلِ السَّمواتِ وَ الْأَرَضِينَ ، وَ مَنْ سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ الْعالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلينَ وَ الْآخِرينَ ، عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ اَمِينِكَ وَ نَجِيِّكَ وَ حَبِيبِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ خاصَّتِكَ وَ صَفْوَتِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ ، اَللَّهُمَّ اَعْطِهِ الدَّرَجَةَ الرَّفِيعَةَ ، وَ آتِهِ الْوَسِيلَةَ مِنَ الْجَنَّةِ ، وَ ابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ ، اَللَّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ: «وَ لَو اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ‏

تَوَّاباً رَحِيماً» ، وَ اِنِّي اَتَيْتُكَ مُسْتَغْفِراً تائِباً مِنْ ذُنُوبِي ، وَ اِنِّي اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي». وحاجت خود را بطلب، اميد است كه برآورده شود إن شاء اللَّه تعالى. پس درودهاى مخصوص رسول خدصلى الله عليه وآله را بخوان: «اَللَّهُمَّ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما حَمَلَ وَ حْيَكَ وَ بَلَّغَ رِسالاتِكَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما اَحَلَّ حَلالَكَ ، وَ حَرَّمَ حَرامَكَ ، وَ عَلَّمَ كِتَابَكَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما اَقامَ الصَّلاةَ ، وَ آتَى الزَّكاةَ ، وَ دَعا اِلى دِينِكَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما صَدَّقَ بِوَعْدِكَ ، وَ اَشْفَقَ مِنْ وَعِيدِكَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما غَفَرْتَ بِهِ الذُّنُوبَ ، وَ سَتَرْتَ بِهِ الْعُيُوبَ ، وَ فَرَّجْتَ بِهِ الْكُرُوبَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما دَفَعْتَ بِهِ الشَّقاءَ ، وَ كَشَفْتَ بِهِ الْغَماءَ ، وَ اَجَبْتَ بِهِ الدُّعاءَ ، وَ نَجَّيْتَ بِهِ مِنَ الْبَلاءِ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما رَحِمْتَ بِهِ الْعِبادَ ، وَ اَحْيَيْتَ بِهِ الْبِلادَ ، وَ قَصَمْتَ بِهِ الْجَبابِرَةَ ، وَ اَهْلَكْتَ بِهِ الْفَراعِنَةَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏

مُحَمَّدٍ كَما اَضْعَفْتَ بِهِ الْأَمْوالَ ، وَ اَحْرَزْتَ بِهِ مِنَ الْأَهْوالِ ، وَ كَسَرْتَ بِهِ الْأَصْنامَ ، وَ رَحْمِتَ بِهِ الْأَنامَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ كَما بَعَثْتَهُ بِخَيْرِ الْأَدْيانِ ، وَ اَعْزَزْتَ بِهِ الْإِيمانَ ، وَ تَبَّرْتَ بِهِ الْأَوْثانَ ، وَ عَظَّمْتَ بِهِ الْبَيْتَ الْحَرامَ ، وَ صَلِ‏ّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيارِ وَ سَلِّمْ تَسْلِيماً».


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:45 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

مدینه منوره

‏ مدينه، هجرتگاه پيامبرصلى الله عليه وآله مركز تأسيس حكومت اسلامى و نام‏آورترين شهرهاى اسلامى پس از مكه معظمه است. اين شهر در پانصد كيلومترى شمال شرقى مكه قرار گرفته، و ارتفاع آن از سطح دريا 916 متر است. نام پيشين آن «يثرب» بوده و برخى تاريخ نگاران عقيده دارند كه حدود قرن دوم پيش از ميلاد مسيح، مردمى از نژاد مصر قديم اين شهر را در دست داشته‏اند. شهرت اين شهر به خاطر هجرت پيامبر بدان جاست. آن حضرت در سال 622 م.كه مصادف با ماه ربيع الأول بود، به اين شهر درآمد و اين هجرت مبدأ تاريخ مسلمانان گشت ليكن آغاز سال هجرى را از ماه محرم گرفتند. در قرآن و سنت پيغمبر و عرف مسلمانان، مردم شهر مدينه «انصار» و مسلمانان مكه «مهاجران» لقب گرفتند.

رسول خدصلى الله عليه وآله در ماه‏هاى نخستين هجرت، ميان دو گروه مهاجر و انصار عقد و پيمان برادرى بست و پيمان نامه مدينه، كه بايد آن را كاملترين و جامع‏ترين اعلاميه حقوق بشر خواند، در اين شهر و به فاصله كمتر از يك سال از هجرت نوشته شد و پس از آن مدينه مركز حكومت اسلامى گرديد.

 مسجد النبىصلى الله عليه وآله

‏ مسجد پيغمبرصلى الله عليه وآله كه در قسمت شرقى مدينه بنا شده پس از مسجد الحرام، مشهورترين مسجد در تاريخ اسلام است. هنگامى كه رسول خدصلى الله عليه وآله به مدينه رسيد در خانه ابوايوب انصارى منزل گزيد؛ جايى كه شتر وى آنجا خوابيد. زمين مسجد النبى از آنِ دو يتيم بود و در آنجا خرما خشك مى‏كردند. رسول خدصلى الله عليه وآله آن را به مبلغ ده دينار از ولىّ دو طفل خريدند و مسجد را در آن ساختند. مساحت زمين در آن روز حدود 2071 متر مربع بوده است. صحن مسجد را با ريگ سياه فرش كردند و ديوارها را با خشت و گل بالا بردند. در ساختن بناى اين مسجد شخص پيامبرصلى الله عليه وآله شركت داشتند. سقف قسمتى از مسجد را با شاخ و برگ درخت خرما

پوشانيدند و از تنه درخت خرما براى ستون‏هاى آن استفاده كردند. سه در از جانب شرق، غرب و جنوب براى آن قرار دادند. قبله نخستين مسلمانان «مسجد الاقصى بود كه بعداً به سمت خانه كعبه تغيير يافت. مساحت مسجد النبى در سال‏هاى اخير به حدود يك صد هزار متر رسيده است.

صُفّه‏

در داخل مسجد النبى صفه يا ايوانچه مانندى آماده ساخته بودند كه مهاجران بى‏سر پناه در آن جا به سر مى‏بردند. اينان همان دسته از مسلمانان‏اند كه به «اصحاب صُفه» معروف گشتند. در تاريخ آمده است: پيش از آن كه قبله از بيت المقدس به طرف كعبه تغيير كند محراب رسول خدا صلى الله عليه وآله در ناحيه شمال مسجد بود. پس از تغيير قبله به دستور پيامبر، آن قسمت را مسقف كردند و آن مكانى براى استراحت و سكونت مسلمانان مهاجر و بى پناه گرديد كه در توسعه مسجد در سال هفتم هجرى داخل مسجد قرار گرفت. آنچه امروزه به صفه معروف است، روزگارى «دكة الاغوات» و جايگاه خواجه‏ هاى حرم بوده كه وظيفه‏

حراست و خدمتگزارى حرم را به عهده داشته‏اند. و آن به دستور نور الدين زنكى در سال 569 ه . ق. بنا گرديد. خانه ‏هاى زنان پيامبرصلى الله عليه وآله‏ خانه ‏هاى زنان پيغمبر كه به صورت حجره‏هايى بود، در سه طرف شمال، جنوب و شرق مسجد قرار داده شد و چون آن حضرت به جوار پروردگار شتافت، ايشان را در حجره عايشه كه در كنار مسجد بود به خاك سپردند. روضه نبوى‏ روضه نبوى در ناحيه جنوب شرقى (رو به سوى قبله) مسجد، يعنى مسافت ميان قبر پيغمبرصلى الله عليه وآله و منبر آن حضرت است كه طول آن بيست و دو متر و عرض آن پانزده متر مى‏باشد. در محدوده روضه، مرقد مطهر، منبر و محراب واقع است. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: «ميان منبر و خانه من باغى است از باغ‏هاى بهشت.» منبر در سمت غربى محراب مسجد، منبرى است از سنگ مرمر در كمال زيبايى كه سلطان مراد سوم آن را در محرم‏

 

سال 998 هجرى به مسجد هديه كرد و آن را به جاى منبر قايتباى قرار دادند كه در جايگاه منبر پيامبر خدصلى الله عليه وآله گذاشته شده است. محراب‏ محراب جايگاه نماز پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏باشد. در زمان آن حضرت‏چيزى‏به‏نام‏ محراب‏ وجودنداشت،درجريان توسعه مسجد در زمان وليد بن عبدالملك اموى، در محل نماز پيامبرصلى الله عليه وآله محرابى ساخته شد. اين محراب در طول زمان دگرگونى‏ها را تحمل كرده و بناى فعلى آن از دوره سلطان اشرف قايتباى از سلاطين مملوكى مصر، باقى مانده است. ستون‏هاى مسجد نبوى‏ در مسجد نبوى ستون‏هايى است كه هر يك نامى خاص دارد. هشت ستون از زمان پيامبرصلى الله عليه وآله هنوز در مسجد باقى است كه با رنگ سفيد مشخص شده‏اند كه عبارتند از: ستون مُخَلَّقه: اين ستون بر جايى نهاده شده كه تنه درخت خرمايى كه پيامبرصلى الله عليه وآله به هنگام ايراد خطبه بر آن تكيه مى‏كرد، در آنجا بوده است و پس از آن كه براى آن حضرت منبرى ساختند از آن ستون ناله‏اى برخاست و به‏

 

همين دليل به آن ستون «حنّانه» مى‏گفتند. ستون توبه: آن را ستون ابولبابه نيز مى‏نامند پس از شكست بنوقريظه ابولبابه به خاطر گناهى كه مرتكب شد، مورد بى توجهى پيامبرصلى الله عليه وآله و ياران آن حضرت قرار گرفت و سرانجام خود را به ستون مسجد بست تا آن كه آيه‏اى در پذيرفته شدن توبه او به رسول خدصلى الله عليه وآله نازل گرديد. ستون مَحرَس: در كنار اين ستون، علىعليه السلام مى‏ايستاد و از رسول خدا محافظت مى‏كرد. اين ستون را به نام استوانه علىعليه السلام نيز مى‏شناسند؛ زيرا جايگاه نماز آن حضرت بوده است. ستون وُفُود: در كنار اين ستون رسول اللَّهصلى الله عليه وآله با سران قبايل و هيأت‏هاى نمايندگى و سياسى ديدار كرده و آنان را به حضور مى‏پذيرفتند. ستون سرير: رسول خدصلى الله عليه وآله در كنار اين ستون تختى از شاخه‏هاى خرما مى‏گذاشت و شب بر روى آن استراحت مى‏كرد. مقام جبرئيل‏ جبرئيل امين در اين مكان خدمت رسول اللَّه مشرف مى‏شده است.

 

درهاى مسجد النبى‏ زمانى كه مسجد النبى ساخته شد، سه در براى ورود و خروج مردم ساختند، برخى از اصحاب نيز در حاشيه مسجد خانه ساخته، درى به درون مسجد باز كردند. در سال سوم هجرت، قبل از غزوه احد، به دستور پيامبرصلى الله عليه وآله همه درهاى خانه‏ها به جز در خانه علىعليه السلام به مسجد بسته شد. تعداد درهاى مسجد در امتداد زمان تغييراتى يافته است مشهورترين آنها عبارتند از: 1 - باب الرحمه 2 - باب جبرئيل‏ 3 - باب السلام 4 - باب النساء با توسعه‏هاى اخير، مسجد النبى هم اكنون هفت در دارد. مناره‏هاى مسجد در توسعه زمان وليد بن عبدالملك بر چهار گوشه مسجد النبى چهار مناره ساخته شد، پس از آن مناره ديگرى نيز ساخته شد كه مناره اصلى مسجد عبارت بود از: مناره‏هاى سليمانيه، مجيديه كه در دو سوى ضلع شمالى قرار داشت و مناره‏هاى قايتباى و باب السلام كه در دو سوى ضلع جنوب شرقى و ضلع غربى مسجد واقع بود.

در افزوده‏هاى جديد مسجد، شش مناره ديگر ساخته شده و بدين ترتيب مجموع آنها به ده عدد مى‏رسد. بقيع‏ قبرستان بقيع قديمى‏ترين و شناخته‏ترين قبرستان در اسلام است. آن را «بقيع غرقد» نيز مى‏نامند. اين قبرستان در ناحيه شرقى مدينه واقع شده است. مزار امام حسن مجتبى، امام سجاد، امام محمد باقر و اما جعفر صادقعليهم السلام و به قولى حضرت زهرعليها السلام در آن جاست. قبر ابراهيم، رقيه، ام كلثوم و زينب برخى از فرزندان رسول خدصلى الله عليه وآله در آنجاست. فاطمه بنت اسد مادر امير مؤمنانعليه السلام، عباس بن عبدالمطلب عموى پيامبر، زينب فرزند خزيمه، ريحانه، ماريه قبطيه، زينب بنت جحش، ام حبيبه، حفصه، سوده، صفيه، جويريه، عايشه و ام سلمه همسران رسول خدصلى الله عليه وآله نيز در آنجا مدفونند. چهره‏هاى سرشناس ديگرى چون: محمد حنفيه، فرزند امير مؤمنانعليه السلام عقيل بن ابى طالب برادر آن حضرت، عبداللَّه بن جعفر همسر حضرت زينبعليها السلام، اسماعيل فرزند امام صادقعليه السلام، عاتكه، صفيه عمه‏هاى رسول خدصلى الله عليه وآله و بسيارى از صحابه و تابعين و علما در بقيع مدفون‏اند.

مساجد مدينه‏

در مدينه مساجد فراوانى وجود دارد كه اسامى برخى از آنها عبارت است از: 1 - مسجد قبا، مسجد ذوقبلتين، 3 - مسجد جمعه، 4 - مسجد فضيخ، 5 - مسجد فتح، 6 - مسجد على، 7 - مسجد غمامه، 8 - مسجد الاجابه (مباهله)، 9 - مسجد فاطمة الزهراء، 10 - مسجد امام على بن ابى طالب، 11 - مسجد سلمان، 12 - مسجد شجره، 13 - مسجد معرس، 14 - مسجد ثنية الوداع، 15 - مسجد ابوذر، 16 - مسجد سقيا، 17 - مسجد و مشربه ام ابراهيم.

 مسجد قبا

قبا دهكده‏اى بوده در دو ميلى مدينه كه مقارن هجرت پيامبرصلى الله عليه وآله به اين شهر، طايفه بنى عمرو بن عوف در آن‏ سكونت داشتند.

 پيامبرصلى الله عليه وآله پس از ورود به مدينه با كمك اصحاب و يارانش اولين مسجد را كه به قبا نامگذارى شد در همين مكان ساختند. هم اكنون مساحت تقريبى مسجد و بناهاى جانبى مربوط به آن به 13500 متر مربع رسيده و به شكل زيبايى ساخته شده است. كه جاى 20000 نمازگزار را دارد و چهار مناره كه هر كدام 47 متر طول دارد. آيه «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى» درباره همين مسجد نازل شده است. مسجد قبلتين‏ اين مسجد در فاصله 5/3 كيلومترى مسجد النبىصلى الله عليه وآله در شمال غربى مدينه قرار دارد و در ماه شعبان، سال دوم از هجرت، هنگامى كه پيغمبر نماز ظهر را مى‏خواندند آيه «فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَ» نازل و آن حضرت براى نماز روى خود را از بيت المقدس به طرف كعبه برگرداندند. در اين مسجد، به ياد بود اين تغيير، دو محراب به سوى قبله نخستين و قبله دوم ساخته بودند ليكن در نوسازى اخير آنها را برداشته‏اند. مساحت مسجد در بازسازى اخير در سال 1408 ه . ق. به سه هزار و نهصد و بيست متر مربع رسيده است.

 

مسجد جمعه

‏ پس از مسجد قبا، اين مسجد از جهت تاريخى دومين مسجد است. پيامبرصلى الله عليه وآله پس از حركت از قبا به طرف مدينه در محله‏اى كه خاندان بنى عمرو بن عوف ساكن بودند روز جمعه فرود آمدند و اولين نماز جمعه را در آنجا اقامه كردند سپس جاى آن مسجدى ساخته شد. اين مسجد در سال 1412 توسط دولت سعودى در مساحت 1630 متر بازسازى شد. مسجد فضيخ‏ اين مسجد در انتهاى شارع العوالى واقع شده و از مساجد تاريخى و معروف است. فضيخ درخت خرما است و از آنجا كه در محل اين مسجد درخت خرما بوده به اين اسم ناميده شده است، نام ديگر آن مسجد رد شمس مى‏باشد. اين مسجد اخيراً تخريب گرديده و احتمال دارد بناى جديدى در آن احداث گردد.

مسجد فتح‏

 اين مسجد در شمال غربى مدينه در دامنه كوه سلع بر بلندى قرار دارد. در اين مكان بود كه رسول خدصلى الله عليه وآله در

مسجد فتح‏

 اين مسجد در شمال غربى مدينه در دامنه كوه سلع بر بلندى قرار دارد. در اين مكان بود كه رسول خدصلى الله عليه وآله در جنگ خندق از خداوند طلب فتح و پيروزى كرد و خداوند دعاى آن حضرت را مستجاب نمود و مشركان شكست خوردند. برخى نيز گفته‏اند سوره فتح در اين مكان بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد. پس از آن روى اين تپه مسجد فتح را بنا نهادند. بناى فعلى مسجد فتح كه مربوط به سال 1270 هجرى قمرى است حدود 24 متر مربع و ارتفاع آن 5/4 متر مى‏باشد.

 مسجد علىعليه السلام

‏ اين مسجد در جنوب مسجد فتح و مشرف بر وادى بطحان است. گويند در مدت محاصره شهر مدينه در جنگ احزاب امير المؤمنين عليه السلام در آن به عبادت مى‏پرداخته است. در نزديكى اين مسجد مسجد ديگرى است كه به نام مسجد فاطمهعليها السلام معروف است و همراه با مساجد فتح، سلمان، ابوبكر، عمر و مسجد قبلتين به نام مساجد سبعه معروف‏اند. مسجد غمامه‏ غمامه به معناى ابر است. واقدى مى‏نويسد: نخستين‏

نماز عيد كه رسول خدصلى الله عليه وآله به سال دوم هجرت در مدينه خواند، در صحرا بود. آن حضرت نماز را در صحرا خواند سپس در سده دوم هجرت، آن نمازگاه را مسجد كردند. در سبب نامگذارى آن به «غمامه» نوشته‏اند: رسول خدا در آنجا براى باران دعا كرد و چون دعا خواند ابرى پديد آمد و باران باريد. اين مسجد هم اكنون توسعه يافته و به سبكى نو ساخته شده است.

مَشْرَبه ام ابراهيم

‏ در سبب نامگذارى آن نوشته‏اند: ماريه قبطيه، ابراهيم فرزند رسول خدصلى الله عليه وآله را در اين مكان به دنيا آورد. و در تاريخ آمده است: رسول خدصلى الله عليه وآله در مشربه ام ابراهيم نماز گزارد. مشربه بستانى بوده است در منطقه عاليه يا عوالى مدينه، در شمال مسجد بنى قريظه، در حال حاضر آثار آن از ميان رفته و به صورت يك قبرستانى باقى مانده است. مسجد ابوذر اين مسجد در انتهاى شارع ابوذر فعلى است و اخيراً آن را تخريب كرده و از نو با مساحتى بيشتر ساخته‏اند.

مسجد شجره‏

 اين مسجد در فاصله يك فرسنگ و نيم از مدينه قرار داشته كه اكنون با گسترش شهر، اين مسافت كمتر شده است. چون درخت كنارى در كنار مسجد بوده، اين مسجد به نام «شجره» معروف گرديده است. اهميت اين مسجد بيشتر در آن است كه رسول خدصلى الله عليه وآله در عمره حديبيه، عمرة القضاء و در حجة الوداع، در آنجا محرم شد. هم اكنون حاجيان ايرانى كه پيش از اعمال عمره به مدينه مى‏روند، در مسجد شجره احرام مى‏بندند. اين مسجد در سال‏هاى پيش بسيار محقر و خالى از نظافت بود. در نوسازى اخير (از 1366 به بعد) بر مساحت مسجد افزوده‏اند؛ چنانكه مساحت مسجد حدود 26000 متر مربع مى‏باشد. در بيرون مسجد بيش از پانصد دوش حمام و بيش از سيصد و پنجاه عدد دستشويى ساخته شده است.

مسجد مباهله‏

مسجدى را كه به نام «مسجد مباهله» نشان مى‏دهند، نماينده رويدادى تاريخى و بزرگ است. «مباهله» در لغت «بر يكديگر نفرين و لعنت كردن» است. در سال دهم هجرت گروهى از ترسايان نجران‏

(ناحيه‏اى است در يمن در جنوب عربستان) نزد حضرت رسولصلى الله عليه وآله آمدند و درباره عيسىعليه السلام با او گفتگو كردند. رسول خدصلى الله عليه وآله فرمود: عيسى بنده خدا و كلمه او بود كه آن را بر مريم القا فرمود. گفتند چگونه ممكن است انسانى بى پدر به دنيا آيد؟ قرآن در اين باره نازل شد كه مَثَل عيسى، مثل آدم است. چون گفتگو دراز گرديد رسول خدصلى الله عليه وآله به حكم خدا فرمود: ما و شما پسران، زنانمان و خودمان مباهله مى‏كنيم تا دروغ گويان مشمول لعنت الهى گردند. در آن روز كه بيست و چهارم و به قولى بيست و يكم ذوالحجه بود، رسول خدا با على مرتضى و فاطمه زهرا و حسن و حسينعليهم السلام براى مباهله بيرون شدند. ترسايان چون شكوه و جلال آن بزرگواران را ديدند، ترسيدند و از مباهله چشم پوشيدند و با رسولصلى الله عليه وآله مصالحه كردند و جزيه پذيرفتند.

 احد

دره و كوهى است كه بدين نام شهرت دارد و در يك فرسنگى شمال مدينه واقع شده، و هم اكنون به خاطر گسترش شهر، قسمت فراوانى از اين فاصله را ساختمان‏ها پر كرده است. اين جا بود كه دومين جنگ ميان مسلمانان و مشركان‏

مكه در سال سوم هجرت رسولصلى الله عليه وآله درگرفت. هنگامى كه به رسول خدا خبر دادند ابوسفيان با سپاهيانش به مدينه روى نهاده‏اند، حضرتش شوراى جنگى تشكيل داد. نظر سالخوردگان اين بود كه شهر حالت دفاعى داشته باشد ولى جوانان كه قاطعيت بيشترى داشتند، گفتند: به بيرون شهر مى‏رويم و بر دشمنان حمله مى‏بريم چون اينان در اكثريت بودند. رسول خدصلى الله عليه وآله رأى آنان را پذيرفت. سلاح پوشيد و آماده رفتن شد. از سوى ديگر مشركان مكه خود را به ذوالحليفه رساندند و از آنجا به شمال يثرب رفتند و در كنار احد موضع گرفتند. شمار سپاهيان اسلام يك هزار تن بود. پيش از شروع جنگ عبداللَّه بن اُبَى - سردسته منافقان - به عنوان اعتراض با سيصد تن از مردم خود به مدينه برگشت و گفت: محمد از بچه‏ها پيروى كرد و رأى مرا ناديده گرفت. مشهور است كه آيه 167 سوره آل عمران درباره او نازل شد. با جدا شدن عبداللَّه و پيروان او از پيامبر، تنها هفتصد تن باقى ماندند. رسول خدصلى الله عليه وآله عده‏اى از تيراندازان را بر جبل رمات گمارد و به عبداللَّه بن جبير، سردسته تيراندازان فرمود مواظب باشيد دشمن از پشت سر به ما حمله نكند. تا پايان جنگ بر جاى خود باشيد، جنگ به سود ما باشد يا به‏

زيان ما. با نخستين حمله مسلمانان، سپاه مكه عقب نشست و سربازان اسلام به گردآورى غنيمت پرداختند. گروه تيرانداز نيز براى آن كه از به دست آوردن غنيمت عقب نماند، موضع خود را رها كرد و عبداللَّه هرچه كوشيد مانع آنان شود نپذيرفتند. همين كه آنان مدخل دره را رها كردند سواره نظام دشمن به سركردگى خالد بن وليد، ناگهان بر سپاه اسلام حمله برد، در جريان اين حمله حمزه عموى رسول خدصلى الله عليه وآله و نزديك به هفتاد تن از مسلمانان شهيد گرديدند. مزار حمزه سيدالشهدا و ديگر شهيدان در دامنه كوه قرار دارد. در شمار شهداى احد افرادى چون: مصعب بن عمير، حنظله غسيل الملائكه نيز به چشم مى‏خورند. پيامبرصلى الله عليه وآله از شهادت حمزه بسيار غمگين شد و به او لقب «سيد الشهدا» داد.

 


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:42 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
دختر شمعون قبطیه، مادر ابراهیم پسر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بود که او را مقوقس قبطی حاکم اسکندریه و مصر برای آن حضرت هدیه فرستاد.
پیامبر اکرم در سال ششم هجرت سفیرانی به کشورهای خارج فرستاد و طی نامه‌هایی فرمانروایان این کشورها را به آئین توحید و اسلام دعوت کرد. نامه ای نیز به مقوقس فرمانروای مصر نوشت و او را به اّئین اسلام دعوت نمود. اگرچه مقوقس در ظاهر به ندای پیامبر پاسخ مثبت نگفت، ولی ضمن ارسال هدایائی به نامه ایشان محترمانه پاسخ داد.
در میان این هدایا کنیزی بود به نام ماریه که بعداً به افتخار همسری رسول خدا رسید و برای او فرزندی به اسم ابراهیم آورد که شدیدا مورد علاقه پیامبر بود؛ اما متاسفانه نور وجود ابراهیم پس از 18 ماه به خاموشی گرائید.
پیامبر که برای انجام کاری از خانه بیرون رفته بود از وضع وخیم فرزندش آگاه شد. به خانه آمد. او را از آغوش مادر گرفت و در حالی که آثار ناراحتی از چهره او نمایان بود فرمود: چشم می گرید و دل محزون می‌شود؛ ولی هرگز سخنی که موجب خشم خداوند باشد بر زبان جاری نمی‌سازم. اگر وعده صادق و محقق الاهی نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراق تو بیش از این می‌گریستم و غمگین می‌شدم.
ماریه از زنان خوب پیامبر و مورد عنایت اّن حضرت و علاقمند به حضرت زهرا سلام اله علیها و امیرالمومنین علیه السلام بود و به همین جهت مورد اّزار و سخنان گزنده دیگر زنان پیامبر واقع می‌شد. پیامبر نیز برای اّسایش او خانه‌اش را در باغچه‌ای در کنار مدینه -که به اّن « مشربه ام ابراهیم » می گویند- قرار دادند.
ماریه در زمان
عمر بن خطاب در سال 14 یا سال 16 هجری از دنیا رفت و عمر دستور داد مردم در تشییع جنازه اش حاضر شوند و خود بر او نماز گزارد و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

منابع :
بحارالانوار،‌ ج 22،‌ ص 151 تا 156؛ فروغ ابدیت، ‌ج 2، ‌ص 800 و 801؛ ریاحین الشریعه، ‌ج 2، ص 349؛ اسدالغابه، ج 7، ص 253؛ لغت نامه دهخدا، شماره مسلسل 195، ص 47

موضوعات مرتبط: تاریخ کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:29 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
در سال هفتم هجرت پیامبر اکرم برای ابلاغ رسالت خویش، نمایندگانی را به نقاط مختلف فرستاد. حاطب بن ابی بلتعه را نیز به سوی مقوقس، حاکم مصر فرستاد. مقوقس که بزرگ قبطیان بود، به نامه پیامبر احترام گذاشت و در پاسخ او، نام وی را بر نام خویش مقدم داشت. مقوقس هدایای گرانبهایی برای پیامبر فرستاد که در میان آنها کنیزی به نام ماریه بود. ماریه در تاریخ به ماریه قبطیه معروف است.

در اواخر سال هشتم هجرت، ماریه از پیامبر فرزندی به دنیا آورد که پیامبر او را ابراهیم نام نهاد. وقتی
سلمی، قابله‌ی ماریه، بشارت تولد فرزندش را داد، پیامبر هدیه گرانبهایی به او داد. رسول خدا روز هفتم تولد ابراهیم، گوسفندی را عقیقه کرد و موی سر او را کوتاه کرد و به اندازه وزن آن، در راه خدا نقره انفاق کرد.
ابراهیم در 18 ماهگی از دنیا رفت.

انس بن مالک می‌گوید:
هنگامی که ابراهیم چشم به دنیا گشود،
جبرئیل به حضور پیامبر آمد و این‌گونه به او سلام کرد:« السلام علیک یا ابا ابراهیم » (سلام بر تو ای پدر ابراهیم.)
پیامبر پس از ولادت ابراهیم فرمود:« دیشب برای من کودکی به دنیا آمد که او را همنام پدرم
ابراهیم قرار دادم.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج21، ص 183

موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:27 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سال ششم هجرت، نمایندگانی را به کشورهای خارجی، از جمله مصر فرستاد.
حاکم مصر هر چند دعوت پیامبر را نپذیرفت، ولی همراه پاسخ نامه‌اش، هدایایی از جمله کنیزی به نام
ماریه برای پیامبر فرستاد. این کنیز بعدها افتخار همسری پیامبر را پیدا کرد و فرزندی برای رسول خدا آورد که پیامبر نامش را ابراهیم گذاشت.
پیامبر به شدت به ابراهیم علاقه مند بود ولی ابراهیم در 18 ماهگی بیمار شد و از دنیا رفت.

پیامبر در مرگ او به شدت غصه‌دار شد و در سوگ او چنین فرمود:« ای ابراهیم، کاری از ما برای تو ساخته نیست. تقدیر الهی برگشت پذیر نیست. چشم پدرت در مرگ تو گریان و دلش محزون و غمگین است، ولی هرگز سخنی که مایه خشم خداست، بر زبان جاری نمی‌سازد. اگر وعده صادق و حتمی خدا نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراقت بیش از این گریه می کردم و محزون می‌شدم.»
آنگاه پیامبر خدا به
علی علیه السلام دستور داد بدن ابراهیم را غسل دهد و کفن کند. ابراهیم در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

منابع:

  • بحارالانوار، ج22، ص156

موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:22 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
مهاجرت
   82% جمعيت مستقر در عربستان از اعراب ساکن در اين کشور در طي چند قرن اخير مي باشند و 13% اين جمعيت را اقليت يماني و ساير اعراب تشکيل مي دهند. در عربستان سعودي (2005) ميزان نرخ مهاجرت 94/4 در هزار است.
   در عربستان سعودي در سال 1990 تعداد مهاجرين به 5300000 نفر رسيده بودکه عمدتاً از کشورهاي مصر، يمن، اردن، سوريه، کويت، پاکستان، هند، سريلانکا و کره جنوبي بوده اند. در سال 2000، 86% از جمعيت مردم اين کشور در شهرها زندگي مي کردند.
  
   مذهب
   جايگاههاي مهم ديني مسلمانان همچون کعبه و مسجد پيامبر اسلام در اين کشور واقع شده است.
   100 ? مردم عربستان سعودي را مسلمانان (عمدتاً اهل تسنن) تشکيل مي دهد و شيعيان بيشتر در استان هاي شرقي حضور دارند. فرقه وهابيونWahhabi در اين کشور در قرن 18 به وجود آمدند.
  
   زبان رسمي
   زبان رسمي و مادري مردم عربستان سعودي، عربي مي باشد. وليکن در عرصه تجارت به زبان انگليسي نيز صحبت مي شود.
  
   فرهنگ
   مردمي با فرهنگ هاي مختلف به مدت بيش از 5000 سال در شبه جزيره عربستان زندگي مي کردند. فرهنگ Dilmun درسرتاسر سواحل خليج فارس همزمان با فرهنگ سامورايي هاي و مصريان باستان بود و اکثر امپراتوريهاي جهان باستان با شهرهاي شبه جزيره عربستان مبادلات تجاري داشتند. به استثناء تعداد کمي از شهرهاي بزرگ وآبادي هاي ميان کوير، شرايط آب و هوايي سخت از اسکان مردم در شبه جزيره عربستان جلوگيري مي کند.
   
   
   جغرافياي سياسي
   حکومت عربستان سعودي در سال 1750 به وسيله محمد بن سعود پايهريزي شد ولي کشور عربستان به شکل کنونياش توسط عبدالعزيز بن سعود امير نجد که چيرگي بر حجاز را در سال 1926 اعلام کرد، برپا شد. کشور عربستان سعودي در 23 سپتامبر سال 1932 استقلال يافت. حکومت در اين کشور، رژيم سلطنتي Monarchy)) مي باشد.عربستان سعودي در سازمان ملل، اتحاديه عرب، اپکOPEC و انجمن همکاري خليج عضويت دارد.
   عثماني، قسمتهايي از آن بخصوص نواحي شرقي جزء قلمرو آن حکومت قرار گرفت. با شکست عثماني در جنگ جهاني اول و تسلط "عبدالعزيز بن سعود" بر سراسر خاک عربستان (به کمک جنبش وهابي)، طبق پيماني که در سال 1927 بين بريتانيا که در عربستان نفوذ داشت و ابن سعود امضاء گرديد، کشور عربستان سعودي به عنوان يک کشور مستقل به رسميت شناخته شد.
   حکومت اين کشور سلطنتي و در سيطره آل سعود و قوه مقننه آن از يک مجلس شوري تشکيل تشکيل يافته است.

موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:19 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
عثمان بن مظعون یکی از اصحاب بزرگ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود و پیامبر وی را بسیار دوست می‌داشت.
او فردی بزرگوار، عابد و زاهد بود. روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌ایستاد.
در
ماه ذی حجه سال دوم هجری در مدینه وفات کرد و اولین کسی بود که در بقیع به خاک سپرده شد.
روایت شده است که پیامبر گرامی اسلام پس از ارتحال او خم شد و او را بوسید و هنگامی که فرزند پیامبر وفات کرد فرمود:«به گذشتگان صالح خود، کسانی هم چون عثمان بن مظعون بپیوند.»

گفته شده است که دختران پیامبر در نزد عثمان بن مظعون به خاک سپرده شده اند؛ زیرا پیامبر هنگام دفن عثمان بن مظعون سنگی را به عنوان علامت بالای قبرش گذاشت و فرمود:«با این سنگ قبر برادرم را نشان می‌کنم و هر یکی از اولادم که بمیرند، نزد او دفن می‌نمایم.»

منابع:
منتهی الامال ج 1، ص 703.

موضوعات مرتبط: متفرقه
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:12 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
 در خاور اين كشور رشته كوههاي حجاز و در ميانه آن منطقه احساء كه پوشيده از تپه ماهورهاي شني است، قرار دارد. در ناحيه شرق عربستان سعودي، مناطقي با لايه بندي نازک و مسطح به نام سبخاها (لايه هاي نمکي مسطح) با وسعت زياد قرار دارند. عوارض جغرافيايي اصلي اين کشور در وادي عظيم ميان کويري Al-Hasa مي باشد. طبق انتظار تصور مي شود که در بيابان هاي عربستان هيچ گياه و جانوري وجود نداشته باشد. انواع خار و خاشاک و درختان تمبر هندي در بيشتر نواحي بياباني و درختان هميشه سبز در نواحي جنگلي Asir در عربستان سعودي يافت مي شوند. انواع درختان ميوه، درخت خرما، انواع حبوبات و سبزيجات در نواحي وادي ميان کويري و قابل آبياري به دست مي آيد .خارج از اين نواحي، درختچه هاي(بوته ها) کم پشت و بقاياي درختان نيز وجود دارد.
   بيابانهاي کشور عربستان سعودي آب و هواي بي نهايت گرمي دارند. از اواسط آوريل تا اواسط اکتبر، هنگام روز دما در کشور عربستان 45 درجه سانتيگراد (113 درجه فارنهايت)يا بيشتر مورد انتظار است. در پايان زمستان (دسامبر تا ژانويه) درجه حرارت در طول روز 15 درجه سانتيگراد (59 درجه فارنهايت) و در طول شب بيابان هاي مرکزي سردتر مي شود. بيابانها و صحراهاي شبه جزيره عربستان عبارتند از:
   1-باديه اشام در شمال شبه جزيره قرار گرفته است.
   2-صحراي نَفود صحرايست وسيع، شنهاي نرم و سرخ که وسعت آن به 70000 کيلومتر مربع مي رسد. اين صحرا بين " جوف، جبل شَمَّر و نجد" قرار دارد.
   3-صحراي الدَّهناء از شمال شرقي به جنوب شرقي عربستان امتداد دارد و در شمال حضرموت، ميان الربع الخالي و نفود واقع به صحراي سرخ نيز معروف است. کويري بيکران و بسيار صعب العبور که پاي هيچ کس به آن رسيده است.
   4-الربع الخالي در قسمت جنوب شرقي شبه جزيره، کوير بسيار وسيعي به نام " الربع الخالي" وجود دارد که تمام قسمت جنوب و جنوبي عربستان را به استثناي سواحل عمان قرار گرفته است. وسعت اين صحرا به 500 هزار کيلومتر مربع مي رسد و از بزرگترين صحراهاي شني جهان است.
   5-صحراي احقاف به صحراهاي واقع در شمال شرقي "حضرموت" در شرق يمن و " دهناي جنوبي" گفته مي شود. گويند حادثة تاريخي سورة احقاف يعني هلاکت قوم عاد در اين منطقه رخ داده است.
   بزرگترين بيابان ماسه اي کشور عربستان سعودي Empty Quarter Or Rub al-khalil است. دومين بيابان ماسه اي اين کشور Nafud است که سراسر شمال- غرب اين کشور را احاطه کرده است. در حالي که مرکز و شمال عربستان سعودي عمدتاً با دشتهاي شني پوشيده مي شوند.
   بلندترين قلّه آن در رشته کوههاي غربي،" رأس الصبح" ناميده مي شود. در نواحي ساحلي بارش به صورت منظمي اتفاق مي افتد که رطوبت را بالامي برد اما بارش در مرکز رياض بسيار کم است.
   عربستان سعودي درقلب شبه جزيره لم يزرع عربستان، واقع شده است. در قسمت غربي و درمجاورت درياي سرخ، كوههاي مرتفعي وجود دارند. اما در اينجا نيز، ميانگين بارش سالانه، به ندرت از 38 سانتي متر در سال بالاتر ميرود. بنابراين بديهي است كه هيچ گونه رود دائمي در اين كشور، جاري نباشد. در تابستان ميانگين درجه حرارت به بيش از 43 سانتي گراد مي رسد. ارتفاع فلات مركزي اين كشور، در قسمت شرقي وكناره هاي خليج فارس كاهش يافته و مستعد كشاورزي مي شود و فقط در همين مناطق است كه مي توان غلات و نخل به عمل آورد. در قسمت جنوب شرقي عربستان صحرايي خشك و سوزان و غيرقابل سكونت به نام ربع الخالي Rub al-khalil است. اقتصاد اين كشور شديداً به استخراج و صدور نفت خام، وابسته است. از جهت غرب خليج فارس و درياي سرخ، يک مرز ساحلي را تشکيل مي دهد که تقريباً 1800 کيلومتر تا جهت جنوب به سمت يمن توسعه يافته است.
   بلندترين نقطه کشور عربستان سعودي، کوه Sawda (3133 متر) و پست ترين نقطه، خليج فارس با صفر متر عمق است.
   در سال 2005، 67/1% زمين هاي خاک عربستان سعودي را زمين هاي کشاورزي قابل کشت، 09/0% را زمين هاي کشاورزي با قابليت کشت دائم و 24/98% مربوط به ساير زمين ها تخمين زده شده است. زمين هاي قابل آبياري در سال1998 در اين کشور، 16200 کيلومتر مربع وسعت دارد.
   در سال 1994، 8/0% زمين هاي خاک عربستان سعودي را جنگل ها، 8/55% را علفزارها و مراتع و 8/1% را زمين هاي کشاورزي زيرکشت و 6/41% مربوط به ساير زمين ها تخمين زده شده است.
   از مهمترين شهرهاي عربستان ميتوان به شهرهاي رياض، مکه، مدينه، جده، بريده، دمام، ظهران، احساء، عنيزه، تبوک، حائل، باحه، خميس مشيط، قطيف، ابها، طائف، ينبع و ميسان اشاره نمود.
موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:11 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
پايتخت کشور عربستان سعودي شهر رياض Riyadh (با 7/3 ميليون نفر جمعيت) بوده و اين کشور به 14 استان تقسيم شده است که از آن ميان مي توان به باحهAl Bahah، حدود الشماليهAl Hudud ash Shamaliyah، جوفAl Jawf، مدينه Al Madinah، قصيم Al Qasim، رياض، منطقة الشرقيهAsh Sharqiyah (Eastern Province)، عسيرAsir، حائلHa'il،جيزانJizan، مکهMakkah، نجران Najran، تبوک Tabukو... اشاره نمود.
   شهر رياض در مرکز ناحيه نجد Najd بزرگترين شهر کشور عربستان سعودي و به عنوان پايتخت آن توسط جده در حجاز Al Hijazدر برگرفته مي شود.
   شهرهاي مذهبي دين اسلام- مکه و مدينه- در حجاور قرار دارند و حضرت محمد (ص)پيامبر دين اسلام در مکه متولد شدند. هر ساله بيش از 2ميليون مسلمان براي زيارت مکه و انجام مراسم حج به عربستان سعودي مي روند. ديگر شهرهاي مهم عربستان شامل : Al jubayl, ad Dammamدر خليج فارس ،Al Hufuf در آبادي Al Hasa در شرق عربستان سعودي وAt Taif در مکه مي باشد .
   عربستان داراي چندين بندر مهم نيز هست :
   بنادر جَدّه، ظهران، ينبُع، حقل، جيزان، دمام، رأس تنوره، سعود، قطيف، جبيل و عقير.

موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:9 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
   به لحاظ راه هاي ارتباطي 152044 کيلومتر جاده، 1392 کيلومتر راه آهن و 202 فرودگاه در اين کشور احداث شده است.
   كشور عربستان سعودي در سال 2005، داراي3695100 خط تلفن ثابت و 9175800 خط تلفن همراه است و در مجموع 117 شبکه تلويزيوني در اين کشور فعاليت دارند و 54/2 ميليون نفر از اينترنت استفاده کرده اند.

موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:7 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
حکومت عربستان سعودي در سال 1750 توسط عبدالعزيزمحمد بن سعود پايهريزي شد ولي کشور عربستان به شکل کنونياش توسط عبدالعزيز بن سعود امير نجد که چيرگي بر حجاز را در سال 1926 اعلام کرد، برپا شد. کشور عربستان سعودي در 23 سپتامبر سال 1932 استقلال يافت. در سال 1930 کشف مواد نفتي در اين کشور آغاز شد.
   مردم عربستان با فرهنگ هاي مختلف به مدت بيش از 5000 سال در شبه جزيره عربستان زندگي مي کردند. فرهنگ Dilmun درسرتاسر سواحل خليج فارس همزمان با فرهنگ سامورايي هاي و مصريان باستان بود و اکثر امپراتوريهاي جهان باستان با شهرهاي شبه جزيره عربستان مبادلات تجاري داشتند. به استثناء تعداد کمي از شهرهاي بزرگ وآبادي هاي ميان کوير، شرايط آب و هوايي سخت از اسکان مردم در شبه جزيره عربستان جلوگيري مي کند.
   قسمتي از عربستان که به عربستان سعيد يا خوشبخت (arabia Eelix) معروف است، از متمدن ترين قسمتهاي جزيرة العرب و حتي جهان محسوب مي شود که از هزاره اول قبل از ميلاد داراي تمدن با شکوهي بوده است.
   عربستان سعيد در منتهي اليه جنوب شبه جزيره قرار دارد و داراي موقعيتي مثلثي شکل است که با کشيدن خطي فرضي از جيزان (در ساحل درياي سرخ و عرب) به حضر موت (کنار درياي عرب در شرق) ايجاد مي شود. دراين قسمت دولتهاي معينيان، قَتَبان، سبا (که در قرآن از آن ياد شده است)، حضرموت، حميريان و حبشيان يکي پس از ديگري به حکومت رسيده و آخرين دولت آن مقارن ظهوراسلام "ديلميان" دست نشاندة دولت ساساني ايران بودند.
   قسمتهاي ديگر شبه جزيره عربستان که از حيث تاريخي عربستان صخره اي و عربستان صحرايي مشهورند، چنين تمدنهايي نداشته اند در شبه جزيره عربستان اعراب مختلفي زندگي مي کردند که بنا بر محل اقامت و تاريخشان به اعراب مستعربه، اعراب عاربه، اهل وبر، اهل مَدَر تقسيم مي شوند.
   در شبه جزيره عربستان اديان مختلفي مورد پرستش بود مانند: پرستش ارواح و مظاهر طبيعت، دين يهود، مسيحيت، زرتشتي گري، بت پرستي. حنفا (پيرو دين ابراهيم بودن). بيشتر از همه اديان در قبل از اسلام بت پرستي دراين منطقه رواج داشت. فرهنگ مردم عربستان در مقايسه، با ملل ديگر بسيار پايين بود و افراد باسواد آن انگشت شمار بودند.
  
  
   oجغرافياي انساني
   جمعيت عربستان سعودي طي آمار جولاي سال 2006 با نرخ رشد 18/2% بالغ بر27019731 نفر مي باشد که 5576076 نفر از اين تعداد غير بومي مي باشند. طي آمار سرشماري جمعيت عربستان سعودي در سال1992 بالغ بر 16929294 نفر، در سال1998، 20786000 نفر، در سال 2000، 22246000 بوده است و پيش بيني مي شود که جمعيت عربستان سعودي در سال2010 به 31198000 نفر افزايش يابد.

موضوعات مرتبط: مباحث سیاسی و اقتصادی کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:3 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]


موضوعات مرتبط: گنجینه عکس
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 10:0 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
بقیع نام زمینی است در مدینه که به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به قبرستانی برای مسلمانان تبدیل شد.
اولین کسی که در آنجا به توصیه رسول خدا دفن شد
عثمان بن مظعون بود که از دوستان نزدیک پیامبر و امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شمار می‌رفت؛ علی علیه السلام در سخنانش او را بسیار یاد می‌کرد و از روی علاقه‌اش به او، نام یکی از فرزندانش را عثمان نهاد.
رسول خدا برخی از شهدای
احد و نیز فرزندش، ابراهیم، را در آنجا دفن کرد و به این ترتیب بر شرافت آن افزود. بعدها که عثمان بن عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم حس کوکب دفن شد، معاویه بقیع را به قدری گسترده ساخت که قبر عثمان در بقیع قرار گیرد.
img/daneshnameh_up/5/5b/Baghi13.jpg


بقیع هم‌اینک مدفن 4 امام شیعه ( امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق ) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر و نیز عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد، مادر امام علی علیه السلام، و برخی دیگر از بزرگان در این قبرستان قرار دارد. بقیع قبرستانی است مورد احترام همه فرقه‌های اسلامی، و اکنون در چند قدمی حرم پیامبر قرار دارد.

موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 9:57 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
   كشور عربستان سعودي Saudi Arabic بزرگترين کشور عربي در خاورميانه، در جنوب غربي قاره آسيا و در موقعيت 45 درجه طول شرقي (45 00 E) و 25 درجه عرض شمالي (25 00 N) واقع شده است. پايتخت كشور عربستان سعودي ، شهر رياض Riyadh است. وسعت عربستان سعودي در مجموع 1960582 کيلومتر مربع(سيزدهمين کشور جهان) ميباشد كه تمامي خاک آن خشکي بوده و 2640 کيلومترخط ساحلي دارد.
   كل طول خط مرزي عربستان سعودي 4431 كيلومتر است كه بيشترين طول خط مرزي آن در از شمال با کشورهاي عراق814 کيلومتر، اردن 744 کيلومتر و کويت 222 کيلومتر، از سوي خاور با امارات متحده عربي 457 کيلومتر و قطر 60 کيلومتر، در جنوب خاوري با عمان 676 کيلومتر و از سوي جنوب با يمن 1458 کيلومتر دارد. اين کشور در شبه جزيره عربستان جاي دارد و 80% آن را فرا گرفته است. شبه جزيره عربستان با 3000000 کيلومتر مربع، وسيعترين شبه جزيره جهان محسوب مي شود و از سه طرف توسط درياهاي سرخ، درياي عرب (درجنوب)، خليج عدن، درياي عمان و خليج فارس و مديترانه احاطه شده است.
   حداکثر طول شبه جزيره 2500 کيلومتر و حداکثر عرض آن ما بين درياي سرخ و خليج فارس 1000 کيلومتر مي باشد. جغرافيدانان شبه جزيره عربستان يا جزيرة العرب را به 6 قسمت تقسيم کرده اند :
   1- تهامه: به قسمت غربي کوههاي سراة که از شمال به جنوب جزيرة العرب به موازات درياي سرخ کشيده شده، تهامه گفته مي شود. از آن رو تهامه گفته اند که حرارت آن زياد و باد آن کم است. مکّه و نيمي از مدينه را جزو تهامه دانسته اند.
   2- حجاز: به قسمت شرقي کوههاي سراة و حد فاصل بين ارتفاعات نجد و شرق تهامه گفته شده که به شمال يمن منتهي مي شود. حجاز از " حَجَزَ " به معناي مانع است، چون بين تهامه و نجد مانع ايجاد کرده، آن را حجاز گفته اند. شهر طائف و نيمي از مدينه در حجاز قرار دارد.
   3- نجد : ناحيه اي است مرتفع که پس از حجاز و ميان يمن، صحراي سماده، عروض و عراق واقع بوده و چون از ساير نواحي مرتفع تر است آن را نجد ناميده اند. نجد قسمت مرکزي عربستان را تشکيل مي دهد و رياض پايتخت اين کشور در آن قرار دارد.
   4- عين: در جنوب حجاز و نجد يعني در منتهي اليه جنوب غربي شبه جزيره واقع شده و از حاصلخيزترين نقاط شبه جزيره به شمار مي رود. اين منطقه از سمت شرق با حَضرَ موت و درياي عمان همسايه است.
   5- عروض: شامل يمامه، عمان، بحرين و اصاء است. از اين روز "عروض" ناميده اند که ميان نجد، يمن و عراق فاصله ايجاد کرده است.
   6- حضرموت و المهره: ناحيه وسيعي در شرق عدن و در کناره درياست که صحراي " احقاف" در مجاورت آن بوده است. گويند حضرت هود در اين منطقه به خاک سپرده شده است.
   عربستان سعودي داراي آب و هواي بياباني خشک، گرم و ناملايم با دماي بسيار زياد در بخش هاي داخلي کشور و آب و هواي مرطوب و معتدل در طول سواحل مي باشد. زمين هاي موجود در اين کشور نيز عمدتاً بياباني و ماسه اي است.
   کشور عربستان از لحاظ موقعيت آب و هوايي به 5 قسمت تقسيم مي گردد:
   1- اقليم ساحلي يعني کرانه هاي واقع بر درياي سرخ و خليج فارس که در تابستان گرم و در زمستان بارانهاي زمستاني دارد.
   2- اقليم ارتفاعات غربي در حجاز مانند طائف که دماي آن درتابستان گرم و معتدل بود. زمستان خشک است و مانند مکه که تابستان گرم و زمستان پر باران دارد.
   3- اقليم عسر در جنوب شرقي قرار دارد و درياي آن بر حسب ارتفاع از دريا متفاوت است. در فصل تابستان معتدل است و در زمستان و تابستان بارندگي فراوان دارد.
   4- اقليم نجد که حرارت آن در تابستان زياد و شب هاي زمستان آن بسيار سرد است و باران نامنظم در آن مي بارد.
   5- اقليم شمالي دماي آن در تابستان معتدل و زمستان بسيار پايين است و شبها به 4 درجه زير صفر مي رسد.

موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 9:54 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
از مهمترين منابع معدني اين کشور مي توان به نفت، گاز طبيعي، کانسنگ آهن، طلا، مس، اورانيوم، بوکسيت، زغال سنگ، فسفات، تنگستن، روي و نقره اشاره نمود.
   از مهمترين صنايع کشور عربستان سعودي مي توان از توليد نفت خام، تصفيه(پالايش) نفت، گازهاي صنعتي، پلاستيک،کودشيميايي، مواد ساختماني، مواد شيميايي، محلول يا بخار آمونياک، هيدروکسيد سديم، سيمان، فلزات، تجهيزات کشتي ها و هواپيماهاي تجاري و... نام برد.
   گندم، جو، مرکبات، گوجه فرنگي، خربزه و هندوانه، خرما، گوشت گوسفند، جوجه مرغ، تخم مرغ و شير از مهمترين منابع کشاورزي اين کشور مي باشد.
   نفت مهمترين منابع و معادن کشور عربستان سعودي را تشکيل داده و ذخاير قطعي آن در سال 2005 بالغ بر 7/262 بيليون بشکه مي باشد. واحد پول آن ريال عربستان است. ميزان توليد ناخالص ملي در سال 2005، 136640000000 دلار امريکا مي باشد که 3/3% از بخش کشاورزي و 7/74% از بخش صنعت و 9/21% از بخش خدمات بدست مي آيد.
   ميزان توليد ناخالص ملي در کشور عربستان سعودي در سال 1996،136640000000 دلار، نرخ رشد واقعي توليدات صنعتي در سال2005 معادل 8/2%، قدرت خريد آن 12900 دلار و نرخ رشد واقعي توليد کالاها 5/6% است که در بخش کشاورزي 3/3%، در بخش صنعت7/74% و در بخش خدمات 9/21% مي باشد. نرخ تورم کشور عربستان سعودي در سال 2005 معادل 4/0%، نرخ سرمايه گذاري آن، 3/16% و ميزان بودجه آن 7/143 بيليون دلار مي باشند. ميزان ذخاير طلا و ارز خارجي در کشور عربستان سعودي در سال 2005، 55/30 بيليون دلار و ميزان وام خارجي اين کشور در سال 2005، 55/34 بيليون دلار برآورد شده است. واحد پول اين کشور، ريال عربستان سعودي(SAR) است که 1 دلار معادل 75/3 ريال عربستان مي باشد.
   توليد نفت و مواد نفتي در اين کشور در سال 2005، 475/9 ميليون بشکه در هر روز و مصرف آن 775/1 ميليون بشکه در هر روز ذکر شده است. صادرات مواد نفتي عربستان سعودي در سال 2003، 92/7 ميليون بشکه در هر روز و واردات آن 0 در هر روز ارزيابي شده است. ذخاير مواد نفتي در عربستان سعودي تا سال 2005، 7/262 بيليون بشکه برآورد شده است.
   توليد گاز طبيعي در کشور عربستان سعودي در سال 2003، 06/60 بيليون متر مکعب، مصرف آن 06/60 بيليون متر مکعب، صادرات گاز در سال 2003، 0 و واردات آن در همان سال 0 برآورد شده است. ذخاير قطعي گاز طبيعي در عربستان سعودي تا سال 2005، 544/6 تريليون بشکه برآورد شده است.
   صادرات محصولات عربستان سعودي در سال 2005، به ميزان165 بيليون دلار بوده است که 90% آن نفت و محصولات نفتي بوده است و 2/18% به آمريکا، 9/14% به ژاپن، 5/9% به کره جنوبي،1/6% به چين، 5/4% به تايوان و 1/4% به سنگاپور مي باشد.
   واردات عربستان سعودي در سال 2005، 93/44 بيليون دلارتخمين زده شده است که از جمله مهمترين آنها مي توان به تجهيزات و ماشين آلات، وسائط نقليه، خواروبار، منسوجات و مواد شيميايي اشاره نمود که عمدتاً از کشورهاي امريکا (3/15%)، ژاپن (8/9%)، آلمان (1/8%)، چين (6/6%) و انگلستان (7/5%) صادر مي شود.
   نيروي کار اين کشور در سال 2005 بالغ بر76/6 ميليون نفر است که 12% آن در بخش کشاورزي و 25% در بخش صنعت و 63% در بخش خدمات مشغول کار هستند. نرخ بيکاري در اين کشور 13% مي باشد.
   عربستان سعودي کشوري داراي اقتصاد بر پايه صنعت نفت و کاني ها است و دولت اين کشور به شدت فعاليت هاي اقتصادي آن را کنترل مي کند. عربستان سعودي 25% مخازن نفت خام جهان را به خود اختصاص داده و بزرگترين صادر کننده نفت جهان است و نقش مهمي را در سازمان اپک OPEC بازي مي کند.
   نفت خام، 75% بازده بودجه و 45% توليد کالاهاي مصرفي کشور و 90% درآمد صادرات را به خود اختصاص مي دهد. در حدود 40% توليد کالاهاي مصرفي کشور از بخش خصوصي تامين مي شود. بيش از 5/5 ميليون کارگر خارجي در بخش اقتصاد عربستان به خصوص در بخش نفت استخدام شده اند.
   دولت با تشويق بخش خصوصي باعث کاهش وابستگي به نفت، افزايش فرصت هاي شغلي براي جمعيت رو به رشد عربستان و جذب سرمايه گذاري خارجي مي شود. عربستان در سال 2005 بعد از سالها مذاکره به حق وتو WTO دست يافت.
   با کسب درآمدهاي نفتي بالا، دولت قادر به افزايش بودجه، بالا بردن سطح آموزش شغلي، افزايش کيفيت آموزش و پرورش، افزايش حقوق و... مي باشد.
موضوعات مرتبط: مباحث سیاسی و اقتصادی کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 9:35 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
   
   عربستان سعودى با مساحت 5/21 ميليون کيلومتر مربع از شمال با اردن، عراق و کويت، از جنوب شرقى با جمهورى دموکراتيک يمن و از شمال شرقى با قطر و امارات متحد عربى هم مرز است. اين کشور مرزى طولانى با درياى سرخ و مرز کوتاه ترى با خليج فارس دارد. بخش وسيعى از اين کشور را بيابان هاى غيرزراعى تشکيل مى دهد. جمعيت کنونى عربستان حدود 22 ميليون نفر است که 85 درصد آن سنى و 15 درصد بقيه شيعه هستند. پايتخت عربستان رياض و مرکز ادارى آن، جده است.

موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 9:33 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 

عربستان پس از ظهور اسلام از جنبه های معنوی و سیاسی برخوردار شده تاکنون در زمرة حکومتهای مسلمان بوده است. در دوران به قدرت رسیدن دولت عثمانی، قسمتهایی از آن بخصوص نواحی شرقی جزء قلمرو آن حکومت قرار گرفت. با شکست عثمانی در جنگ جهانی اول و تسلط “عبدالعزیز بن سعود“ بر سراسر خاک عربستان (به کمک جنبش وهابی)، طبق پیمانی که در سال 1927 بین بریتانیا که در عربستان نفوذ داشت و ابن سعود امضاء گردید، کشور عربستان سعودی به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته شد.

حکومت این کشور سلطنتی و در سیطره آل سعود و قوه مقننه آن از یک مجلس شوری تشکیل تشکیل یافته است.
زبان و خط رسمی این کشور عربی است.
عربستان دارای غنی ترین منابع نفت جهان و همچنین حاوی بسیاری از معادن و منابع زیر زمینی است.
از شهرهای مهم آن می توان
جده، مکه، مدینه، طائف، ظهران و هفوف را نام برد. پایتخب آن نیز ظهران می باشد.

عربستان دارای چندین بندر مهم نیز هست :
1- بندر جَدّه 2- بندر ظهران 3-
یَنبُع 4- حقل 5- جیزان 6- دمام 7- رأس تنوره 8- سعود 9- قطیف 10- جبیل 11- عقیر.

منابع:
اطلس کامل گیتاشناسی / معجم البلدن ج 2/ تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه ص 28/473

موضوعات مرتبط: تاریخ کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 9:7 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 

عربستان کشوری است که در شبه جزیره عربستان در جنوب غربی آسیا قرار دارد. این مملکت؛000/240/2 کیلومتر مربع مساحت سیزدهمین کشور جهان محسوب می شود.
عربستان از جنوب با کشور
یمن، از شرق با عمان و امارات متحده عربی، از شمال، عراق و اردن و از سمت غرب با دریای سرخ همسایه است.
بلندترین قلّه آن در رشته کوههای غربی، 3120 متر ارتفاع دارد و “ رأس الصبح“ نامیده می شود.

همانطور که ذکر شد این کشور در شبه جزیره عربستان جای دارد و 80% آنرا گرفته است. شبه جزیره عربستان با 000/000/3 کیلومتر مربع، وسیعترین شبه جزیره جهان محسوب می شود و از سه طرف، دریاهای سرخ، دریای عرب (درجنوب)،
خلیج عدن، دریای عمان و خلیج فارس و مدیترانه احاطه شده است.

حداکثر طول شبه جزیره 2500 کیلومتر و حداکثر عرض آن ما بین دریای سرخ و خلیج فارس 1000 کیلومتر می باشد. جغرافیدانان شبه جزیره عربستان یا جزیرة العرب را به شش قسمت تقسیم کرده اند :

1- تهامه: به قسمت غربی کوههای سراة که از شمال به جنوب جزیرة العرب به موازات دریای سرخ کشیده شده، تهامه گفته می شود. از آن رو تهامه گفته اند که حرارت آن زیاد و باد آن کم است. مکّه و نیمی از مدینه را جزو تهامه دانسته اند.

2- حجاز: به قسمت شرقی کوههای سراة و حد فاصل بین ارتفاعات نجد و شرق تهامه گفته شده که به شمال یمن منتهی می شود. حجاز از “حَجَزَ “ به معنای مانع است، چون بین تهامه و نجد مانع ایجاد کرده، آن را حجاز گفته اند. شهر طائف و نیمی از مدینه در حجاز قرار دارد.

3- نجد: ناحیه ای است مرتفع که پس از حجاز و میان یمن، صحرای سماده، عروض و عراق واقع بوده و چون از سایر نواحی مرتفع تر است آن را نجد نامیده اند. نجد قسمت مرکزی عربستان را تشکیل می دهد و ریاض پایتخت این کشور در آن قرار دارد.

4- عین: در جنوب حجاز و
نجد، یعنی در منتهی الیه جنوب غربی شبه جزیره واقع و از حاصلخیز ترین نقاط شبه جزیره به شمار می رود. این منطقه از سمت شرق با حَضرَ موت و دریای عمان همسایه است.

5- عروض: شامل “ یمامه، عمان، بحرین و اصاء“ است. از این روز “ عروض“ نامیده اند که میان نجد، یمن و عراق، فاصله ایجاد کرده است.

6- حضرموت و المهره: ناحیه وسیعی در شرق عدن و در کناره دریاست که صحرای “ احقاف“ در مجاورت آن بوده است. گویند حضرت هود در این منطقه به خاک سپرده شده است.

بیابانها و صحراهای شبه جزیره عربستان

1- بادیه اشام: در شمال شبه جزیره قرار گرفته است.

2- صحرای نَفود: صحرایست وسیع، شنهای نرم و سرخ که وسعت آن به هفتاد هزار کیلومتر مربع می رسد. این صحرا بین “ جوف، جبل شَمَّر و نجد“ قرار دارد.

3- صحرای الدَّهناء: این صحرا از شمال شرقی به جنوب شرقی عربستان امتداد دارد و در شمال حضرموت، میان الربع الخالی و نفود واقع به صحرای سرخ نیز معروف است. کویری بی کران و بسیار صعب العبور که پای هیچ کس به آن رسیده است.

4-الربع الخالی در قسمت جنوب شرقی شبه جزیره، کویر بسیار وسیعی به نام “ الربع الخالی“ وجود دارد که تمام قسمت جنوب و جنوبی عربستان را به استثنای سواحل
عمان قرار گرفته است. وسعت این صحرا به “پانصد هزار کیلومتر مربع“ می رسد و از بزرگترین صحراهای شنی جهان است.

5- صحرای احقاف: به صحراهای واقع در شمال شرقی “
حضرموت“ در شرق یمن و “دهنای جنوبی“ گفته می شود. گویند حادثة تاریخی سورة احقاف یعنی هلاکت قوم عاد در این منطقه رخ داده است.

تمدن و ادیان عربستان

قسمتی از عربستان که به عربستان سعید یا خوشبخت (arabia Eelix) معروف است، از متمدن ترین قسمتهای جزیرة العرب و حتی جهان محسوب می شود که از هزاره اول قبل از میلاد دارای تمدن با شکوهی بوده است.

عربستان سعید در منتهی الیه جنوب شبه جزیره قرار دارد و دارای موقعیتی مثلثی شکل است که با کشیدن خطی فرضی از جیزان (در ساحل دریای سرخ و عرب) به حضر موت (کنار دریای عرب در شرق) ایجاد می شود. دراین قسمت دولتهای معینیان، قَتَبان، سبا (که در قرآن از آن یاد شده است)، حضرموت، حمیریان و حبشیان یکی پس از دیگری به حکومت رسیده و آخرین دولت آن مقارن ظهوراسلام “دیلمیان“ دست نشاندة دولت ساسانی ایران بودند.

قسمتهای دیگر شبه جزیره عربستان که از حیث تاریخی عربستان صخره ای و عربستان صحرایی مشهورند، چنین تمدنهایی نداشته اند در شبه جزیره عربستان اعراب مختلفی زندگی می کردند که بنا بر محل اقامت و تاریخشان به اعراب مستعربه، اعراب عاربه، اهل وبر، اهل مَدَر تقسیم می شوند.

در شبه جزیره عربستان ادیان مختلفی مورد پرستش بود مانند: پرستش ارواح و مظاهر طبیعت، دین یهود، مسیحیت، زرتشتی گری، بت پرستی. حنفا (پیرو دین ابراهیم بودن). بیشتر از همه ادیان در قبل از اسلام بت پرستی دراین منطقه رواج داشت.
فرهنگ مردم عربستان در مقایسه، با ملل دیگر بسیار پایین بود و افراد باسواد آن انگشت شمار بودند.

آب و هوای عربستان

بنا برآنچه گفته شد کشور عربستان از لحاظ موقعیت آب و هوایی به 5 قسمت تقسیم می گردد:

1- اقلیم ساحلی: یعنی کرانه های واقع بر
دریای سرخ و خلیج فارس که در تابستان گرم و در زمستان بارانهای زمستانی دارد.

2- اقلیم ارتفاعات غربی در حجاز: مانند طائف که دمای آن درتابستان گرم و معتدل بود. زمستان خشک است و مانند مکه که تابستان گرم و زمستان پر باران دارد.

3- اقلیم عسر: در جنوب شرقی قرار دارد و دریای آن بر حسب ارتفاع از دریا متفاوت است. در فصل تابستان معتدل است و در زمستان و تابستان بارندگی فراوان دارد.

4- اقلیم نجد: حرارت آن در تابستان زیاد و شب های زمستان آن بسیار سرد است و باران نامنظم در آن می بارد.

5- اقلیم شمالی: دمای آن در تابستان معتدل و زمستان بسیار پایین است و شبها به 4 درجه زیر صفر می رسد.


منابع:
اطلس کامل گیتاشناسی / معجم البلدن ج 2/ تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه ص 28/473

موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 9:5 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 


موضوعات مرتبط: گنجینه عکس
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 8:53 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 مدینه (مدینة النبی)یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان سعودی، در شمال شرقی مکه در ناحیه حجاز است و تا مکه 450 کیلومتر فاصله دارد.
نام اصلی این شهر «یثرب» بود ولی پس از
هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به این شهر، «مدینة النبی» یا «مدینه طیبه» یا صرفا «مدینه» خوانده شد. غیر از این چند نام، برخی مورخین برای این شهر، نزدیک به صد نام ذکر کرده‌اند.
این شهر دومین شهر بزرگ و مقدس اسلامی است و قبر مطهر پیامبر گرامی اسلام و عده ای از اهل بیت و یاران او در آن قرار دارد. در
قبرستان بقیع این شهر نیز چهار تن از امامان (امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام باقر، امام صادق علیهم السلام) و، بنا بر روایتی،‌ حضرت فاطمه زهرا مدفون‌اند. پیامبر اکرم مکه را حرم خدا و مدینه را حرم رسول الله شمردند.
پیش از اسلام، قبیله‌های
اوس، خزرج -از قبایل عرب جنوب جزیرة العرب- و سه قبیله یهودی بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه در این شهر می‌زیستند.
مدینه نسبت به مکه بسیار آبادتر و دارای زمین‌های حاصلخیز و آب نسبتاً کافی است.

پیش از هجرت رسول خدا، مردم این شهر به
کعبه احترام می‌گذاشتند و هر سال برای طواف آن و عبادت بت‌ها به مکه می‌آمدند؛ تا اینکه آوازه ظهور و بعثت پیامبر به آنان رسید. در سال 12 بعثت، دوازده نفر از مردم یثرب اسلام آوردند و پیامبر اکرم مصعب بن عمیر را برای آموزش احکام دین و تبلیغ اسلام با آنان همراه کرد.
در سال 13 بعثت 75 تن از مسلمانان یثرب در ایام حج در
عقبه منی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیمان بستند، و از آن پس بر تعداد مسلمانان یثرب افزوده شد و زمینه هجرت مسلمانان و در نتیجه هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به این شهر فراهم شد.

مردم مدینه که به
انصار مشهور شده بودند، با جان و مال خود از پیامبر و آرمان های او دفاع کردند و در تمامی نبردهای اسلامی، از جمله بدر، احد، خندق، فتح مکه و جنگ حُنین در دفاع از اسلام شمشیر زدند.
مدینه دارای مکان‌های مقدسی است که از آن میان می‌توان به
مسجد النبی، قبرستان بقیع و مقبره شهدای احد اشاره کرد.


منابع:
آثار اسلامی مکه و مدینه، ‌جعفریان، ‌ص 111؛ فرهنگ معین، ج 6


موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ دوشنبه هجدهم تیر 1386 ] [ 8:46 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 

آداب ورود به مكّه
الف ـ احرام
79 ـ امام باقر عليه السّلام
ـ در پاسخ محمد بن مسلم كه پرسيد: «آيا كسى مى تواند بدون احرام وارد مكه شود؟» فرمود: نه، مگر بيمار ، يا كسى كه اسهال[5] دارد.

80 ـ امام صادق عليه السّلام : خداوند مسجد الحرام را به خاطر كعبه، حرام قرار داد و حرم را به خاطر مسجد الحرام و احرام را به خاطر حرم واجب كرد.

81 ـ امام كاظم عليه السّلام : هركس از مكّه به اندازه ده ميل فاصله داشته باشد، جز با احرام وارد آن نشود.

ب ـ غسل
82 ـ ابن عمر:
پيامبر براى ورود به مكّه، در «فخّ» غسل كرد.

83 ـ حلبى: امام صادق عليه السّلام به ما دستور داد پيش از آن كه داخل مكه شويم، در فخّ غسل كنيم.

84 ـ امام صادق عليه السّلام : هرگاه به حرم رسيدى ـ ان شاء الله ـ هنگام ورود، غسل كن و اگر جلوتر رفتى در «بئر ميمون» يا فخّ يا در منزل خود در مكّه غسل كن.

85 ـ امام صادق عليه السّلام : خداوند به حضرت ابراهيم عليه السّلام فرمان داد، تا حج گزارد و اسماعيل را هم همراه خود حج دهد و او را ساكن حرم سازد. هر دو به آهنگ حرم بر شترى سرخ سوار شدند، در حالى كه جز جبرئيل همراهشان نبود. چون به حرم رسيدند، جبرئيل به او گفت: اى ابراهيم! فرود آييد و پيش از آن كه وارد حرم شويد، غسل كنيد. آن دو فرود آمدند و غسل كردند.

86 ـ امام صادق عليه السّلام : خداوند در كتابش مى فرمايد: «خانه ام را براى طواف كنندگان و پرستشگران و راكعان و ساجدان، پاك كنيد». پس سزاوار است كه بنده جز با پاكى وارد مكّه نشود، عرق خود را شسته و آلودگى را زدوده، غسل كند.

ج ـ تواضع و خشوع
87 ـ معاوية بن عمار
از امام صادق عليه السّلام چنين روايت كرده است كه فرمود: هر كس با آرامش وارد مكه شود، آمرزيده مى شود. پرسيدم: «چگونه با آرامش وارد آن شود؟» فرمود: بدون حالت تكبّر و غرور وارد شود.

88 ـ اسحاق بن عمار روايت مى كند كه امام صادق عليه السّلام فرمود: هيچ كس با آرامش وارد مكه نمى شود، مگر آن كه آمرزيده شود. گفتم: آرامش و سكينه چيست؟ فرمود: «اينكه تواضع كند».

89 ـ ابان بن تغلب: با امام صادق عليه السّلام در بين راه مكّه و مدينه همسفر بودم. چون به حرم رسيد، فرود آمد و غسل كرد و كفشهايش را در دستان خود گرفت. سپس پابرهنه به حرم وارد شد. من نيز مانند او كردم. فرمود: اى ابان! هر كه از روى تواضع در برابر خدا آنگونه عمل كند كه من كردم، خداوند صد هزار گناه از او محو مى كند، صد هزار حسنه براى او مى نويسد و صد هزار درجه براى او بنا مى نهد و صد هزار حاجت از او بر مى آورد.

90 ـ امام صادق عليه السّلام : بنگريد هرگاه يكى از شما به وادى مكّه سرازير شد، جامه هاى كهنه خويش را بپوشيد، چرا كه هيچ كس نيست كه به وادى مكّه فرود آيد و در دلش هيچ كبرى نباشد مگر آن كه آمرزيده شود.

د ـ ورود از بالاى آن
91 ـ عايشه:
چون پيامبر به مكّه آمد، از بالاى آن وارد شد و از پايين و جنوب آن خارج گشت.

92 ـ امام صادق عليه السّلام ـ در وصف حج پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ، فرمود ـ : پيامبر از بالاى مكه از عقبه و گردنه مدنى ها وارد شد و از پايين مكه از ذى طوى، بيرون شد.

93 ـ يونس بن يعقوب: به امام صادق عليه السّلام گفتم: «از كجا وارد مكّه شوم، در حالى كه از مدينه آمده باشم؟» فرمود: از بالاى مكه وارد شو. و هرگاه كه به قصد مدينه خارج شدى، از پايين مكه بيرون شو.


آداب خروج از مكّه

الف ـ صدقه دادن
94 ـ امام صادق عليه السّلام :
هرگاه خواستى از مكّه بيرون شوى، يك درهم خرما بخر و آن را مشت مشت، صدقه بده، اين كفّاره گناهان تو در احرام و مدّت اقامتت در مكّه خواهد بود.

ب ـ خروج از پائين آن
95 ـ ابن عمر:
پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله از راه مسجد شجره از مدينه بيرون مى رفت و از راه معرّس[6] وارد مى شد. و هرگاه وارد مكّه مى شد، از بلندىِ شمال وارد مى شد و از بلندى پايين خارج مى گشت.


پانوشت ها


(1) اعراف، آيات 54 ـ 56 .
(2) شكل حرم مربّع نيست ومنظور اين است كه مساحت حرم به اندازه مربّعى است كه ضلعش يك بريدباشد.
(3) هر ميل در حدود 1800 متر است .
(4) صاحب جواهر الكلام به نقل از سروجى فاصله حدّ طريق طائف را هفت ميل ذكر مى كند ونووى رأى جمهور علما را همين مى داند .
(5) در متن حديث «مَنْ بِهِ بَطَن» آمده است كه به معناى كسى است كه درد دل، اسهال، ناراحتى شكم ...دارد.
(6) معرّس جايى است كه آخر شب، افراد براى استراحت فرود مى آيند. استراحتگاه ذى الحُليفَه به اين نام ناميده شده، چون پيامبر در آن جا فرود آمد، نماز صبح را آن جا خواند، سپس حركت كرد.
موضوعات مرتبط: قرآن وحدیث
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 12:33 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]


76 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : جبرئيل، آدم را از صفا و حوّا را از مروه فرود آورد و در خيمه اى آن دو را جمع كرد. ستون خيمه از ياقوت سرخ بود. روشنايى و فروغ آن، كوه هاى مكه و اطراف آن را روشن ساخت، تا هرجا كه نور آن ستون گسترش يافت، خداوند آن جا را حرم قرار داد. پس امروز محدوده حرم جاهايى است كه فروغ ستون به آن جا رسيد. خداوند به احترام آن خيمه و ستون، آن را حرم قرار داده، چرا كه آن ها از بهشت اند.

77 ـ امام باقر عليه السّلام : خداوند چهار فرسخ در چهار فرسخ از حرمش را، حرام كرد كه گياهش را بچينند و درختش را قطع كنند. مگر درختِ اِذخر را.

78 ـ احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى: از امام رضا عليه السّلام درباره حرم و محدوده آن پرسيدم و اين كه چرا محدوده آن برخى نزديكتر و برخى دورتر است. حضرت فرمود: خداوند چون آدم عليه السّلام را از بهشت فرود آورد، او را بر كوه ابو قبيس فرود آورد. آدم از احساس وحشت و از اين كه آن چه را در بهشت مى شنيد، نمى شنود، به پروردگارش شكايت كرد. خداوند ياقوت سرخى را فرود آورده در محلّ كعبه قرار داد. آدم بر گرد آن طواف مى كرد و نور آن تا محدوده حرم مى رسيد. حدّ و حريم آن نشانه گذارى شد، خداوند هم آن را حرم قرار داد.
توضيحى پيرامون حدود حرم
حدود حرم در روايات و اقوال علما يك بريد در يك بريد تعيين شده است و چون هر بريد چهار فرسخ شرعى است ، مساحت تقريبى حرم شانزده فرسخ مربع مى شود[2] اين مساحت كه اندكى از مكّه بزرگتر است، به عنوان حرم امن الهى شناخته مى شود و احكام ويژه اى دارد .
در تعيين حدود حرم از هر طرف شهر مكّه، گفته هاى گوناگونى وجود دارد كه مشهورترين و مقبولترين آن ها ، حدود حرم را اين گونه بيان مى دارد :
از طريق مدينه به فاصله سه ميلى[3] مكّه ، اندكى پيش از تنعيم ، از طريق يمن به فاصله هفت ميل در طرف اضاة لبن ، از طريق جدّه در منقطع الأعشاش به فاصله ده ميل ، از طريق طائف در راهى كه از «عرفه» و داخل «نمره» مى گذرد به فاصله يازده ميل[4] ، از طريق عراق برگردنه «خلّ» در كوه «مقطع» به فاصله هفت ميل و از طريق جعرانه در درّه آل عبدالله بن خالد، به فاصله نُه ميل .
البته اين فاصله ها تقريبى است و برخى از مدقّقين فاصله دقيق اين حدود را تا ديوار مسجد الحرام نيز محاسبه كرده اند و به ذراع بيان نموده اند كه مقدارى با اندازه هاى فوق متفاوت مى باشد ، به طور مثال فاسى در بيان محدوده حرم از جهت طائف از راه عرفه مى گويد : «از ديوار بنى شيبه تا علمين كه نشانه حد حرم هستند، از طرف عرفه سى و هفت هزار و هفده ذراع كوچك (فاصله سر انگشت تا آرنج) است».
شناخت و تحديد حدود حرم بسيار مهم و در احكام فراوانى دخيل مى باشد و به علّت وجود أنصابى كه از هر طرف به عنوان علامت بنا شده است، تشخيص آن در عمل آسان مى باشد .
اين انصاب در همه سو به جز سمت جدّه و جعرانه به دست حضرت إبراهيم خليل عليه السّلام و به راهنمائى جبرئيل عليه السّلام نصب گشته و در طول تاريخ بارها تجديد شده است و از جمله تجديد كنندگان آن ها ، حضرت إسماعيل عليه السّلام و قصيّ بن كلاب و حضرت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مى باشند . بعدها نيز خلفا مكرّراً آن ها را تجديد مى كرده اند .
تحقيقات ميدانى در عصر حاضر نشان مى دهد كه اين علائم هنوز پا بر جا هستند و انصاب و حدود شش گانه ، تنها حدّ حرم در راه هاى ورودى را تحديد مى كنند و انصاب و حدود همه حرم بسيار بيشتر است .


موضوعات مرتبط: قرآن وحدیث
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 12:28 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

الف ـ احترام
ايمنى هر ترسانى كه وارد آن شود
قـرآن

«وآنگاه كه ابراهيم عليه السّلام گفت: پروردگارا! اين را شهرى ايمن قرار بده و مردم آن را از ميوه ها روزى عطاكن، آنان را كه به خدا وروز واپسين ايمان آورند. (خداوند) گفت: وهركس كفر ورزد، اندكى او را برخوردار مى كنم، سپس او را گرفتار عذاب دوزخ مى سازم و بد سرانجامى است».
«در آن نشانه هايى روشن و روشنگر است؛ مقام ابراهيم و هر كس وارد آن شود ايمن خواهد بود . و براى خداست بر مردم آهنگ آن خانه، هر كس كه راهى به سوى آن داشته باشد و هر كس ناسپاسى كند، همانا خداوند از جهانيان بى نياز است».
«آيا نديدند كه ما حرمى ايمن قرار داديم، در حالى كه مردم از اطرافشان ربوده مى شوند؟ پس آيا به باطل ايمان مى آورند و به نعمت خدا ناسپاسى مى كنند؟»
«سوگند به انجير و زيتون و طور سينا و سوگند به اين شهر امن».

حديـث
23 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
هر كس انسانى را بكشد يا گناهى كند، سپس به حرم پناه آورد، ايمن است. تا وقتى در حرم است، از او قصاص نمى شود، دستگير و اذيّت نمى شود، به او پناه داده نمى شود و به او غذا و آب داده نمى شود، با او داد وستد نمى شود، نه مهمان مى كند ونه مهمان مى شود.

24 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : آگاه باشيد ، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر كسى كه در اسلام، چيزى پديد آورد (وجنايتى كند)، يعنى در محدوده حِلّ، جرمى مرتكب شود و آنگاه به حرم پناهنده شود. پس كسى او را پناه ندهد و يارى نكند و مهمان نكند تا آن كه از حرم به حِلّ بيرون آيد، آنگاه بر او حدّ جارى شود.

25 ـ محمد بن مسلم: از امام باقر عليه السّلام درباره اين آيه پرسيدم «ومن دخله كانَ آمِناً؛ و هر كس وارد مكه شود ايمن است». فرمود: هر هراسناكى در آن ايمن است، تا وقتى كه حدّى از حدود الهى كه بايد اجرا شود بر گردن او نباشد. گفتم : پس آيا هر كه با خدا و رسولش بجنگد و در زمين فساد كند، در آن جا ايمن است؟ فرمود: او همچون كسى است كه در راه كمين مى كند وگوسفند يا چيزى را مى ربايد، امام هرگونه كه بخواهد با او رفتار مى كند.

26 ـ امام صادق عليه السّلام ـ در پاسخ حلبى كه درباره سخن خداوند «هر كه وارد آن شود ايمن است» پرسيده بود ـ : هرگاه كسى در غير حرم جنايتى مرتكب شود، سپس به حرم بگريزد. هيچ كس حق ندارد او را در حرم دستگير كند، ولى از بازار رفتن و داد و ستد و خوراك و آشاميدنى او را منع مى كنند و با او حرف نمى زنند. وقتى چنين كنند، اميد است كه از حرم بيرون آيد و دستگير شود. و اگر در حرم جنايتى كند، در حرم بر او حدّ جارى مى شود، چرا كه او حرمت حرم را نگاه نداشته است.

27 ـ معاوية بن عمّار: از امام صادق عليه السّلام درباره مردى پرسيدم كه فردى را در حِلّ كشته، سپس وارد حرم شده است. حضرت فرمود: او را نمى كشند و غذا و آب به او نمى دهند، با او داد و ستد نمى كنند و پناهش نمى دهند، تا از حرم بيرون آيد، آنگاه حدّ بر او جارى مى شود. گفتم: درباره مردى كه در حرم مرتكب قتل و دزدى شده، چه مى گوييد؟ فرمود: درحرم با ذلّت بر او حدّ جارى مى شود چرا كه او حرمتى براى حرم نديده با آن كه خداوند فرموده است: «هركس به شما تعدّى كرد، به او همانگونه تعدّى كنيد كه او به شما تعدّى كرده است»؟ فرمود: اين آن جاست كه در حرم باشد، در قرآن است: «هيچ تجاوزى نيست مگر بر ستمكاران».

ايمنى حيوانات وحشى و پرندگان در مكّه
28 ـ عبدالله بن سنان از امام صادق عليه السّلام
درباره اين آيه كه «هر كه وارد آن شود ايمن است»، پرسيد: «خداوند، حَرَم را قصد كرده است يا كعبه را؟» فرمود: هر كس از آدميان به صورت پناهنده وارد حرم شود، از خشم خدا ايمن
است و هر حيوان وحشى و پرنده اى وارد آن شود، ايمن از آن است كه مورد هجوم يا آزار قرار گيرد، تا آن كه از حرم بيرون رود.

29 ـ از امام صادق عليه السّلام درباره پرنده اى اهلى كه زنده وارد حرم كرده اند، پرسيدند. حضرت فرمود: دست به آن نزنند، چون خداى متعال مى فرمايد: «هر كه داخل حرم شود، ايمن است».

30 ـ محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام درباره آهويى پرسيد كه وارد حرم شده است. فرمود: آن را نگيرند و دست به آن نزنند. خداوند مى فرمايد: «هر كه داخل حرم شود، ايمن است».

آن چه در مكه حرمت ندارد
31 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
پنج حيوان است كه در حرم كشته مى شود: موش، عقرب، كلاغ، زاغ و سگ هار.

32 ـ امام صادق عليه السّلام : در حرم و در حال احرام چند حيوان كشته مى شود: افعى، مارِ بد (و خطرناك)، عقرب و موش كه فاسقك است. كلاغ و زاغ هم با سنگ، رانده مى شود. اگر دزدان متعرض تو شوند، دفاع كن.

33 ـ امام صادق عليه السّلام : كشتن كك، شپش و پشه در حرم، اشكالى ندارد.

نكته
از كارهاى حرام در حرم، كشتن و صيد حيوان است، ولى حيوانات فراوانى از اين حكم، استثنا شده اند كه نام آن ها را مى آوريم و شرح و بسط احكام آن را به محلّ خود در كتاب هاى فقهى ارجاع مى دهيم. اين حيوانات عبارت اند از:
همه مارهاى بد، عقرب، موش، مورچه، پشه، شپش، كك، حيوانات درنده و پرندگان شكارى. برخى روايات، دزدى را كه به دارايى مردم و آبروى آنان دستبرد مى زند از جمله همين بى حرمتان مى دانند و مى توان آن را يك قاعده عمومى دانست، يعنى هر چه بر انسان دست مى يازد و تجاوز مى كند، حكم حرمت حرم از او برداشته مى شود، پوشيده نماند كه سر بريدن چهار پايان حلال گوشت جهت تأمين خوراك، جايز است.

ب ـ آن چه انجامش در مكه، حرام است
شكستن امنيّت
قـرآن

«و آنان (مشركان) را هر جا يافتيد، بكشيد و از همان جا كه بيرونتان كردند، بيرونشان كنيد. و فتنه، شديدتر از كشتن است و با آنان كنار مسجدالحرام نجنگيد تا آن كه آنان با شما در آن جا بجنگند. پس اگر آنان با شما جنگيدند، آنان را بكشيد. كيفر كافران اينگونه است».

حديـث
34 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
ـ در روز فتح مكّه ـ : خداوند روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، مكّه را حرام ساخت و تا برپايى قيامت نيز حرام است و براى هيچ كس پيش از من حلال نشده و براى احدى پس از من نيز حلال نخواهد شد و براى من جز ساعتى از يك روز، حلال نشده است.

35 ـ عمرو بن سعيد، گروههايى را به مكّه اعزام مى كرد. ابو شريح به او گفت: اى امير! اجازه بده سخنى را از قول پيامبر صلّى الله عليه و آله در فرداى روز فتح مكّه برايت بازگويم. دو گوشم شنيد و با قلبم دريافتم و دو چشمم ديد هنگامى كه پيامبر آن سخن را گفت. پس از حمد و ثناى خدا فرمود: مكه را خداوند حرام كرده، ولى مردم حرامش ندانستند! براى هيچ كس كه به خدا وقيامت ايمان دارد حلال نيست كه در آن، خونى بريزد و درختى را قطع كند. پس اگر كسى در پى رخصت بود وبه جنگ پيامبر صلّى الله عليه و آله در مكه استنادكرد،بگوييد: خداوند به پيامبرش اجازه داد و به شما اجازه نداده است. همانا خداوند تنها يك ساعت از يك روز را در آن به من اجازه داد. سپس احترام امروزش مثل احترام ديروز بازگشت. (اين سخن را) حاضر به غايب برساند!

36 ـ امام على عليه السّلام : با شمشيرها به سوى حرم بيرون نرويد و هيچ يك از شما در حالى كه در برابرش شمشير است نماز نخواند، چرا كه قبله، ايمن است.

37 ـ ابوبصير : از امام صادق عليه السّلام درباره كسى پرسيدم كه مى خواهد به مكه يا مدينه، برود، آيا همراه داشتن سلاح براى او مكروه است؟ فرمود: اشكالى ندارد كه سلاح از شهر خود بيرون ببرد، ولى وقتى وارد مكه
مى شود، آن را آشكار نسازد.

38 ـ امام صادق عليه السّلام : سزاوار نيست كه سلاح وارد حرم كند، مگر آن كه آن را در كيسه اى بگذارد يا با پيچيدن آن در چيزى، پنهانش كند.

ورود غير مسلمان
قـرآن
«و ما خانه (خدا) را براى مردم جايگاه تجمّع و ايمن قرار داديم و از «مقام ابراهيم»، جايگاه نماز برگزينيد. و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براى طواف كنندگان و معتكفان (براى عبادت) و راكعان و ساجدان پاك سازيد».
«اى آنان كه ايمان آورده ايد! يقيناً مشركان نجس اند. پس از اين سال، به مسجد الحرام نزديك نشوند و اگر از تهيدستى بيم داشتيد، خداوند اگر بخواهد، از فضل خويش بى نيازتان خواهد كرد. همانا خداوند، داناى حكيم است».

حديـث
39 ـ حنان:
به امام صادق عليه السّلام گفتم: «چرا به خانه خدا «بيت الله الحرام» گويند؟» فرمود: چون كه بر مشركين حرام است، وارد آن شوند.

40 ـ امام صادق عليه السّلام : ذمّيان (اهل كتاب در پناه حكومت اسلام) وارد حرم و سرزمين هجرت نشوند و از اين دو جا بيرون مى شوند.

41 ـ امام صادق عليه السّلام : درباره اين آيه كه «خانه ام را براى طواف كنندگان ومعتكفان و ركوع و سجود كنندگان پاك سازيد» فرمود: يعنى خانه خدا را از مشركان دور نگهداريم.

شكار و كندن درخت
42 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
ـ روز فتح مكّه ـ : اين شهرى است كه خداوند روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، حرمتش بخشيد و اين شهر، با حرمت خدا تا روز قيامت حرام است، نه خارَش چيده مى شود، نه شكارش رمانده مى شود، نه يافته شده اش برداشته مى شود، مگر كسى بخواهد اعلام
كند، (تا صاحبش پيدا شود) و گياهان تازه روييده اش چيده نمى شود. عبّاس گفت: يا رسول الله، جز گياهِ «اِذْخِر»، كه براى تزيين و براى خانه هايشان است. پيامبر فرمود: جز اِذخر.

43 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : گياه حرم چيده نمى شود، درخت آن و خار آن قطع نمى شود و شكارش رمانده نمى شود...، پس هر كه را ديديد كه گياه حرام را چيده يا درختش را قطع كرده يا شكارش را رمانده است، براى شما رواست كه ناسزايش بگوييد يا پشت او را ـ در حدّى كه در حرم حلال است ـ به درد آوريد.

44 ـ امام باقر عليه السّلام : خداوند حرام ساخته كه گياه حرمش چيده يا درخت آن قطع شود ـ مگر گياه اِذخرـ يا پرنده آن صيد گردد.

45 ـ امام صادق عليه السّلام : از درخت مكّه جز درخت خرما و درخت ميوه، كنده نمى شود .

46 ـ امام صادق عليه السّلام : هرچه كه در حرم مى رويد، بر همه مردم حرام است (چيدنش) مگر آن چه را خودت رويانده و كاشته اى.

ذبح شكار
47 ـ امام صادق عليه السّلام :
شكار را در حرم نبايد ذبح كرد، هر چند در بيرون حرم صيد شده باشد.

48 ـ شهاب بن عبد ربّه: به امام صادق عليه السّلام گفتم: با جوجه هايى كه از غير مكّه مى آورند سَحرى مى خورم. آن ها را در حرم ذبح مى كنند و با آن سَحرى مى خورم. حضرت فرمود: سحرىِ تو سحرى بدى است. آيا نمى دانى آن چه را زنده وارد حرم كنند، ذبح و نگهداشتن آن بر تو حرام است؟

49 ـ امام صادق عليه السّلام : در مكّه، جز شتر، گاو، گوسفند و مرغ، نبايد ذبح شود.

تملّك پيدا شده
50 ـ امام صادق عليه السّلام :
لُقَطه (چيز پيدا شده) دو گونه است: يكى آن چه كه در حرم پيدا شده است كه بايد تا يك سال اعلام كنى، اگر صاحبش را يافتى كه هيچ، و گرنه آن را صدقه مى دهى. يكى هم لُقطه غير حرم كه تا يك سال اعلام مى كنى، اگر صاحبش آمد به او مى دهى، وگرنه مى توانى براى خودت بردارى.

51 ـ محمّد بن رجاء ارجانى: به امام هادى عليه السّلام نوشتم: در مسجد الحرام بودم، دينارى ديدم. خم شدم كه بردارم، دينار ديگرى ديدم. سنگريزه ها را گشتم، دينار سوّمى يافتم، آن ها را برداشتم و اعلام هم كردم، صاحب آن ها يافت نشد. نظرتان در اين باره چيست؟ حضرت نوشت: آن چه را از قضيّه دينارها نوشتى، فهميدم. اگر نيازمندى، يك سوّم را صدقه بده و اگر توانگرى، همه را صدقه بده.

ج ـ آن چه در مكّه مكروه است
اقامت بيش از يك سال
52 ـ محمد بن مسلم
از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است: سزاوار نيست كه انسان در مكه يك سال بماند. گفتم: پس چه كند؟ فرمود: جاى ديگر برود.

53 ـ شيخ صدوق: از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه آن حضرت اقامت در مكه را پسنديده نمى دانست و اين به خاطر آن بود كه پيامبر صلّى الله عليه و آله را از اين شهر بيرون كردند. كسى كه مقيم مكّه شود، سنگدل مى شود تا آن كه در جاى ديگرى اقامت كند.

افراشتن ساختمان
54 ـ امام باقر عليه السّلام :
براى هيچ كس سزاوار نيست كه ساختمانى بالاتر از كعبه بسازد.

مطالبه بدهكار
55 ـ سماعة بن مهران
از امام صادق عليه السّلام پرسيد: مردى به من مالى بدهكار است. مدّتى از چشمم پنهان بود، تا اينكه او را در حال طواف كعبه ديدم. آيا مال خود را از او طلب كنم؟ حضرت فرمود: نه، به او سلام نده و هراسانش مكن، تا آن كه از حرم بيرون رود.

نكته
على بن بابويه فرموده است: اگر بدهكار را در حرم بيابد، جايز نيست كه از او مطالبه كند، مگر آن كه در حرم به او قرض داده باشد. علامه حلّى در «مختلف الشيعه» فرموده: به نظر من اگر قرض دادن در خارج حرم بوده، مطالبه آن در حرم كراهت دارد، ولى حرام نيست. شهيد در «دروس» فرموده: اگر بدهكار به حرم پناهنده شود، مطالبه از او حرام است. روايت دلالت دارد كه اگر بدهكار را در حرم يافت، مطالبه حرام است و قصد پناهندگى به حرم شرط آن نيست.

د ـ آن چه در مكّه سزاوار است
نماز
56 ـ امام على عليه السّلام :
نماز خواندن در مكه و مدينه، برابر با هزار نماز است.

57 ـ امام سجّاد عليه السّلام : هركس در مكّه هفتاد ركعت نماز بخواند و در هر ركعت «قل هو الله» و «انا انزلناه» و آيه سخره[1] و آية الكرسى را بخواند، جز به مرگِ شهادت، نخواهد مُرد و كسى كه در مكّه غذا بخورد، همچون روزه دار در شهرهاى ديگر است و يك روز روزه در مكّه برابر با روزه يك سال در جاهاى ديگر است و كسى كه در مكّه راه برود، در حال عبادت خداست.

58 ـ ابراهيم بن شيبه: به امام باقر عليه السّلام نامه نوشتم و از تمام خواندن نماز در حرم خدا و پيامبر پرسيدم. حضرت نوشت: پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله زياد نماز خواندن در اين دو حرم را دوست داشت پس تو نيز زياد نماز بخوان و تمام بخوان.

روزه
59 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
كسى كه ماه رمضان در مكّه باشد و همه آن ماه را روزه بگيرد و تا آن جا كه مى تواند نماز بخواند، خداوند براى او پاداش صد هزار رمضان در غير مكّه را مى نويسد و براى او هر روز يك حسنه و هر شب يك حسنه مى نويسد.

60 ـ امام سجّاد عليه السّلام : يك روز روزه در مكّه، برابر با روزه يك سال در جاى ديگر است.

ختم قرآن
61 ـ امام سجّاد عليه السّلام :
هر كس در مكه ختم قرآن كند، نميرد تا آن كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله را ببيند و جايگاهش را در بهشت بنگرد.

62 ـ امام باقر عليه السّلام : هر كس كه در مكّه از جمعه تا جمعه يا در كمتر يا بيشتر از آن ختم قرآن كند و پايان آن روز جمعه باشد، براى او پاداش و حسنات از اولين جمعه اى كه در دنيا بوده تا آخرين جمعه اى كه در دنيا خواهد بود، نوشته مى شود. اگر در روزهاى ديگر نيز ختم كند، همين طور است.

انفاق
63 ـ امام صادق عليه السّلام :
مكّه، حرم خدا و حرم پيامبر و حرم اميرالمؤمنين عليه السّلام است. نماز در آن صدهزار نماز است و يك درهم انفاق در آن برابر با صد هزار درهم است. مدينه نيز حرم خدا و رسولِ خدا و اميرالمؤمنين صلوات الله عليهما است، نماز در آن ده هزار برابر و يك درهم انفاق در آن ده هزار درهم است. كوفه هم حرم خدا و پيامبر واميرالمؤمنين عليهما السّلام است، نماز در آن همچون هزار نماز است و يك درهم انفاق در آن هزار درهم است.

هـ ـ آن چه براى اهل مكه سزاوار است
خالى گذاشتن مطاف براى طواف واجب
64 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
به اهل مكّه و مجاورين برسانيد كه طواف و حجر الأسود و مقام ابراهيم و صف اوّل را از روز بيستم ذى قعده تا روز خروج، براى حجّاج واگذارند.

65 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : اى فرزندان عبد مناف! از هيچ كس كه بخواهد بر گرد اين خانه طواف كند و نماز بخواند، در هر ساعتى از شب و روز كه بخواهد، جلوگيرى نكنيد.

66 ـ امام صادق عليه السّلام : طواف براى غير اهل مكّه، برتر از نماز است و براى اهل مكّه، نماز برتر است.

67 ـ حريز: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: «براى غير اهل مكه، يعنى مجاوران آن،
آيا طواف برتر است يا نماز؟» فرمود: براى مجاوران، طواف بهتر است، ولى براى اهل مكّه و ساكنان آن، نماز برتر از طواف است.

68 ـ احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى: از امام رضا عليه السّلام پرسيدم: براى ساكن مكّه، طواف افضل است يا نماز؟ فرمود: نماز.

69 ـ امام صادق عليه السّلام : كسى كه يك سال در مكّه اقامت كند، طواف براى او برتر از نماز است. كسى كه دو سال ساكن مكّه باشد، مخلوطى از نماز و طواف انجام دهد. و هر كه سه سال مقيم مكّه باشد، نماز براى او افضل از طواف است.

هم شكلى با مُحرمين
70 ـ امام صادق عليه السّلام :
سزاوار نيست كه اهل مكّه پيراهن بپوشند. سزاوار است آنان هم مثل مُحرمين غبار آلود و ژوليده باشند. سزاوار است كه حكومت، آنان را به خاطر اين مؤاخذه كند.

71 ـ امام صادق عليه السّلام : كسى كه تمتّع انجام مى دهد، وقتى از احرام درآمد، سزاوار است پيراهن نپوشد و همسان با محرمين باشد. اهل مكّه نيز شايسته است در ايّام حج چنين كنند.

و ـ هر ظلمى در آن الحاد است
«به يقين، آنان كه كافر شده، از راه خدا و مسجد الحرام جلوگيرى مى كنند، (مسجدى كه) آن را براى مردم ـ چه معتكف عبادت چه اهل باديه ـ يكسان قرار داديم. و هر كس در آن قصد الحاد به ستم داشته باشد، از عذابى دردناك به او مى چشانيم».

72 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : احتكار طعام در مكّه، الحاد است.

73 ـ معاوية بن عمّار: درباره آيه « وَمَنْ يرد فيه بالحادٍ بِظلمٍ» از امام صادق عليه السّلام پرسيدم. فرمود: هر ستمى، الحاد است و زدن خادم بدون گناه، از همين نوع الحاد است.

74 ـ ابوالصّباح كنانى: از امام صادق عليه السّلام درباره آيه «وَمَنْ يرد فيه بالحادٍ ...»
پرسيدم. حضرت فرمود: هر ستمى كه كسى در مكّه به خود كند، چه سرقت يا ظلم به ديگرى يا هر چه كه ستم باشد، من آن را الحاد مى بينم». از اين رو آن حضرت از سكونت در حرم، پرهيز داشت.

75 ـ امام صادق عليه السّلام ـ درباره آيه وَمَنْ يرد فيه بالحادٍ بِظلمٍ ـ : هركس در آن جا غير خدا را بپرستد، يا با غير اولياء خدا دوستى و همبستگى كند، او ملحِد به ستم است و بر خداست، كه او را از عذابى دردناك بچشاند.
بيان
اِلحاد به معنى انحراف از راه راست و طريقه حق است. در اين آيه ظالمين، ملحد محسوب شده و به آنان وعده عذاب داده شده است. اين به معنى سببيت ظلم براى الحاد است، زيرا ظلم نوعى عدول عملى و انحراف از حق است، ولى آيه علاوه بر اين به حكم خاصى اشاره دارد كه در غير حرم مكّه، جارى نيست. اين حكم، تطبيق ملحد بر هر ظالمى است، چه ظلم كوچك باشد و چه بزرگ و ظلم در مكّه را گناه كبيره مى شمرد و به تبع آن عذاب اليم را وعده مى دهد و بر اين تعميم و شمول تأكيد شده است، زيرا «مَنْ» عموم بدلى دارد، و مفعول «يُردْ» حذف شده است تا هر گونه كارى را در برگيرد.
به علاوه «الحاد» و «ظلم» هر دو نكره و بصورت اسم جنس آورده شده اند تا اين اطلاق را تفهيم كنند.
پس تركيب آيه به اين شكل است كه جمله «من يرد...» تا پايان بر خبر «انّ» در صدر آيه دلالت مى كند و باء در «الحاد» باء ملابسه و همراهى و در «ظلم» باء سببيّت مى باشد.

موضوعات مرتبط: قرآن وحدیث
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 

قـرآن
«پروردگارا! من از ذريّه و فرزندانم در بيابانى خشك، كنار خانه تو ساكن ساختم، پروردگارا تا نماز بر پا دارند. پس دل هاى مردم را علاقه مند آنان كن و از ثمرات، به آنان روزى بخش، باشد كه سپاس گويند».
«و گفتند: اگر همراه تو هدايت را پيروى كنيم، از سرزمين خود ربوده خواهيم شد. آيا ما حرمى ايمن را براى آنان فراهم نياورديم كه بهره هاى هر چيز به سوى آنان آورده مى شود، كه رزقى از سوى ماست؟ ولى بيشترشان نمى دانند».
«همانا فرمان يافته ام كه پروردگار اين خانه را بپرستم كه آن را گرامى داشته است و هر چيزى براى اوست».
«سوگند به اين شهر، در حالى كه تو در آن سكونت گزيده اى».

حديـث
11 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
مكّه شهرى است كه خداوند، آن را و حرمتش را بزرگ داشته است. مكّه را هزار سال پيش از آن كه چيزى از زمين را بيافريند آفريد و آن را پُر از فرشتگان قرار داد و مدينه را به بيت المقدس وصل كرد. آنگاه پس از هزار سال، در يك آفرينش، همه زمين را آفريد.

12 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : خداوند از هر چه آفريده است، برگزيده اى دارد ... امّا برگزيده او از سرزمينها مكّه، مدينه و بيت المقدّس است.

13 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ـ خطاب به مكّه ـ : من مى دانم كه تو حرم امن خدايى و نزد خدا محبوب ترين شهرهايى.

14 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : در حَزْوَره (جايى در بازار مكّه) ايستاده بود ـ : به خدا سوگند تو بهترين زمين خدا و محبوب ترين سرزمين نزد خداى بزرگى و اگر نبود اينكه مرا از تو بيرون كردند، بيرون نمى رفتم.

15 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ـ خطاب به مكّه ـ : چه شهر پاكى! و چه قدر نزد من محبوبى! اگر نبود كه قوم من مرا از تو بيرون كردند، در جايى جز تو ساكن نمى شدم.

16 ـ امام باقر عليه السّلام : كسى كه در مكّه بخوابد، همچون كسى است كه در شهرهاى ديگر به تهجّد و شب زنده دارى پردازد.

17 ـ ميسر: حدود پنجاه نفر بوديم كه در خيمه، در محضر امام باقر عليه السّلام نشسته بوديم. پس از سكوت طولانى ما، حضرت فرمود: ... آيا مى دانيد منزلت كدام سرزمين نزد خدا بيشتر است؟ هيچ كس سخنى نگفت. حضرت خود، جواب خويش را داد: آن، مكّه است، مكةُ الحَرام كه خداوند آن را به عنوان حرم خويش پسنديده و خانه اش را در آن قرار داده است.

18 ـ امام صادق عليه السّلام : محبوب ترين سرزمين نزد خداوند، مكّه است و هيچ خاكى نزد خداوند محبوب تر از خاك آن و هيچ سنگى محبوب تر از سنگ آن و هيچ درخت و كوه و آبى نزد خداوند محبوب تر از درخت و كوه و آب آن نيست.

19 ـ امام صادق عليه السّلام : در سنگ نوشته اى چنين يافتند: منم خدا، صاحبِ بكّه كه وقتى آسمانها و زمين و خورشيد و ماه را آفريدم، مكّه را آفريدم و هفت فرشته را بر گردِ آن گماشتم. در آب و شير، براى مردمش بركت دارد، روزىِ آن از راههايى، از بالايش و پايينش و از تپّه مى آيد.

20 ـ امام صادق عليه السّلام : ابراهيم عليه السّلام در صحرايى در شام فرود آمده بود. خداوند به او وحى كرد ... سپس فرمانش داد تا اسماعيل و مادرش را بيرون ببرد. ابراهيم عليه السّلام گفت: خدايا به كجا؟ فرمود: به حرم من و جايگاه امنِ من و نخستين قطعه اى از زمين كه آفريدم و آن مكّه است.

21 ـ امام صادق عليه السّلام : كسى كه مايه آزارى را از راه مكّه بردارد، خداوند براى او حسنه اى مى نويسد وهر كس را كه خدا برايش حسنه بنويسد، عذابش نمى كند.

22 ـ على بن مهزيار: از امام هادى عليه السّلام پرسيدم: ماندن در مكّه خوبتر است، يا بيرون رفتن به بعضى از شهرها؟ حضرت نوشت: ماندگار شدن كنار خانه خدا برتر است.


موضوعات مرتبط: قرآن وحدیث
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 12:10 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]


 

قـرآن
«همانا نخستين خانه اى كه براى مردم نهاده شد، همان است كه در بكّه است، فرخنده و هدايت براى جهانيان است».
«و اين كتابى است فرخنده كه نازلش كرديم، تصديق كننده آن چه پيش روى آن است و تا بيم دهى (مردمِ) امّ القرى را و كسانى را كه اطراف آنند. و كسانى كه به آخرت ايمان دارند به اين (كتاب) هم ايمان دارند و نسبت به نمازشان مراقب و نگهدارند».
«و اوست آن كه دست هاى آنان (مشركان) را از شما بازداشت و دست هاى شما را از آنان در وادى مكّه، پس از آن كه بر آنان پيروزتان ساخت (بازداشت) و خداوند به آن چه مى كنيد، بيناست».

حديـث
1 ـ امام على عليه السّلام
ـ در پاسخ مردى از شاميان كه پرسيد: «چرا مكّه را «امّ القرى» ناميده اند؟» ـ : زيرا زمين از زير آن گسترده شده است.

2 ـ امام على عليه السّلام ـ در پاسخ كسى كه پرسيد: «جايگاه مكّه نسبت به بكّه چيست؟» ـ :
مكّه، اطراف حرم است و بكّه جاى خانه خدا (كعبه) است.
پرسيد: چرا «مكّه» ناميده شده است؟
فرمود: چون خداوند متعال، زمين را از زير اين شهر گسترده است.
پرسيد: پس چرا «بكّه» ناميده شده است؟
فرمود: چون كه اين شهر، چشم جبّاران وگنهكاران را گريانده است.

3 ـ امام باقر عليه السّلام : بكّه جايگاه خانه خداست و مكّه، حرم است و اين همان سخن خداوند است «هر كس وارد آن شود، ايمن است».

4 ـ امام صادق عليه السّلام : محلّ خانه خدا «بكّه» است و آبادى «مكّه» است.

5 ـ عبدالله بن سنان: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: چرا به كعبه، بكّه گفته اند؟ فرمود: به خاطر گريه مردم در اطراف آن و در خود آن.

6 ـ امام صادق عليه السّلام : مكّه را از اين جهت «بكّه» گفته اند كه مردم در آن (هنگام طواف) به يكديگر فشار مى آورند (و يكديگر را هل مى دهند).

7 ـ معاوية بن عمّار: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: در مكّه به نماز مى ايستم، در حالى كه در برابر من زن نشسته است يا عبور مى كند. حضرت فرمود: اشكالى ندارد. مكّه را به اين جهت بكّه گفته اند كه در آن زنان و مردان به هم مى خورند (و ازدحام پديد مى آيد).

8 ـ امام كاظم عليه السّلام ـ در پاسخ سؤال على بن جعفر كه پرسيد: چرا مكّه را بكّه مى گويند؟ ـ : چون مردم يكديگر را با دست هايشان هُل مى دهند و اين جز در مسجد الحرام پيرامون كعبه نيست.

9 ـ امام رضا عليه السّلام : مكّه را از اين رو مكّه گفته اند كه مردم در آن جا (در جاهليّت) سوت مى كشيدند. كسى را هم كه آهنگ اين شهر مى كرد، مى گفتند قَد مَكا (سوت كشيد) و اين همان سخن خداوند است كه فرمود: «و نمازشان كنار
خانه خدا، جز سوت كشيدن و دست زدن نبود» مُكاء، سوت كشيدن است و تصديه، كف زدن .

10 ـ امام صادق عليه السّلام : نام هاى مكّه پنج است: امّ القرى، مكّه، بكّه، بسّاسه يعنى نابود كننده، چون مردم وقتى در مكه ظلم مى كردند، آنان را بيرون مى كرد و هلاك مى ساخت و امّ رُحم، چرا كه هرگاه معتكف مكه مى شدند، مورد رحمت قرار مى گرفتند.

توضيحى پيرامون نام هاى مكّه
نام هاى مكّه در قرآن كريم
نام مكّه تنها يك بار در قرآن آمده است، ولى از اين شهر با نام هاى ديگر در چهارده آيه ياد شده است كه عبارت اند از: «بكّه»، «اُمّ القرى»، «البلد»، «البلد الامين»، «البلدة»، «الحرم» و نام هايى مانند: «قريتك»، «من القريتين» و «واد غير ذي زرع» .
نام هاى مكّه در روايات
در روايات اهل بيت عليهم السّلام به پنج نام از نام هاى اين سرزمين مقدس، اشاره و وجه نامگذارى نيز بيان شده است كه عبارت اند از: «مكّه»، «بكّه»، «اُمّ القرى»، «البسّاسة» و «اُم رحم» .
روايات، دو وجه نامگذارى به «مكّه» را بيان نموده اند: نخست به سبب گستردن زمين از شهر مكّه و ديگر به جهت كف و سوت زدن عرب جاهلى هنگام زيارت كعبه.
و در وجه نامگذارى به «بكّه»، برخى روايات به اين نكته اشاره كرده اند كه اين اسم، در واقع، نام محلّ كعبه است و هر گاه براى شهر مكّه به كار رود، از قرينه هاى سخن، مى توان پى برد كه مقصود اصلى گوينده، گرداگرد كعبه در مسجد الحرام مى باشد و اين با ريشه لغوى آن نيز سازگار است، زيرا «بكّ» به معنى ازدحام است و آن در پيرامون كعبه مى باشد.
وجه نامگذارى به ديگر نام ها در روايات باب گذشت.
نام هاى مكّه نزد تاريخ نگاران و زبان شناسان
كمتر شهرى به اندازه مكّه شاهد اين همه بحث و نظر در تعداد نام ها و اشتقاق آن ها نزد مورّخان و زبان شناسان بوده است، تا آن جا كه برخى موّرخان بيش از سى نام براى آن بر شمرده اند و گفت وگوها و نظرهاى گوناگونى ميان زبان شناسان در ارتباط با اصل اشتقاق بيشتر نام هاى آن به ويژه مكّه و مدينه، پديد آمده است.
ولى با توجه به آن چه كه از روايات اهل بيت عليهم السّلام در اين بحث آمد، نياز به درازگويى و آوردن گفته هاى آنان نيست و تنها به ذكر برخى ديگر از نام هاى مهمّ مكّه مكرّمه بسنده مى كنيم، همچون «المعاد»، «الصلاح»، «كوثى»، «الحاطمة»، «الرأس» و «القادس» .
شايد سبب فراوانى نام هاى مكّه، اهميّت آن نزد همه قبيله هاى گوناگون عرب باشد كه هر يك با نام خاصّى از اين نام ها، آن را مى شناختند.


موضوعات مرتبط: قرآن وحدیث
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 12:6 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 

(دومين عملِ عمره تمتّع)

كسى كه براى انجام عمره تمتّع محرم شده و وارد مكّه مى شود، بايد به نيّت طواف، هفت مرتبه به دور خانه كعبه كه در مسجدالحرام است بگردد.

احكام طواف

1 ـ طواف را بايد از مقابل گوشه اى از كعبه كه حَجرُالاَْسْوَد(1)در آن است آغاز كند و در همان جا به پايان ببرد.(2)

2 ـ خانه كعبه، در حال طواف بايد در طرف چپ طواف كننده باشد، بنابراين اگر در حال حركت رو به كعبه باشد، يا عقب عقب برود صحيح نيست.

3 ـ انسان بايد همانطورى كه همه مسلمانان طواف مى كنند ـ بدون دقّتهاى اهل وسوسه ـ طواف را از مقابل حجرالاسود شروع كند و ادامه دهد و ايستادن مقابل حجرالاسود در هر دور لازم نيست.

4 ـ طواف كننده بايد به دور «حِجْرِ اسماعيل» (3) هم بگردد، يعنى در هنگام طواف، داخل «حِجر» نرود.

مقام ابراهيم ، حجر اسماعيل ، محدوده استحبابي طواف

5 براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجد الحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند ، طواف مجزى است ، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فى ما بين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد .

6 ـ اگر انسان بر اثر بيمارى يا پيرى يا زيادى جمعيّت نتواند در اين محدوده طواف كند، طواف در خارج اين حدّ اشكال ندارد.

7 ـ طواف كننده بايد با طهارت طواف كند يعنى با وضو باشد و غسلى برعهده او نباشد و نيز بدن و لباس وى پاك باشد، همانگونه كه نماز مى خواند.


(1) - سنگى است بيضى شكل و سياه رنگ، كه در گوشه شرقى ديوار كعبه، با ارتفاع 5/1 متر از سطح مسجد نصب شده است.
(2) - هم اكنون از مقابل حجرالاسود تا آخر صحن مسجدالحرام خط سياهى كشيده شده است كه افراد مى توانند هنگام رسيدن به همان خط، طواف را آغاز و به همانجا ختم كنند.
(3) - حجر اسماعيل: فضايى است بين كعبه و ديوارى نيم دايره به عرض حدود 10 متر كه از زاويه شمالى تا زاويه غربى كعبه امتداد دارد. هرگاه باران بر بام كعبه ببارد، از ناودان رحمت در اين فضا مى ريزد، اينجا مدفن حضرت اسماعيل (عليه السلام) و مادرش هاجر و پيامبران بسيارى مى باشد.

موضوعات مرتبط: احکام حج
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 11:23 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

عربستان سعودى دو ميليون و دويست و چهل هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و جمعيت آن حدود 13 ميليون نفر است. اين كشور در جنوب غربى آسيا واقع شده و از شمال به كشور اردن هاشمى، عراق و كويت و از شرق به‏ خليج فارس و شيخ نشين‏هاى جنوبى آن و درياى عمان، و از جنوب به جمهورى يمن و از مغرب به درياى سرخ محدود است. پادشاهى در عربستان موروثى است و شخص پادشاه بر وزيران رياست دارد. پايتخت عربستان رياض است و مراكز دينى اين كشور دو شهر مكه و مدينه‏اند. ساكنان عربستان مسلمانند اما در فروع، پيرو مذهب احمد بن محمد بن حنبل (م - 242) و در اصول اعتقاد، پيرو مكتب ابوالحسن اشعرى (م - 330) مى‏باشند. گروهى از آنان پيروان محمد بن عبدالوهاب‏اند. وى در شهر «عُيَيْنه» از بلاد نجد متولد شد. فقه حنبلى را از پدر خويش آموخت و سرانجام بر اثر خواندن كتاب‏هاى ابن تيميه (661 - 728) و شاگرد او ابن قيم (691 - 751) روش آنان را پذيرفت. اين دو در اصطلاح، معروف به ظاهرى هستند؛ يعنى بر ظاهر معناى قرآن و احاديث اعتماد مى‏كنند. محمد بن سعود سر سلسله خاندان سعودى، كه در دهكده درعيه (نزديك رياض فعلى) اقامه داشت، به وى گرويد و پس از او نيز پادشاهان ديگر از وى پيروى كردند. محمد بن عبدالوهاب و گرويدگان به وى، ساختن قبر و هر گونه نما روى قبرها را بدعت و كفر مى‏دانند و بدين‏ جهت آثار قبرهايى را كه در «بقيع»، «اُحُد»، «مكه» و ديگر جاها بود ويران كرده، قبرها را با زمين هموار ساختند. در عربستان سعودى پيروان ديگر مذاهب اسلامى نيز وجود دارند؛ و از جمله در مدينه، مكه و قطيف، اقليت شيعه زندگى مى‏كنند.

 مكه

‏ مكه ‏ام القرى و مركز ظهور دين اسلام است و گذشته از شرافت و قداستى كه از آغاز خلقت و به خصوص از زمان حضرت ابراهيمعليه السلام داشت، نخستين آيه‏هاى قرآن كريم نيز در آنجا بر رسول خداصلى الله عليه وآله فرود آمد. و نيز آنجا زادگاه آن حضرت و امير مؤمنانعليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است. مكه در ارتفاع 330 متر از سطح دريا قرار دارد و رشته كوه‏هاى متعددى آن را فرا گرفته است. فاصله مكه تا بندر جده حدود هشتاد كيلومتر و درجه حرارت آن در زمستان و تابستان ميان 18 تا 47 درجه بالاى صفر متغير است. هر چند اين شهر از هزاران سال پيش به قداست معروف بوده اما سراسر اين تاريخ جز آغاز و آخر آن به درستى روشن نيست. به فرموده قرآن كريم، نخستين كس ابراهيم بود كه خانواده خود را در اين سرزمين بى آب و علف جاى داد تا اين كه در دوره‏هاى پس از آن، گروهى به نام «عماليق» بر آن مسلط شدند. در سده چهارم ميلادى بر اثر به هم خوردن اوضاع اجتماعى و اقتصادى جنوب عربستان، دسته‏هايى از مردم جنوب به ديگر نقاط شبه جزيره مهاجرت كردند. تيره‏اى كه به نام «جُرْهم» معروف بودند در مكه ساكن شدند و كار اداره شهر را به عهده گرفتند. پس از آنان تيره «خزاعه» بر آنجا سلطه يافتند و در آغاز سده ششم ميلادى قصى فرزند كلاب، جدّ اعلاى رسول خداصلى الله عليه وآله قريش را، كه در بيابان‏ها و دره‏هاى بيرون مكه مى‏زيستند، به شهر آورد و رياست مكه را در دست گرفت و «دار الندوه» را تأسيس كرد. دار الندوه نخستين و تنها مجلس مشاوره در سراسر عربستان بود. اين مجلس سپس منزلگاه خلفا و امرا گرديد، سپس اندك اندك بناى آن رو به ويرانى نهاد و سرانجام جزو مسجد گرديد و امروزه هيچ نشانى از آن نمانده است.

مسجد الحرام‏

 نام مسجدى است كه گرداگرد كعبه قرار دارد و قديمى‏ترين و معروفترين مسجد در تاريخ اسلام به شمار مى‏رود. تاريخ نشان مى‏دهد كه تا پس از رحلت رسول‏ گرامىصلى الله عليه وآله مردم خانه‏هاى خود را نزديك به خانه كعبه مى‏ساختند، سپس در دوران خلفا از آن جلوگيرى كرده و به تدريج بر مساحت مسجد افزودند؛ به شكلى كه هم اكنون حدود يكصد و هشتاد هزار متر مربع مساحت دارد. شصت و دو در بزرگ و كوچك براى آن ساخته‏اند؛ سه در اصلى و بزرگ آن به نام‏هاى «باب العمره»، «باب السلام» و «باب ملك عبد العزيز» معروف است و بر هر يك دو مناره به ارتفاع 92 متر با قاعده‏اى به ابعاد 7 * 7 متر قرار دارد و بر تارك هر مناره، هلالى به ارتفاع 6/5 متر از برنز طلاكارى است. هفتمين مناره مسجد بر در «باب الصفا» است. دو مناره بزرگ نيز كه هر يك به ارتفاع 89 متر است در ضلع غربى مسجد، در توسعه اخير بنا گرديده است كه بدين ترتيب تعداد آنها به نُه عدد رسيده است. مسجد با وسعت فعلى گنجايش حدود 820 هزار نمازگزار را دارد.

 خانه كعبه‏

 كعبه ساختمان چهار گوشه مسقفى است در داخل مسجد الحرام كه نماى ظاهرى آن را سنگ‏هاى مايل به رنگ خاكسترى تشكيل مى‏دهد و در تمام مدت سال، با پرده‏اى سياه كه حاشيه فوقانى آن با نخ‏هاى طلايى قلاب دوزى شده، پوشيده است. بلندى خانه كعبه تقريباً 15 متر است. طول ضلع درِ كعبه، يعنى از ركن اسود تا ركن عراقى 68/11 متر طول ركن عراقى تا شامى؛ طرفى كه حجر اسماعيل در آن قرار دارد 9 متر و 90 سانتى متر طول ركن شامى تا ركن يمانى 04/12 متر و طول ركن يمانى تا ركن اسود 18/10 متر است. درِ خانه بر ضلع شرقى قرار دارد و بلندى آن از زمين دو متر است. و در تمام سال، جز هنگامى كه بخواهند داخل خانه را شستشو كنند، و يا ميهمانى بلند پايه از كشورهاى اسلامى داشته باشند بسته است.

 اركان كعبه

‏ هر يك از چهار ضلع خانه يا چهار ركن آن، به نامى موسوم است، ركن شمالى را «عراقى»، ركن غربى را «شامى»، ركن جنوبى را «يمانى» و ركن شرقى را «اسود» گويند. خانه كعبه مربع شكل و مسقف و داخل آن داراى سه ستون است. در بازسازى سال 1375 ه ش. ديوارهاى داخلى آن را تعمير و سنگ‏هاى جديد بر آن نصب كرده‏اند.

حجر الاسود

حجر الاسود كه در ركن شرقى است و به ارتفاع تقريبى يك و نيم متر از زمين قرار گرفته، سنگى است سياه مايل به سرخى و بيضى شكل به قطر سى سانتيمتر كه در آن نقطه‏هاى قرمز ديده مى‏شود و در پوششى از نقره قرار گرفته است.

ناودان

‏ ناودان بر بام خانه، ميان ركن عراقى تا شامى و بر فراز حجر اسماعيل واقع است. گويند آن را نخست حجاج بن يوسف نهاد تا باران بر بام خانه جمع نشود. در روايت آمده است كه دعا در زير ناودان كعبه مستجاب است.

حجر اسماعيل‏

 حجر اسماعيل ميان ركن شامى و عراقى و با ديواره‏اى به صورت نيم دايره، به ارتفاع 30/1 و عرض 50 سانتيمتر قرار دارد. گويند هاجر و اسماعيل و حدود 70 پيامبر در آنجا مدفون اند.

مُلْتَزَم

‏ آن قسمت از ديوار خانه، كه ميان حجر الأسود و درِ خانه كعبه واقع است را ملتزم نامند؛ زيرا حاجيان خود را موظف و ملزم مى‏دانند كه در آنجا دعا كنند.

مستجار

 مستجار در كنار ركن يمانى و در قسمت مقابل درِ كعبه واقع شده و آن زمان كه كعبه دو در داشته، درِ ديگر آن در اين محل بوده و سپس مسدود گرديده است و گويند همان جايى است كه براى فاطمه بنت اسد هنگام ولادت مولود كعبه، علىعليه السلام شكافته شد.

شاذروان

‏ برآمدگى كوتاهى را كه در اطراف ديوار كعبه - جز سمت حجر اسماعيل - وجود دارد «شاذروان» نامند.

مقام ابراهيم

‏ در فاصله حدود 13 مترى ديوار كعبه و در سمت حجر الاسود، بنايى با قبه‏اى كوچك و طلايى رنگ وجود دارد. درون آن سنگى است كه جاى پايى در آن ديده مى‏شود و آن‏منسوب به‏جاى پاى‏ابراهيمعليه السلام است. در گذشته، بر روى اين محل قبه‏اى بزرگ از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود

كه اطراف آن را با آيات قرآن مزين كرده بودند و چون از فضاى مطاف مى‏كاست در سال 1385 ه . ق. به دستور دولت سعودى تخريب و به جاى آن ضريحى كوچك به شكل كنونى ساخته شد.

 پرده كعبه

‏ بر روى كعبه پوششى است سياه رنگ كه آن را «كسوه» و يا «پرده كعبه» مى‏نامند. نخستين كسى كه خانه كعبه را پرده پوشانيد به قولى «تُبع حميرى» پادشاه يمن بود. اميرمؤمنان على بن ابى طالبعليه السلام نيز همه ساله از عراق براى كعبه پرده‏اى مى‏فرستاد. چون مهدى عباسى به خلافت رسيد خادمان كعبه از انبوهى پرده‏ها بر روى كعبه شكايت كردند و گفتند بيم آن مى‏رود كه خانه صدمه ببيند. مهدى دستور داد پرده‏ها را بردارند و تنها يك پرده بر آن بگذارند و سالى يك بار آن را عوض كنند اين سنت تا به امروز ادامه دارد. و بر آن آيه‏هايى از قرآن كريم قلاب دوزى شده است.

زمزم‏

هنگامى كه ابراهيم همسرش هاجر و اسماعيل را به مكه‏ آورد و كنار كعبه سكونت داد، اسماعيل به شدت تشنه شد و مادر به دنبال آب ميان صفا و مروه دويد و سرانجام جبرئيل بال و يا پاشنه پاى خود را بر زمين كوفت و زمزم جوشيد، پس از مدتى آثار چاه از ميان رفت تا آن كه عبدالمطلب بار ديگر آن را حفر نمود و از آن زمان تا كنون حاجيان از اين آب بهره‏مند مى‏شوند. در توسعه اخير سالن‏هاى جداگانه‏اى براى زنان و مردان، در طبقه زيرزمين مطاف، در كنار چاه ساخته شده و زائران از شيرهاى آبى كه در آنجا نصب شده و نيز از ظرف‏هاى ويژه‏اى كه در نقاط مختلف مسجد الحرام از آب زمزم پر مى‏شود استفاده مى‏كنند.

صفا و مروه‏

صفا و مروه نام دو كوهى است كه در مسعى قرار دارد و در موسم حج، حاجيان هفت بار فاصله ميان آن دو را طى مى‏كنند. با افزايشى كه در مساحت مسجد الحرام صورت گرفته، مسعى و مسجد الحرام به هم متصل شده است. طول آن 5/394 و عرض آن 20 متر است و ارتفاع طبقه اول 12 و طبقه دوم 9 متر مى‏باشد. هم اكنون قسمتى از كوه صفا باقى مانده ولى بخش عمده‏اى از كوه مروه در سال‏ 137۴ شمسى با هدف گسترش محل، برداشته شده و تنها بخشى از كوه در محل دور زدن زير پاى سعى كنندگان باقى مانده است. مسعى مجموعاً 18 در دارد.

حِرا

 در شمال مكه كوهى است بلند، مشرف بر منا به نام كوه نور كه در دامنه جنوبى‏اش به فاصله 160 مترى از قله آن، غارى است به نام «حرا» و يكى از مكان‏هاى مقدس شهر مكه است. حضرت محمدصلى الله عليه وآله پيش از بعثت، در آنجا با خدا خلوت مى‏كرد و نخستين آيه‏هاى قرآن در آنجا بر پيامبر نازل شد.

زادگاه رسول خداصلى الله عليه وآله

رسول خداصلى الله عليه وآله در خانه‏اى، در شعب ابى طالب چشم به جهان گشود. چون آن حضرت از مكه به مدينه هجرت كرد، عقيل آن خانه را گرفت و سپس به محمد بن يوسف ثقفى فروخت، سپس خيزران مادر هارون، آن را مسجد كرد تا مردم در آن نماز بگزارند. در سال 1009 ه . ق. سلطان محمد پسر سلطان مراد آن را از نو عمارت كرد و براى آن قبه و مناره ساخت و مؤذن و

خادم و امام جماعت گمارد. آن جا اكنون كتابخانه عمومى شهر مكه است.

دار ارقم

‏ اين همان منزلى است كه پيامبرصلى الله عليه وآله و مسلمانان نخستين، در آغاز اسلام، پنهانى در آنجا جمع مى‏شدند و خدا را عبادت مى‏كردند. دار ارقم نزديك صفا و خارج مسجد الحرام بوده است. سپس در آن جا كتابخانه‏اى ساختند كه در سال 1395 ه . ق. ويران شد. و در توسعه‏اى كه در زمان سعود بن عبدالعزيز صورت گرفت، داخل مسجد گرديد.

 غار ثور

 كوه ثور در سه كيلومترى جنوب شهر مكه و در جنوب منطقه‏اى به نام «مسفله» قرار دارد كه غار ثور بر روى آن واقع است. اين غار به ثور بن عبد مناف منسوب بوده و پيامبرصلى الله عليه وآله هنگام هجرت به طرف مدينه، سه شبانه روز در آن پنهان شدند و خداوند با بستن تار عنكبوت بر دهانه غار، آن حضرت را از شر مشركان نگاه داشت و پس از رفع خطر به مدينه هجرت كرد.

شعب ابى طالب‏

شعب ابى طالب، يا شعب على، جايى است كه مشركان مكه پيامبرصلى الله عليه وآله و بنى هاشم را حدود سه سال در آنجا محصور كردند و مردم را از ديدار و معامله با آنان منع نمودند. اين دره به سوى كوه ابوقبيس سرازير است و همان جايى است كه كتابخانه مكه - هم اكنون - در آن جاست و در كنار مسجد الحرام واقع است.

عرفات‏

 صحرايى است، در شرق مكه اندكى متمايل به جنوب در فاصله بيست و يك كيلومترى، بر سر راه طائف. گفته‏ اند در آنجا آدم و حوا با هم آشنا شدند. در جهت شمالى اين دشت كوهى است كه آن را جبل الرحمه يا جبل عرفات نامند. صحراى عرفات در اين سال‏ها درختكارى شده و هر حاجى بايد از ظهر روز نهم ذوالحجه تا غروب شرعى آن روز، در اين صحرا به قصد قربت وقوف نمايد.

مشعر الحرام‏

مشعر يا مزدلفه جايى است كه حاجيان پس از عرفات‏ بدان جا مى‏روند و تا سر زدن آفتاب در آن مى‏مانند. مشعر ميان دو تنگناى عرفه از يك سو و محسِّر از سوى ديگر واقع شده است.

منا

 دره‏اى است به عرض تقريباً پانصد متر و طول حدود سه كيلومتر و نيم كه حاجيان بايد از طلوع خورشيد روز دهم تا ظهر روز دوازدهم - جز ساعاتى كه اجازه داده شده - آنجا را ترك نكنند و در آن مكان بمانند. آن جا را «مُنى»، «مَنى‏» و «مِنى‏» هر سه خوانده‏اند و براى هر يك وجه تسميه‏اى نيز ذكر كرده‏ اند.

 جمرات‏

 جمع جمره، به معناى توده‏اى از سنگ است. جمره‏هاى سه گانه، در منا و نزديك به مكه است. نوشته‏اند در اينجا بود كه آدم شيطان را كه در پى وى مى‏رفت با افكندن سنگ ريزه از خود راند. و حاجيان با تأسى به آن حضرت و به عنوان يك واجب دينى، روزهاى 10 تا 12 به طرف ستون‏هاى سنگى هر يك از جمره‏ها سنگ پرتاب مى‏كنند.

مساجد مكه

مسجد تنعيم

‏ اين مسجد نزديك‏ترين مسجد به حدود حرم، و در راه مدينه واقع است كه غالباً براى عمره مفرده از اين مسجد محرم مى‏شوند.

مسجد جن

‏ اين مسجد در پايين كوه حجون، به سمت حرم، حدود 50 متر پس از پل حجون و نزديك قبرستان ابوطالب واقع است. سبب ناميده شدن آن به جن، آن است كه سوره مبارك جن در اين مكان بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد. نام ديگر آن مسجد الحرس است.

 مسجد خَيف

‏ مسجد خيف بزرگ‏ترين مسجد منا است و در سمت جنوبى و بر جانب چپ كسى است كه از سوى عرفات به منا مى‏آيد. گويند رسول خداصلى الله عليه وآله در حجة الوداع خيمه خود را در اين مكان زد و در جايى كه محراب مسجد است، پنج نماز، از نماز ظهر تا نماز صبح خواند.

معتمد عباسى به سال 256، محمد بن على اصفهانى به سال 559، ابن مرجانى به سال 720، قايتباى به سال 874، سلطان محمد قزلويه به سال 1072 و سليمان آغا از جانب سلطان محمد به سال 1092 هر يك تعميراتى در آن انجام داده‏اند. و در سال‏هاى اخير بناى قديمى ويران و مسجد زيبا، با گنجايشى وسيع در آن مكان، ساخته شده است. اين مسجد تنها در ايام منا باز است و متأسفانه اجتماع افراد بى سرپناه در آنجا مانع از حضور زائران - جز در اوقات نماز - مى‏شود و به سختى مى‏توان در آنجا نماز گزارد.

قبرستان ابوطالب‏

 محوطه وسيعى است كه در كنار پل حجون قرار دارد و اكنون گورستان مردم مكه است. در گذشته به نام «شِعب ابى دُب» معروف بوده و عبدمناف، عبدالمطلب، ابوطالب، خديجه كبرىعليها السلام و تعداد زيادى از صحابه، تابعين و علما در آنجا مدفون اند. برخى به غلط گمان كرده‏اند شعب ابى طالب اين‏جاست. نام اين قبرستان، مَعلاة است ولى در ميان ايرانيان به قبرستان ابوطالب شهرت دارد.


موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 11:17 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

اماكن متبرّكه منا، مزدلفه و عرفات تقريباً در خطّى مستقيم قرار دارند كه كوههايى بلند، با درّه ها و مسيلهايى چند، پيرامون آن را فرا گرفته است.

صحراى منا، نزديك ترين اين مناطق به شهر مكه است كه در هفت كيلومترى ناحيه شمال شرقى حرم قرار دارد. (اين فاصله از راه زيرگذر به چهار كيلومتر كاهش يافته است.) مِنا دربردارنده مناطقِ چادرهاى حاجيان، قربانگاه و جمرات است كه خود به سه بخش: جمره اولى، جمره وسطى و جمره عقبى تقسيم مى شود. مسجد خيف هم كه در جاى اقامت پيامبر(صلى الله عليه وآله) برپا شده در منا واقع است. در آنجا آرامگاهى نيز براى حاجيان ساخته اند.

جزئيّات شبستان عثمانى، كه با سنگ طبيعى رياض نماسازى شده است.

مزدلفه، امتداد طبيعى دشت مناست و از ناحيه غرب تا تپّه هاى بلند اَخْشَبَيْن در نزديكى عرفات گسترده است. در مزدلفه بنايى برپا نيست، جز مسجدى كه بر فراز مشعرالحرام ساخته اند و برخى ساختمانهاى دولتى.

عرفات، دشتى است در هيجده كيلومترى حرم، ده كيلومترى منا و شش كيلومترى مزدلفه. اين دشت نسبتاً هموار، دو نقطه مهم دارد: الف: جبل الرحمه، كوهى سنگى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در حجّة الوداع برآن ايستادودعا كرد. ب: مسجد نمره، در محلّ خيمه اى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در همان سفر برپا ساخت.

نامهاى مكّه مكرّمه

گويند: مكّه را از اين رو بدين نام خوانده اند كه عرب در جاهليّت مى گفت: «حجّ ما درست نيايد، مگر آن كه به كنار كعبه رويم و «نَمُكُّ فيه»; يعنى به سان مرغان شباهنگ آواز سردهيم».

نام مكّه در قرآن كريم، يك بار، در سوره فتح، (آيه 24) چنين آمده است:

وَهُوَ الّذي كَفَّ اَيْديهُمْ عَنْكُم وَاَيْديكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعدِ اَن اَظْفَرَكُمْ عَلَيهِمْ وَ كانَ اللهُ بِما تَعْملُونَ بَصيراً

«و اوست همان كسى كه در دلِ مكّه ـ پس از پيروز كردن شما بر آنان ـ دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از ايشان كوتاه كرد و خدا به آنچه مى كنيد همواره بيناست.»

از نامهاى فراوان مكّه، يكى نيز بَكّه است، كه آن هم تنها يك بار در سوره آل عمران، (آيه 96) آمده است. مكّه مكرّمه نامهاى ديگرى هم دارد، كه پرآوازه ترين آنها اُمُّ القُرى (مادر شهرها) است كه دوبار در قرآن بدين نام خوانده شده است: سوره انعام، آيه 92 و سوره شورى، آيه 7.

از نامهاى ديگر آن، بَلَد است (سوره بلد، آيه1) و بَلَد اَمين (سوره تين، آيه 3) و البَلْدَة (سوره نمل، آيه 91) و حرم آمِن (سوره قصص، آيه 57 و سوره عنكبوت، آيه 67).


موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ یکشنبه هفدهم تیر 1386 ] [ 11:13 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]


موضوعات مرتبط: گنجینه عکس
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 3:56 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 2:9 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
 
 

 

   
 
 

   
 
 

   
 
 

   
 
 

 

   
 
 


موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 1:35 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
 

مسجدنمره

در سمت غربي عرفات ، مسجدي است بزرگ به نام (مسجد نمره) اين مسجد را به نام (مسجد ابراهيم) و (مسجد عرفه) هم مي خوانند . مسجد نمره احتمالاً در قرن دوم هجري بنا شده و پس از آن همواره مورد توجه مورخان و سفرنامه نويسان بوده است . محتمل است که مسجد از قرن نخست برپا بوده و بعدها تجديد بنا شده است . مساحت مسجد در عهد مهدي عباسي ، حدود هشت هزار متر مربع بوده و اين نشاني اهميتي است که اين مسجد در قرن دوم هجري براي مسلمانان داشته است . مسجد نمره در سال 559 هجري قمري به دست جواد اصفهاني وزير ، بازسازي شد و مساحت آن حدود 14400متر افزايش يافت . گويا اين مسجد در آن زمان بدون سقف و رواق بوده است ؛ سپس در عهد عثمانيها رواقهايي براي آن ساخته شد . بناي فعلي مسجد در عهد سعوديها ساخته شده و مساحت آن حدود هجده هزار متر مربع است . اکنون اين مسجد داراي رواقهاي متعدد و نيز چهار مناره است که در شرق و غرب آن قرار دارد .                                        میرمحمد میری


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 1:31 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
 

زمزم

چاه زمزم از ديگر آثار مسجد الحرام است که با نامهاي : ( چاه اسماعيل ) ، ( حفيرة عبدالمطلب ) ، ( شفاء سقم ) ، ( عافيه ) ، ( ميمونه ) ، ( طعم ) ، ( برکه ) ، ( بره ) و ... شناخته مي شود . اين چاه در قسمت شرقي مسجد الحرام قرار دارد و همانند ديگر مشاهد حج ، از آثار ابراهيم ، اسماعيل و هاجر است . در روايات آمده است ، پس از آن که ابراهيم (ع) ، همسر و فرزندش را ترک کرد ، تشنگي بر آنها غالب شده و خداوند به وسيلي جبرئيل ، چاه زمزم را براي حفظ اسماعيل (ع) و هاجر پديد آورد . بدين صورت چاه زمزم آيه اي است از آيات الهي . در گذشته ، اين چاه آب مکه را تأمين مي کرد ؛ گرچه بعدها چاههاي ديگري نيز در مکه و اطراف آن ايجاد شده . عربها براي اين چاه تقدّس بسيار قائل بودند و حتي گويند که ساسان بن بابکان جدّ سلسلي ساساني نيز از اين چاه آب نوشيده است ! وجود اين چاه و اهميت آن براي مردم مکه ، باعث شد تا در قريش منصب سقايت به وجود آيد . اين منصب در اوان ظهور اسلام ، در دست عباس عموي پيامبر (ص) بود . گفته شده که در جاهليت مدت زماني اين چاه پر شده بود و سپس عبدالمطلب آن را از نو گشود . از آن زمان تا به امروز اين چاه مورد استفاده قرار مي گيرد ، گرچه هر از گاهي آب آن پايين و بالا مي شود . در روايات اهل بيت ( عليهم السلام ) نوشيدن از آب زمزم سفارش شده و همي مسلمانان به متبرک بودن آن باور دارند . اکنون دولت سعودي نيز ظرفهايي از آب زمزم را به عنوان هديه در اختيار حجاج قرار مي دهد . هنگامي که بني عباس سقايت را حق خانوادگي خويش مي دانستند قبّه اي بر روي زمزم ساختند که قرنها برپا بود و بازسازي مي شد . در طرح توسعه اي که در عهد سعوديها به اجرا در آمد ، در کنار تخريب قبّي مقام ابراهيم ، ساختماني نيز که بر چاه زمزم بود ، خراب شد و تنها پلکاني براي رفتن به زيرزمين و استفادي از آب نصب گرديد . به علاوه ، آب زمزم به وسيلي لوله کشي به خارج از مسجد الحرام انتقال داده شد .
                                                                                                                    میرمحمد میری


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 1:29 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 1:28 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

و در ميان عموهاي حضرت رسول (ص)، حضرت ابوطالب و حمزه از همه افضل بودند. و ابوطالب اسمش عبدمناف است و کنيتش ابوطالب چنانکه پدرش عبدالمطلب فرموده:
وصيت من کنّيته بطالبٍ عبد منافٍ و هو ذوتجاربٍ
و آن بزرگوار سيد بطحاء و شيخ قريش و رئيس مکه و قبله قبيله بود.
و کان رحمه الله شيخاً جسيماً وسيماً، عليه بهاء الملوک و وقار الحکماء.
گويند: به اکثم بن صيفي حکيم عرب گفتند از که آموختي حکمت و رياست و حلم و سيادت خود را؟ گفت: از حليف حلم و ادب، سيد عجم و عرب حضرت ابوطالب بن عبدالمطلب و در روايات بسيار است که مثلش مثل اصحاب کهف است، ايمان خود را پنهان کرد تا بتواند پيغمبر(ص) را نصرت کند و شر کفار قريش را از آن حضرت بگرداند و ابوطالب مستودع وصايا و آثار انبياء بود و آنها را به پيغمبر(ص) رد کرد.
و در خبر است که نور آن جناب خاموش کند نورهاي خلايق را مگر پنج نور (که نورمحمد و علي و حسن و حسين و ائمه (عليهم السلام) مي باشد) و اگر گذاشته شود ايمان ابوطالب در کفه ترازويي و ايمان اين خلق در کفه ديگر، هر آينه رجحان و زيادتي پيدا کند ايمان ابوطالب بر ايمان ايشان! و اميرالمؤمنين (ع) دوست مي داشت که روايت شود اشعار ابوطالب و تدوين شود و مي فرمود: بياموزيد آن را و تعليم کنيد اولاد خود را؛ زيرا که آن جناب بر دين خدا بود و در اشعارش علم بسيار است.
و بالجمله: خدمات ابوطالب در دين و نصرتش از حضرت سيد المرسلين (ص) از آن گذشته است که بيان شود و بس است در اين مقام فرمايش پيغمبر(ص) که فرموده: پيوسته قريش از من جبان و ترسان بودند يعني جرئت بر اذيت مرا نداشتند تا وفات کرد ابوطالب؛ يعني آن وقت جرئت بر من يافتند و بر اذيت من اقدام کردند.
ابن ابي الحديد گفته:
ولـولا ابوطالب و ابـــنه
لما مثل الدين شخص فقاما
فذاك بمکة آوي و حامي
و ذاك بيثرب جسّ الحماما
و اما حمزة بن عبدالمطلب پس جلالتش بسيار است و در غزوه احد شهيد شد و ما شهادت او را نگاشتيم.
و جعفر بن ابي طالب (ع) در موته شهيد شد و ما در ذکر معجزات حضرت رسول (ص) و وقايع سال هشتم هجري شهادت او را ذکر کرديم.
                                                                                       میرمحمد میری


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 1:21 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 

قبرستان ابو طالب يكى از زيارتگاههاى مسلمانان در مكه به شمار مى‏آيد.اين مكان را به نام مقبره معلى(يا معلاة)و مقبره بنى هاشم نيز مى‏شناسند.قبرستان ابو طالب محل دفن بسيارى از افراد خاندان بنى هاشم و برخى از نزديكترين ياران رسول خدا-ص-است.يكى از چهره‏هاى مهم بنى هاشم،عبد المطلب است.او از افراد بسيار با شخصيت مكه بود و در ميان عربها نفوذ فراوان داشت.عبد المطلب دو سال سرپرستى رسول خدا-ص-را عهده‏دار بود. اعمال او همچون سنتى در ميان عربها مورد پيروى قرار مى‏گرفت.

چهره شاخص ديگر،ابو طالب است.وى در پرده تقيه توانست‏حمايتى سخت از رسول خدا-ص-به عمل آورد.او در برابر انواع تهديدهاى قريش،حاضر به تسليم رسول خدا-ص-نشد و حمايت آشكار خود را از آن حضرت اعلام مى‏كرد.اشعار بسيار زيادى از ابو طالب بر جاى مانده كه علاوه بر ايمان عميق او،نشان دهنده چهره ادبى اين بزرگمرد هاشمى است.اين اشعار در ديوان وى،كه در قرن سوم فراهم آمده،موجود و به چاپ رسيده است.

وى در همان آغاز بعثت،فرزندانش على-ع-و جعفر را به خدمت رسول خدا-ص-فرستاد و خود نيز تا سال دهم بعثت كه زنده بود هرگز در دفاع از آن حضرت كوتاهى نكرد.

خديجه-س-چهره ديگر مدفون در قبرستان ابو طالب است.او زنى فداكار و ايثارگر و نخستين زن مؤمن به رسول خدا-ص-بود.وى تمامى اموال خود را وقف پيشبرد اسلام كرد و در برابر فشارى كه قريش بر رسول خدا-ص-وارد مى‏كردند،بهترين يار صميمى او در خانه محسوب مى‏شد.رسول خدا-ص-هميشه از او به نيكى ياد مى‏كرد تا جايى كه حسادت برخى از همسران وى برانگيخته مى‏شد،اما آن حضرت از تحسين خديجه-س-خوددارى نمى‏كرد. بر روى قبر خديجه بقعه‏اى بوده كه سعوديها آن را خراب كردند. (1)

در اين قبرستان بسيارى از عالمان شيعه نيز،كه در مكه درگذشته يا به شهادت رسيده‏اند، مدفونند.يكى از آنها سيد زين العابدين كاشانى است كه از بانيان تجديد بناى كعبه در سال 1039 ه.ق.است.در آن سال كعبه به وسيله سيل خراب شد و اين روحانى سيد،با كمك شمارى ديگر،آن را باز سازى كرد.اين قبرستان از زيارتگاههاى مورد علاقه مسلمانان،به ويژه شيعيان است و پيش از اين بر سر برخى از قبور،قبه‏هايى نيز بر پا بوده كه تخريب شده است. محيى لارى در قصيده بلند خود با نام‏«فتوح الحرمين‏»،از برخى از چهره‏هاى زاهد و صوفى ياد كرده كه در قبرستان ابو طالب دفن شده‏اند.از آن جمله شيخ على كرمانى،خواجه فضيل عياض و شيخ اسماعيل شيروانى است.او به قبر عبد الله بن زبير هم اشاره كرده است.عبد الله بن زبير همان است كه در سال 73 در كنار قبرستان ابو طالب توسط حجاج به دار آويخته شد. همو به قبر عبد الله بن عمر اشاره كرده است.

به نقل فاكهى،مورخ شهير مكه،او در باغ خرمانيه-جايى كه اكنون شهردارى مكه قرار دارد-دفن شده و اكنون جاى قبرش بر كسى دانسته نيست. (2) منصور عباسى هم كه در مكه درگذشت در همين قبرستان مدفون‏گرديد.

گاهى به غلط قبرستان ابى طالب به عنوان شعب ابى طالب!شناخته مى‏شود.همان گونه كه گفته شد،محل شعب ابى طالب جايى است كه اكنون با نام‏«شعب على‏»معروف است و تا فضاى باز خارج مسعى تا انتهاى سوق الليل-خانه‏هاى روبروى مسعى در بلنداى كوه-امتداد مى‏يابد.


موضوعات مرتبط: اماکن زیارتی وتاریخی
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 1:19 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
 
 

«بدر» روستای کوچکی میان مکه و مدینه بود که چند غزوه از غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به نام آن روستا خوانده‌اند و مهم‌ترین آنها جنگ بدر کبری بوده است.
جنگ بدر کبری در
ماه رمضان سال دوم هجری بین مسلمانان و مشرکان مکه در سرزمین بدر رخ داد. دلیل اصلی این جنگ آن بود که مشرکان مکه اموال مسلمانان مهاجر را مصادره کرده بودند و مسلمین مهاجر در شهر مدینه در تنگدستی و فقر به سر می‌بردند. از این رو وقتی رسول خدا خبر یافت کاروان تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان بن حرب از شام به مکه باز می‌گردد، تصمیم گرفت با سپاه مسلمین به کاروان حمله ببرد و به تلافی اموال مصادره‌شده‌ی مسلمانان مهاجر، اموال و کالاهای بازرگانان قریش را مصادره کند تا بنیه مالی مسلمانان تقویت شود.
رسول خدا در دوازدهم ماه مبارک رمضان به همراه 313 تن از یاران خویش از مدینه بیرون رفت. سپاه اندک مسلمانان با 20 شمشیر و هفتاد شتر و اسب در هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. پرچم سپاه مسلمین را نیز
علی ابن ابیطالب علیه السلام بر دوش داشت.
از سوی دیگر ابوسفیان وقتی از حرکت مسلمانان آگاه شد، پیکی را به مکه فرستاد و کمک خواست. سران قریش هم بی‌درنگ با سپاهی نهصد و پنجاه نفری عازم بدر شدند. ابوسفیان با کشاندن کاروان به بیراهه، آنان را از خطر رهانید و به قریش پیام داد که به مکه بازگردند اما
ابوجهل با آگاهی از تعداد اندک مسلمانان و عدم آمادگی آنان برای این رویایی بزرگ، قریشیان را به نبرد تشویق کرد.
سرانجام جنگ درگرفت و مسلمانان با وجود تعداد اندک‌شان، با امداد الهی بر قریش پیروز شدند، هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را به اسارت گرفتند. ابوجهل و
حنظله پسر ابوسفیان نیز در میان کشتگان بودند.
در جنگ بدر، حضرت علی علیه السلام پایمردی‌های بسیار کرد و در پیروزی مسلمانان سهم زیادی داشت، به طوری که گفته می‌شود 36 تن از مشرکان در آن نبرد به دست او کشته شدند.
در این جنگ، 14 تن از مسلمانان به شهادت رسیدند.

منابع:
المغازی، ‌ج 1؛ سیره ابن هشام، ج؛ معجم البلدان، ج 1؛ تاریخ طبری، ‌ج 2


موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 1:13 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

مسجد شجره یکی از مساجد بسیار مهم خارج از مدینه بوده و به عنوان یکی از میقاتها و مساجد احرام از اهمیت بسزایی برخوردار است. کسانی که قصد ورود به مکّه معظمه و بیت الله الحرام را دارند چه ساکن و چه مسافر باشند، بدون بستن احرام حق ورود به این شهر را ندارند. نقاطی که حجاج در آن محرم می شوند، میقات گویند.

به تناسب مسیر ورود حجاج، شش میقات وجود دارد و مسجد شجره یکی از آنهاست.
پیامبر اکرم در سه سفر عمره و یک سفر حج تمتع در این میقات محرم شدند :

1- در سال صلح حدیبیه که موفق به انجام عمره نشدند (ششم هجری).
2- عمره ناشَدَه (سال هفتم هجری)
3- فتح مکه (سال هشتم)
4-
حجة الوداع (سال دهم هجری)

وجه تسمیه آن به شجره نیز این است که پیامبر اکرم در این مکان، کنار درختی (شجره) به نام ‹‹سَمَره›› فرود آمده و احرام بستند.
مسجد شجره به نامهای دیگر نیز مشهور است:

مسجد اِحرام: به سبب آنکه حاجیان برای تشرف به حج در این مسجد احرام می بندند، به ‹‹مسجدالاِحرام›› معروف گردیده است.

مسجد ذوالحُلیفه: حُلَیفه نام آبی بین ‹‹بنی جشم بن بکر›› از قبیله هوازن و بنی خفاجه العقیلین›› بوده که رسول خدا دوست داشت برای بستن احرام کنار درختی دراین محل فرود آید.

ابیار علی علیه السلام: از آن جهت به آن ابیار علی گفته اند که حضرت علی علیه السلام برای آبیاری نخلستانها، چاههای فراوانی در این منطقه حفر کرده و ابیار نیز اسم جمع بئر یعنی چاه است.

پیامبر اکرم پس از اقامت دو رکعت نماز در مسجد شجره، احرام بسته و می فرمود: ‹‹ لبیک،اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد و النعمة لک و الملک، لاشریک لک لبیک››.

روایت شده، که رسول خدا نخستین بار، هنگام انجام حج، زیر درختی در این مکان فرود آمد که در سالهای بعد در آن محل مسجدی ساخته شد.

آن حضرت در این مسجد به سمت ستون وسط نماز می خوانده است و این همان مکان درختی بود که ایشان قبلاً کنار آن نماز می گذارده است.

‹‹
زین الدین الاستدار›› در سال 961 ه. ق بنای مسجد را باز سازی و اطراف آن دیواری بزرگ کشید که تا پایان دوره عثمانی همچنان پا برجا بود. وی مأذنه گوشه شمال غربی آن را نیز بازسازی کرد و سبب اینکه مکان محراب اصلی مشخص نبود، محراب دیگری در وسط دیوار قبله قرار داد که شاید مکان اصلی محراب باشد. وی پله هایی نیز در سه جهت برای مسجد ساخت تا از ورود چهارپایان به داخل جلوگیری شود.

طول این مسجد از جنوب تا شمال 25 متر از شرق به غرب نیز به همین مقدار بوده است. در سالهای اخیر در دوران سعودی این مسجد به طرز بسیار زیبایی بازسازی شده مساحت آن به 88000 متر مربع رسیده است.

                       

 


موضوعات مرتبط: جغرافیای کشور عربستان
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 12:44 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

 

 

الهی!

 

الهی ؛ تن به سوی کعبه داشتن چه سودی دهد ، آن را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد .

 

الهی ؛ خوشا آنانکه در جوانی شکستند که پیری خود شکستگی است .

 

الهی ؛ اگر عنایت تو دست مارا نگیرد از چهل ها چلّه ماهم کاری نیاید .

 

الهی ؛ تو پاک آفریدی و ما آلوده کردیم .

 

الهی ؛ وای بر من اگر دلی از من برنجد .

 

الهی ؛ پیشانی بر خاک نهادن چه آسان است ، دل از خاک برداشتن دشوار است .

 

الهی ؛ شکرت که به بلای شهرت مبتلا نشدم .

 

الهی ؛ شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و وزیر .

 

الهی ؛ توبه از گناه چه آسان است توفیق ده که از عباداتمان توبه کنیم .

 

الهی ؛ آنکه تو را دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست .

 

الهی ؛ همه از مردن می ترسند و حسن از زیستن که این کاشتن است و آن درویدن .

 

الهی ؛ همه می گویند بده حسن می گوید بگیر .

 

الهی ؛ سر تا سر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند ، چگونه حسن خاموش باشد .

 

الهی ؛ آن را که عشق نیست ارزش چیست ؟

 

الهی ؛ خروس را سحر باشد و حسن را نباشد .

 

الهی ؛ از من آهی و از تو نگاهی .

 

الهی ؛ وسعت جهان کیانی که این است ، فسحت عالم ربانی چون خواهد بود ؟

 

الهی ؛ عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم .

 

الهی ؛ عارف را به عرفان چه کار ، عاشق معشوق بیند نه این و آن .

 

الهی ؛ عقل و عشق ، سنگ و شیشه اند ؛ عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان .

 

الهی ؛ اگر کودکان سرگرم بازی اند ، مگر کهنسالان در چه کارند ؟

 

الهی ؛ چه رسوایی از این بیشتر که گدا از گدایان گدایی کند.

 

الهی ؛ جز این نمی شد ، با که در آویزم .

 

الهی ؛ تو خود گواهی که این سخنان از بی تابی است ؛ بر ما متاب .


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 12:18 بعد از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]

افتتاح شبکه اطلاع رسانی عمره دانش آموزی بمناسبت میلاد باسعادت صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س)

[ شنبه شانزدهم تیر 1386 ] [ 11:56 قبل از ظهر ] [ سیدمحمد میری ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

عمره دانش آموزی - احکام حج - تاریخ وجغرافیای کشور عربستان - اماکن زیارتی و تاریخی و..
امکانات وب
ایران رمان